
کتاب فراتر از زمان
زندگینامه و خاطرات شهید محمود افتخاری
پدیدآورندگان:
گروه نویسندگانانتشارات:
انتشارات شهید ابراهیم هادی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
shariaty
۱۳
به قول یکی از بزرگان؛ شهادت یک مقام است که برخی از افرادی که الان در قید حیات هستند نیز این مقام را دارند. اما در اثر یک حادثه، شهادت واقع میشود.
mahdi ahmadvand
۱۳
سیدمحمود گفت: پدرجان، موقعی که ما بچه مسلمانها خواب هستیم، دشمن ما بیدار است و در حال برنامه ریزی است.
وهب حسینی
۱۱
قرآن در بیان کار فرهنگی انبیای الهی میگوید: لااسئلکم عَلیه مِن اَجر...
یعنی کار شما برای پول نباید باشد (تا ثمر داشته باشد) هرچند که وظیفه است، کسی که اینگونه کار میکند، تأمین شود.
shariaty
۱۰
او مدرسهای ایجاد کرد که فکر نمیکنم در تاریخ آموزش و پرورش دیگر تکرار شود!
بگذارید یک روز مدرسه را برایتان شرح دهم: ما نمازجماعت صبح داشتیم. یعنی آقای افتخاری خودش را قبل از اذان صبح به مدرسه میرساند. یا اینکه شب را در مدرسه میخوابید.
hosseini
۹
یک روز صبح زود سیدمحمود از خانه خارج میشد. گفتم: کجا میری؟
گفت: میرم یک دونه نان بخرم. گفتم: پس یک نان هم برای ما بگیر.
سیدمحمود کمی فکر کرد و رفت. چند دقیقه بعد برگشت و یک نان در دست داشت. نان را به من داد و آماده رفتن شد. گفتم: پس نان خودت چه شد؟
جواب نمیداد و میخواست سریع برود مدرسه. گفتم: وایسا پسر. تو میخواستی برای خودت نان بخری. چرا فقط برای ما خریدی؟
آنقدر اصرار کردم تا اینکه گفت: من فقط برای یک عدد نان پول داشتم. شما که گفتید، با خودم گفتم: پس برای شما میخرم و میروم.
پدر میگفت: اینقدر دلم سوخت که گفتم وایسا. مقداری پول بهش دادم و گفتم: اینها رو بذار تو جیبت باشه. اینقدر انفاق نکن. تو زن و بچه داری.
shariaty
۸
خوب که توجه کردم دیدم که قرائت یک آیه از قرآن باعث تغییر و تحول درونی ایشان میشد:
«قل ان الصلواتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین.»
mahdi ahmadvand
۸
تمام کارها را براساس رسیدن به جامعه مطلوب انجام میداد. میگفت: اشتباهات و کم کاری ما ظهور آقا امام زمان (عج) را به عقب میاندازد.
shariaty
۷
میگویند در زمان جنگ و در عملیاتها، وقتی آتش دشمن سنگین میشد، رزمندگان به اصطلاح کپ میکردند. یعنی دیگر توان تکان خوردن از داخل سنگر را نداشتند. در این شرایط یک نفر احتیاج بود که از جا برخیزد و خط شکنی کند و به سوی دشمن برود تا حال و هوای بقیه تغییر کند و بتوانند به دنبال او بروند.
moallem
۷
قبل از انقلاب، چندین سال، مسئولیت وزارت آموزش و پرورش این کشور اسلامی، برعهده یک خانم بهایی به نام فرخ رو پارسا بود! کسی که در ساواک زمان شاه، صدها صفحه پرونده از او به جامانده است!!
moallem
۷
برتری کسی که یتیم آل محمّد (یعنی یک مسلمان جدا شده از راه صحیح) را که در جهل فرو رفته سرپرستی کند و مشکلات عقیدتی را برای او روشن سازد، در مقابل کسی که یتیمی را سرپرستی کند و به او آب و غذا دهد، مانند برتری خورشید بر ستاره سُهی (ستاره کوچکی از ستارگان دبّ اکبر) است.
mahdi ahmadvand
۶
ایشان مجموعهای از اخلاق حسنه بود که در یک انسان متجلی شده بود. او اندیشه متعالی و اعتقاد محکم داشت. او فقط یک سخنران یا یک عالم نبود. او با اعتقادش عجین بود. وقتی از خدا سخن میگفت، خدا را در وجود او حس میکردیم.
moallem
۳
الان وقتی فکر میکنم میبینم که آقای افتخاری کارهایی کرد که برخی از بهترین مدارس امروزی هم انجام نمیدهند.
یادم هست در سال ۵۸ و ۵۹ برای من و عدهای از بچهها که در درس ریاضی ضعیف بودند، اردوی آموزشی برگزار کرد! آن هم در شهر ساوه!
قبل از امتحانات به اردو رفتیم. ما در اردو، روزانه از صبح تا شب کلاس ریاضی داشتیم. برنامه نماز و استراحت و شام و ناهار هم مشخص بود. به این صورت وضعیت درسی ما خوب شد.
Farhan6750
۳
ای برادرانی که مسئولیت گرداندن این چرخهای جمهوری اسلامی را به دوش گرفته اید به خدا مسئولید! مسئولیتی سخت! آتش در کنار شماست و بهشت در طرف دیگرتان.
به خدا اگر کوتاهی کنید، اگر دقت کافی و بینش و عملکرد قرآنی نداشته باشید، حتما تباه و هلاک خواهید شد!
Yasin Heidari
۳
امیرمؤمنان (ع) در جایی از نهج البلاغه میفرماید: مرا یاری کنید با ورع و اجتهاد و...
ورع یعنی دوری شدید از گناه. اما اجتهاد را به معنای تلاش دائمی و بیست و چهار ساعته در راه خدا معنا کرده اند. یعنی یک شیعه واقعی، هیچگاه نباید تلاش در راه خدا را متوقف کند. او باید هرطور که میتواند، برای بندگان خدا موثر باشد.
a.b
۳
نیروهای گردان ابوذر سوار خودروها شدند. افتخاری یک تیربار در دست داشت و قطار فشنگ به همراهش بود. چقدر دیدن این صحنه برایم درد داشت. کسی او را نمیشناخت. او در این چند روز هم در جبهه خودش را معرفی نکرده بود.
کسی که دریای معلومات و معارف بود، کسی که میتوانست فرهنگ یک کشور را متحول کند، کسی که میتوانست صدها رزمنده تربیت کند، حالا اسلحه بر دوش به سوی دشمن میرفت.
hosseini
۳
علیرضا را خیلی دوست داشت. اما این روزهای آخر کمتر او را تحویل میگرفت!
متوجه میشدم که میخواهد دلبستگی ایجاد نشود.
کاربر ۱۵۴۵۹۴۷
۳
نکته جالبی که خوب از آن دوران به یاد دارم این بود که ایشان در آن محیط کوه و قبل از اقامه نماز، اشک میریخت و گریه میکرد و بعد نمازش را اقامه مینمود.
من چند بار دقت کردم که چه چیزی باعث اشک ریختن آقای افتخاری میشود؟ خوب که توجه کردم دیدم که قرائت یک آیه از قرآن باعث تغییر و تحول درونی ایشان میشد:
«قل ان الصلواتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین.»
بگو به درستی که نماز و زندگی و مرگ من همگی برای خدای است که پروردگار جهانیان است.
افتخاری این آیه را میخواند و اشک میریخت و توجهی به اطراف نداشت. او موقع نماز، غرق در توجه به خدا بود. در حالی که ضدانقلاب و گروهکها از کنار ما مسخره کنان رد میشدند.
Yasin Heidari
۲
بیش از یکصد نفر از شاگردانش به فیض شهادت نائل شدند. صدها محقق و استاد انقلابی حوزه و دانشگاه، افتخار شاگردی او را داشتند. دهها معلم و مدیر نمونه، در کنار او پرورش یافتند.
افتخاری چه کرد که اینگونه موثر بود؟ آن هم فقط با پنج سال حضور در آموزش و پرورش و چهار سال مدیریت!
Yasin Heidari
۲
بزرگان میگویند: یک شیعه واقعی به تعبیری باید شخصیتی فرهنگی داشته باشد. یعنی هرجا میرود، در راه آرمان دین و عقیدهاش تلاش کند. او این راه را تا زمان ملاقات با پروردگار ادامه میدهد.
اگر روزی هر کدام از ما شیعیان، خودمان را از این وظیفه مبرا دانستیم، آن روز است که باید منتظر فاجعه باشیم.
hosseini
۲
او آخرین نصیحتها را کرد و آماده رفتن شد.
وقتی با پدر و مادر خداحافظی میکرد، رو به آنها گفت: شما پنج پسر دارید که باید خمس آنها را بدهید. من خمس فرزندان شما هستم.
hosseini
۲
آن شب برخی دوستان ما عکس فرزندانشان را به هم نشان میدادند. گفتم: راستی سید، عکس پسرت علیرضا رو آوردی، خیلی دلم براش تنگ شده.
لبخند تلخی زد و گفت: نه، دلم خیلی براش تنگ شده اما نمیخوام مانع توجهم بشه.
Husain Gh
۲
ذکر مدام او این بود کهای امام عصر (عج) من را از خودتان جدا نکنید. دستم را بگیرید. کمکم کنید...
Husain Gh
۲
اگر میخواهید زیباییهای آفرینش را درک کنید به قیام شب و اقامه نافله شب اهتمام ورزید که حکمت خدا را در آن خواهید یافت...
Sobhan Naghizadeh
۲
پیامبر (ص) فرمودند: نجات در راستگویی است.
کاربر ۴۰۰۸۶۲۲
۲
گویی این روزها را میدید. روزهایی که معلم و دانشآموز، در بهترین شرایط، فقط به قصد «آموزش» در مدرسه حاضر میشوند و جایگاه پرورش و اهداف فرهنگی مجهول است!
کاربر ۴۰۰۸۶۲۲
۲
میگفت: اشتباهات و کم کاری ما ظهور آقا امام زمان (عج) را به عقب میاندازد.
یا مهدی (عج)
۱
کارهایش ما را یاد این حدیثی میانداخت که رسول خدا (ص) میفرماید: برتری کسی که یتیم آل محمّد (یعنی یک مسلمان جدا شده از راه صحیح) را که در جهل فرو رفته سرپرستی کند و مشکلات عقیدتی را برای او روشن سازد، در مقابل کسی که یتیمی را سرپرستی کند و به او آب و غذا دهد، مانند برتری خورشید بر ستاره سُهی (ستاره کوچکی از ستارگان دبّ اکبر) است.
یا مهدی (عج)
۱
ما از زندگی و راه و روش سیدمحمود اطلاعات زیادی نداشتیم. او در خانه خیلی از حرفها را نمیزد.
مثلاً من که برادرش بودم اطلاع نداشتم که برادرم چندین سال مدیر مدرسه بوده!
یا مهدی (عج)
۱
شب و روز با دوستان معلم در مدرسه کار میکردند و حقوقشان را برای تعمیر مدرسه و فوق برنامههای مدرسه خرج میکردند. آنها خودشان در تابستان مدرسه را رنگ زدند تا پولی به بیت المال تحمیل نکنند.
یادمه چندین بار کل حقوقش را خرج مدرسه کرد و دیگر چیزی نداشت. به خانه که میآمد چند بلیط اتوبوس و یا چند تومان پول از من یا مادرش میگرفت که برای کرایه و... استفاده کند.
hosseini
۱
مبادا خودتان را مشغول مثلث لذت و خوردن و خوابیدن کنید.