جملات زیبای کتاب باقر فداغی لارستانی | طاقچه
تصویر جلد کتاب باقر فداغی لارستانی
off

کتاب باقر فداغی لارستانی

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
باقر فداغی
انتشارات: 
طاقچه
kamrang
۱۱
سرت بردار سراندازت ببینم رخت بنما که روبازت ببینم غلامت میشود صد سال باقر بیا برخیز کاندامت ببینم
SaeidR
۴
دم دروازه شیراز تنگست بیاض گردن باقر قشنگ است شنیدم خلعتی دادن به باقر ندانم خلعت شاهان چه رنگست
kamrang
۳
سرت نازم سرانداز تو تور است شکر گرد لبانت تلخ و شوراست تویک ناری و صد بیمار داری اگر باقر نمی خواهی نه زور است
kamrang
۲
به زیر پیرهن پستان دلبر نمایان می کند چون حقۀ زر غزالون گرد باقر صف کشیدن زلیخا بود و شیرین و سمنبر
"Shfar"
۲
خداوندا به خر اوسار دادی به هر ناکس رسیدی یار دادی جوانی مثل باقر بی نصیبه خیار خوب برکفتار دادی
کاربر ۲۱۴۷۴۶۲
۱
دلم خواهد که کفش پات باشم قدم برداری و همرات باشم چو دکمه سرنهم من روی سینه ات چو سرمه مرهم چشمات باشم