جملات زیبا از متن کتاب بیمار بعدی | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیمار بعدی

کتاب بیمار بعدی

۳.۹(از ۲۸ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
یاسر قنبرلو
انتشارات: 
نشر نیماژ

قیمت:

۸۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
زنان ستاره‌ی دنباله‌دار می‌خواهند مرا ببخش که چیزی در آسمانم نیست
دهقان غذاخوار
۳۳
من آدمم عزیز! خطا نیز می‌کنم
_SOMEONE_
۲۶
هرگز مرا مقایسه با دیگران نکن! این شعر را بخوان و فراموش کن، همین!
دهقان غذاخوار
۲۴
دیگر بس است هرچه خدا حافظ تو شد ای دل از این به بعد خدا را تو حفظ کن!
hosein
۲۳
هرگز ننشین متر نکن خوبی خود را اندازه‌ی خوبی به ندانستنِ آن است
کتابخوان ساده
۲۳
جز اعتماد بر قفسِ آسمان نکن بر شاخه‌ی شکسته‌ی من آشیان نکن من آدمم عزیز! خطا نیز می‌کنم من آدمم عزیز! مرا امتحان نکن! ارزان مرا خریده و ارزان فروختند با چون منی حراج زده سر گران نکن از تاجرانِ قبل، بپرس از بهای من من جز زیان نداشته‌ام پس زیان نکن آری... برو! برو! برو با دیگران ولی هرگز مرا مقایسه با دیگران نکن! این شعر را بخوان و فراموش کن، همین! این شعر را برای خودت داستان نکن...
mohammadali Mehrpouya
۲۱
تنهایی من جمعیت دارد
hosein
۲۰
نگاه‌دارِ تو باشد خدا، تو نیز به شُکرش «نگاه دار دلی را که بُرده‌ای به نگاهی»
Manal Bn
۱۷
در خیابانِ خودفروشی‌ها نانِ من آجر است شکر خدا سفره‌ی خانه‌ام اگر خالی‌ست سفره‌ی دل پُر است شکرِ خدا دوره‌ی اعتقادسازی‌هاست کافرِ مُطلقم خدا را شکر! روزگارِ زرنگ‌بازی‌هاست من هنوز احمقم! خدا را شکر!
بانيشا
۱۶
مرگ در صفحه‌ی حوادث بود زندگی در نیازمندی‌ها
hosein
۱۵
زندگی آن‌چنان نبود که من آنچه باید که می‌شُدم باشم تو خودت باش و آنچه باید شو من بلد نیستم خودم باشم! من فقط روزنامه‌ای بودم بین انبوه دسته‌بندی‌ها مرگ در صفحه‌ی حوادث بود زندگی در نیازمندی‌ها سادگی کردم و پیاده شدم که سواران پیاده می‌خواهند که تمامی کارفرمایان کارگرهای ساده می‌خواهند...
khorasani
۹
رسول این زمان منم! گواهِ من همین که من به هرچه دست می‌زنم بدل به هیچ می‌شود!
غم‌سایه
۷
به ارزنی فروختم زمینِ خویش را کُنون فقط نگاه می‌کنم به خانه‌ی گران‌شده!
khorasani
۷
هرکه افتاد پی شیخ به محراب رسید ما پی میکده رفتیم رسیدم به شیخ!
Mahta
۷
من یک عُقابِ در قفسم
دهقان غذاخوار
۶
رفتم از چند مبدأِ معلوم تا رسیدم به مقصدی مجهول آخرِ عمر هم نفهمیدم زندگی فاعل است یا مفعول!
khorasani
۶
چقدر عمر کنم؟ این سؤال را تو جوابی که بستگی به تو دارد مرا چقدر بخواهی...
khorasani
۵
به کویش هرکه عاقل رفت باید منتظر باشد که بعد از مُدّتی کوتاه با زنجیر برگردد! در این جنگل که سُلطانش یکی آهوست، نشنیدم که شیری تا شکارش رفته باشد، شیر برگردد...
arghavan
۵
هرچه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر!؟ ای وطن! خون تو از اروند می‌آید مگر!؟ قصه‌ی پُرغصه‌ات پایان نمی‌گیرد مگر!؟ پس دعاهامان چه شد؟! باران نمی‌گیرد مگر...
arghavan
۵
در این سرا که هر نری نشسته روی مِنبری خوشا به خانه ماندن و به مِنبری نداشتن
Mahta
۵
ای حاکمان! چقدر بگوییم ما را برای خویش ندانید...
Mahta
۵
«خدا کند کنار او به عشق زندگی کنی» نمی‌توانم این‌چنین برای تو دعا کنم! نمی‌شود تو را برای خود نخواست عشق من! نمی‌شود... گزافه است هرچه ادعا کنم!
Hamidreza
۴
میان این‌همه یاری که در کنار من است فقط غم است که با من کنار می‌آید اگرچه بعد زمستان فقط زمستان است بزک نمیر که روزی بهار می‌آید! همیشه منتظرم... گرچه خوب می‌دانم هرآنچه می‌کشم از انتظار می‌آید
بانيشا
۴
مال و منال و ثروتم جاه و جلال و شوکتم علم و کمال و کسوتم سارقِ کاردانِ من! این‌همه را گذاشتی خواب مرا ربوده‌ای؟!
Manal Bn
۴
زنان ستاره‌ی دنباله‌دار می‌خواهند مرا ببخش که چیزی در آسمانم نیست مرا ببخش که می‌خواهی و نمی‌گویی مرا ببخش که می‌خواهم و توانم نیست...
khorasani
۴
عقلی اگر نبود به سر، اکنون دیوانه‌وار گریه نمی‌کردیم
khorasani
۴
شهر اگر خوابیده، باشد! درد می‌خوابد مگر!؟
Mahta
۴
نشو محبوب آن یاری که خود یار کسی باشد نرو بالای دیواری که دیوار کسی باشد نکن کاری که با خواری بیفتی در گرفتاری گرفتاری اگر او هم گرفتار کسی باشد بسوز ای دل بساز ای دل مریض آن کسی بودی که فکرش را نمی‌کردی پرستار کسی باشد! اگر این عشق آزار است عاشق نیستم دیگر که بیزارم از آن کاری که آزار کسی باشد...
helena
۴
دل نیست «این» که دارم دیوارِ مهربانی‌ست
helena
۴
چشم گفتیم و چشم را بستیم یک نفر مرد اعتراض نشد چشم‌ها در سقوط بسته شد و «چترهای نجات باز نشد»
arghavan
۳