
کتاب این کتاب را بسوزان؛ برندگان پن از قدرت واژگان میگویند
انتشارات:
انتشارات خرد سرخ٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
شراره
۲
قدما گفتهاند که فایدة شعر، فایدة نوشتن، سرگرم کردن و آموزش دادن بوده است
شراره
۲
ادبیات ابزاری برای آدمها بوده و هست تا بتوانند با آن خودشان را از نو کشف کنند.
شراره
۱
«بردگی، دروغ و ترور... این سه مصیبت دلایل سکوت آدمی هستند که آنان را از یکدیگر مخفی میکند و به آنان مجال نمیدهد تا خود را بازشناسند»
یونا
۰
نگفتن هم، درست همانند گفتن، از ابزارهای نویسنده است؛
leila tofighy
۰
یک کتاب تبری است برای شکستن دریای یخزدة درونمان.
leila tofighy
۰
باید از همانجایی بنویسیم که در آن ایستادهایم؛ زندگی همانجاست؛ و تقلید از زندگی آنگونه که میشناسیماش، هرقدر هم که تنگ و تنک باشد، تنها زمینی است که میتوانیم بر آن بایستیم.
leila tofighy
۰
ما، بیش از آن که از خاطراتمان بنویسیم از خلایای وجودمان مینویسیم و سالها بعد، زندگیهای واقعی کند و عقبماندة ما، معمولا با وفاداری ترسناکی الگوهای نقشبسته در تخیلاتمان را برایمان بازی میکند.
leila tofighy
۰
موجزترین داستان هم باید واقعیات پول و خون را در خود داشته باشد تا برای بزرگسالان جالب باشد
leila tofighy
۰
جادوی داستانها همین است –آنها میتوانند ما را به اعماق جهنم بیاندازند اما در نهایت خطری ندارند.
leila tofighy
۰
هر رمان مشارکت برابری است میان نویسنده و خواننده و این تنها جایی در دنیاست که دو غریبه میتوانند در صمیمیتی مطلق و بینقص با یکدیگر ملاقات کنند. من زندگیام را در گفتگو با مردمی گذراندهام که هرگز آنها را ندیدهام؛ مردمی که هرگز نخواهم شناخت. و امیدوارم که این کار را تا روزی که از نفس کشیدن دست میکشم ادامه دهم.
این یگانه شغلی است که تا حالا خواستهام.
کاوشگر
۰
بدون شک نیاز به ساختن، پدید آوردن و خلق کردن، یک انگیزة بنیادی انسانی است. اما هدف آن چیست؟ هنر و به طور خاص هنر داستان چه هدفی را در آنچه ما دنیای واقع مینامیم دنبال میکند؟ تا جایی که به فکر من میرسد هیچ –دستکم در معنای عملی. کتاب هرگز غذایی در شکم کودکی گرسنه نگذاشته است. کتاب هرگز جلوی ورود گلوله به بدن قربانی جنایتی را نگرفته است. کتاب هرگز در میانة جنگ جلوی فرود آمدن بمب بر سر مردم بیگناه را نگرفته است.
کاوشگر
۰
بعضیها دوست دارند فکر کنند که تقدیر پر جوش و خروش از هنر در واقع از ما آدمهای بهتری میسازد –منصفتر، اخلاقیتر، حساستر، و با فهم و درک بیشتر. شاید این مسئله درست باشد –در موارد نادر و منفرد خاص. اما بیایید فراموش نکنیم که هیتلر میخواست در زندگی یک هنرمند باشد. حاکمان مستبد و دیکتاتورها رمان میخوانند. قاتلان در زندان رمان میخوانند. و کیست که بگوید آنها همان لذتی را از کتابها نمیبرند که هرکس دیگر؟
کاوشگر
۰
به عبارت دیگر، هنر بیفایده است؛ حداقل وقتی با کار یک لولهکش برای مثال، یا یک دکتر، یا یک مهندس راهآهن مقایسه میشود. اما مگر بیفایدگی چیز بدیاست؟ آیا نبود یک هدف عملی بدین معنی است که کتابها و نقاشیها و کوارتتهای زهی فقط وقت ما را تلف میکنند؟ خیلی از مردم اینطور فکر میکنند. اما من اعتقاد دارم که همین بیفایدگی هنر است که به آن ارزش میدهد و خلق هنر چیزی است که ما را از تمام موجودات دیگری که بر این سیاره زندگی میکنند متمایز میکند و چیزی است که در اصل ما را به مثابة انسان تعریف میکند.
imaanbaashtimonfared
۰
انسانها به داستان نیاز دارند. نیاز آنها به داستان تقریباً به شدت نیازشان به غذاست و به هر صورتی که داستانها ارائه شوند –چه چاپشده بر روی کاغذ و چه بر روی صفحة تلویزیون- تصور زندگی بدون آنها غیرممکن است.
شراره
۰
تقویت احساس همدلی به واسطة همذات پنداری با زندگی شخصیتهای داستانی، عموماً به عنوان یکی از اهداف روایت مطرح شده است
شراره
۰
کافکا نوشت که یک کتاب تبری است برای شکستن دریای یخزدة درونمان.
شراره
۰
این موضوع به نظرمان حیرتانگیز آمد که زنبودن بهخودیخود به معنی داشتن هوش، استعداد، توانایی و جذابیت کمتر در برابر مردان، حتی ناخوشایندترین آنهاست.
شراره
۰
هر رمان مشارکت برابری است میان نویسنده و خواننده و این تنها جایی در دنیاست که دو غریبه میتوانند در صمیمیتی مطلق و بینقص با یکدیگر ملاقات کنند. من زندگیام را در گفتگو با مردمی گذراندهام که هرگز آنها را ندیدهام
شراره
۰
در هر کشوری، آزادی اندیشه و بیان، حق جهانشمول آدمی است. آزادی، که انسان مدرن چون آب و نان مشتاق و محتاج آن است، هیچگاه نباید با احساسات ملیگرایانه، حساسیتهای اخلاقی، یا –بدتر از همه- منافع تجاری یا نظامی، محدود شود. اگر ملتهای بسیاری شرمناک رنجشان از فقرند، از آن رو نیست که آزادی بیان دارند، که به دلیل نداشتنِ آن است.
شراره
۰
ما به آزادی بیان نیازمندیم تا خود را درک کنیم، افکار درونی پر سایهروشن و متعارضمان را
شراره
۰
آزادی بیان در احساس غرور ریشه دارد و در اصل خود، بیانی است از غرور انسانی.
شراره
۰
ادبیات در مقام شاهدی بر فجایع، چه جایگاه، وظیفه و معنایی خواهد داشت، بیآنکه از این رویدادها که عامدانه و بیرحمانه به ویرانی مشغولاند پیشی گیرد؛ آنهم زمانی که جهان، به تمامی و در تمام منازعات در خط مقدم قرار دارد؟