
کتاب ابولی
پدیدآورندگان:
فریبا صفوی همامیانتشارات:
انتشارات مینوفر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
سپیده
۱
"قار و قار و قار، هر روز میرم سرکار، میخورم باقالیها رو، چه خوبه روزگار!"
با اینکه کلاغ فکر میکرد روزگار خوش نصیبش شده، ولی ابولی تا اون حرفارو شنید دلش شکست و تصمیم گرفت به آقا کلاغه درسی بده تا بفهمه برای بدست آوردن روزگار خوش، نباید روزگار دیگران رو ناخوش کنه.
سپیده
۰
اَبولی
یکی بود یکی نبود، در زمانهای قدیم در سرزمینی بسیار دور، پسر جوانی بنام اَبولی با مادر پیرش زندگی میکرد. آنها از دار دنیا جز یک قلب با ایمان و یک باغچه کوچک با صفا چیزی نداشتند.
سپیده
۰
ابولی توی باغچه باقالی میکاشت و درو میکرد و از فروش باقالی در بازار زندگی نه خیلی راحت، اما با دل خوش و آرامش میگذشت.
زندگی بر همین روال میگذشت تا اینکه روزی ابولی متوجه شد که باقالیها هر روز کمتر و کمتر میشه. او فهمید که باید دست دزد بدجنسی در کار باشه.
