جملات زیبای کتاب مهمان شام | طاقچه
تصویر جلد کتاب مهمان شامsubscriptionAvailable

کتاب مهمان شام

زندگی‌نامه و خاطرات شهید مدافع حرم سیدمیلاد مصطفوی

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۸۶ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
باب الجواد
۵۰
بارها می‌گفت: نماز اول وقت چکشی است بر سر نفس و برعکس نماز آخر وقت چکشی است بر سر نماز!
مادربزرگ💝
۳۱
درمحور حلب (شقیدله) شهید شد و پیکرش جاماند. در ایام عاشورا و محرم، مانند اربابش سر از بدن سید جدا کردند. تکفیری‌های بی‌دین بدنش را قطعه قطعه کرده و ... پیکرش پیدا نشد. او به جرگه شهدای گمنام پیوست. اما نه ... این تمام ماجرای ابراهیم نسل جدید ما نبود. او احترام خاصی برای والدینش قائل بود. به خاطر بی‌قراریهای پدرش، سیدمیلاد به خواب یکی از همرزمانش آمد و در خواب محل پیکرش را نشان می‌دهد! سید می‌گوید که من می‌خواستم گمنام باشم ولی به خاطر بیقراری پدرم برمی‌گردم. و برگشت تا بار دیگر عطر و بوی شهادت در این سرزمین وزیدن بگیرد.
خاک‌پای‌دوست‌داران‌خدا
۲۸
اما یکی از بارزترین ویژگی‌های سید، احترام فوق العاده‌اش به والدین بود.
mohaddese
۲۶
امام صادق (ع) فرمودند: اگر یک نماز صبح از کسی قضا شود؛ کل دنیا طلا شود و در راه خدا بدهد جبران آن نماز قضا نخواهد شد.
ایران۹@
۲۳
... اما این را فهمیدم که ازکوچه پس کوچه‌های دنیا! بی‌شهدا، نمیتوان گذشت... با همه فاصله‌ام از شهدا زیر لب زمزمه کردم ... شهداگاهی، نگاهی...
mohaddese
۲۱
حاج حسین یه کد خیلی خوب به ما داده و فرمودند: شهدا اول مراقبت از دل‌هاشون کردند و مدافع قلب شدند، بعد مدافع حرم شدند. در روایت می‌فرماید: القلب حرمُ الله فَلا تَسکُن فی حرم الله غیرالله. قلب شما حرم خداوند است، در این حرم الهی غیر خدا رو راه ندهید. مدافعان حرم، اول از حرم خدا خیلی خوب دفاع کردند که بهشون لیاقت دفاع از حرم حضرت زینب (س) رو دادند...
فصل فیروزه...
۱۹
کسی که از خدا دوره بی‌چاره است، نکنه خدای نکرده از خدا دور شدی؟!!
erfan
۱۴
شهدا اول مراقبت از دل‌هاشون کردند و مدافع قلب شدند، بعد مدافع حرم شدند.
کاربر ۲۵۷۷۶۳۶
۱۴
«گاهی یک نگاه حرام توفیق شهادت را برای کسی که لیاقت شهادت دارد سال‌ها به تأخیر می‌اندازد.»
خاک‌پای‌دوست‌داران‌خدا
۱۳
به دوستان سفارش می‌کرد: هر وقت وارد گود می‌شوید به نیت یک شهید ورزش کنید تا ورزش ما نیز برای رضای خدا باشد و شهدا اثری در زندگی ما داشته باشند.
Laleh
۹
اصلی ترین راهکار برای رسیدن به مقام شهادت «اشک» می‌باشد...
میم مهاجر
۸
می‌گفت: باید ماها درس بخونیم، قوی باشیم تا توی جامعه تأثیر گذار باشیم. من باید تو دانشگاه روی بچه‌ها تأثیر بگذارم، نه اینکه خودم رو کنار بکشم.
Laleh
۸
«اگر می‌خواهید از سیم خاردار دشمن عبور کنید باید در سیم خاردار نفس خویش گیرنکرده باشید.»
Laleh
۸
نماز اول وقت چکشی است بر سر نفس و برعکس نماز آخر وقت چکشی است بر سر نماز!
Laleh
۸
جبهه دانشگاهی است که کنکورش تقوا است. درسش ایثار و مدرکش شهادت است
mohaddese
۸
یه بار خسته بودم. هیچ روحیه‌ای برام نمونده بود، تنها کسی که به ذهنم رسید کمکم کنه سید بود. براش پیام فرستادم: سید خسته و بی‌چاره شدم چیکار کنم؟! سید بلافاصله جواب داد: کسی که از خدا دوره بی‌چاره است، نکنه خدای نکرده از خدا دور شدی؟!! جوابش همچون پتکی بر سرم فرود آمد. خیلی با من صحبت کرد و گفت: هر وقت ناامید شدی برو در خونه خدا، درمان همه دردها همون جاست. آرامش از صحبت‌هاش می‌بارید. از داشتن دوست الهی همچون سید خدا رو شکر کردم ...
Husain Gh
۸
به من می‌گفت: وقتی من شهید شدم هر وقت میای سر مزارم درسته که نمی‌تونم جلو پات بایستم، اما خوشحالم که خاک پای رفیق هستم. تکه کلام معروفی رو داشت همیشه می‌گفت: «تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.»
قاصدک
۷
همیشه لبخند برلب داشت، به او سیدخندان می‌گفتند. در هرشرایطی نماز اول وقتش را جماعت بجا می‌آورد. خیلی تلاش کرد تا به سوریه اعزام شود. گفته بود حتی هزینه خودم را می‌پردازم. ۲۹ ساله بود که برای دفاع ازحرم حضرت زینب (س) به سوریه رفت. از خدا خواست که گمنام باشد، باز هم مانند ابراهیم. درمحور حلب (شقیدله) شهید شد و پیکرش جاماند. در ایام عاشورا و محرم، مانند اربابش سر از بدن سید جدا کردند. تکفیری‌های بی‌دین بدنش را قطعه قطعه کرده و ... پیکرش پیدا نشد. او به جرگه شهدای
قاصدک
۷
به خاطر بی‌قراریهای پدرش، سیدمیلاد به خواب یکی از همرزمانش آمد و در خواب محل پیکرش را نشان می‌دهد! سید می‌گوید که من می‌خواستم گمنام باشم ولی به خاطر بیقراری پدرم برمی‌گردم. و برگشت تا بار دیگر عطر و بوی شهادت در این سرزمین وزیدن بگیرد.
خاک‌پای‌دوست‌داران‌خدا
۷
یکی از مشتری‌هاش بعد از شهادتش اومد سراغ من. با گریه می‌گفت: سید تنها مشتری من بود که انصاف داشت؛ نقد معامله می‌کرد، تو خرید و فروش قسم نمی‌خورد، حساب و کتابش درست بود.
کاربر ۱۵۱۷۵۴۵
۷
می‌گفت بچه‌ها ببینید شیطان با این دل صاحب مردهٔ ما چی کار کرده که ما می‌آییم تو حرم با آرامش کامل چند ساعت دعا و زیارت و.. هیچ خبری نمی‌شه، چرا ما جواب سلام رو از امام رضا (ع) نشنویم؟! مگه جواب سلام واجب نیست خوب امام هم حتماً جواب سلام ما رو می‌ده، اما گوش ما از گناه کر شده ...
امیر رضا
۷
کارهات رو به شهدا بسپار.
Laleh
۷
دانشجوهای دختر بهش زنگ می‌زدنند، اذیتش می‌کردنند. سید تا می‌فهمید اونها هستند یا جواب نمی‌داد یا اگر در منزل بود گوشی‌اش رو می‌داد به مادرش تا با اونها صحبت کنه! برخی از اونها با وقاحت تمام می‌گفتند: مادر ما دوست داریم عروس شما باشیم!! براش پیامک هم می‌فرستادند، به من می‌گفت: حتی یک بار هم جواب پیام شون رو ندادم. می‌گفت: می‌دونم از سر نادانی شونه که دارند این کارها رو می‌کنند. خدا ان‌شاالله به برکت شهدا اونها رو هم هدایت کنه و تا دیر نشده هر چه زودتر پی به اشتباه شون ببرن...
خاک‌پای‌دوست‌داران‌خدا
۶
این رسم هنوز هم بین مردم شهر هست و برای عرض دعا پیش فرزندان سید اسماعیل می‌آیند.‌ بعضی وقت‌ها نیمه شب یا اول صبح درب خانه را می‌زنند و درخواست نوشتن دعا دارند...
sera
۶
همیشه می‌گفت: دوستی با شهدا دو طرفه ست. خیلی این جمله رو تکرار می‌کرد
میم مهاجر
۶
وجودش در همه جا ما را یاد خدا می‌انداخت.
Laleh
۶
کودکی دامان پاکش شعله آتش گرفت گفت بامردی بکن خاموش دامان مرا...
erfan
۶
سعی کن تو دنیا به هیچ چیز وابسته نباشی، هر چقدر انسان وابستگی داشته باشه رفتنش هم سخت تره.
math
۶
«گاهی یک نگاه حرام توفیق شهادت را برای کسی که لیاقت شهادت دارد سال‌ها به تأخیر می‌اندازد.»
قاصدک
۵
بعد از خدمت سربازی مدتی رو در یکی از ادارات دولتی مشغول به کار شد. اما نتوانست دوام بیاورد و استعفا داد. بعدها فهمیدیم آنجا ناظر یکی از پروژه‌های راه سازی بود. یکی از پیمانکاران پیشنهاد رشوه سنگین به سید داده بود. او در مقابل آن‌ها ایستاده بود و زمانی که متوجه شده بود نمی‌تواند اثرگذار باشد از آنجا بیرون آمد.