جملات زیبای کتاب همه چیز از هم می‌پاشد | طاقچه
تصویر جلد کتاب همه چیز از هم می‌پاشدsubscriptionAvailable

کتاب همه چیز از هم می‌پاشد

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۶۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
چینوا آچه‌به، علی هداوند
انتشارات: 
کتاب نشر نیکا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Amin
۲۴
خورشید اول به اونایی می‌تابه که جلوِ اون می‌ایستند و بعد به کسانی می‌تابه که جلوش زانو می‌زنن.
Melika_SA
۱۶
« وقتی ماه می‌درخشد آدم چلاق هم شور قدم زدن پیدا می‌کند. »
rezaat98
۱۲
کسی که به بزرگ‌ترها احترام می‌گذارد راه بزرگی خود را هموار می‌کند
Farnaz Bagherlou
۹
هیچ چیز تلخ‌تر و دردناک‌تر از این نیست که مرد احساس تنهایی و درماندگی کند.
Melika_SA
۶
 هیچ داستانی نیست که واقعیت نداشته باشه. دنیا انتها نداره و چیزی که بین عده‌ای از مردم خوبه بین آدمای دیگه مایهٔ نفرته.
Mary gholami
۶
چرا پشه‌ها همیشه سراغ گوش آدم می‌روند؟ بچه که بود مادرش در این‌باره برایش قصه‌ای گفته بود؛ اما این قصه هم مانند بقیهٔ قصه‌هایی که زن‌ها می‌گویند احمقانه بود. مادرش گفته بود پشه از گوش خواهش کرده بود با او عروسی کند که گوش از خنده روده‌بر شده و افتاده بود روی زمین. بعد از پشه پرسیده بود: « مگه فکر می‌کنی چقدر زنده‌ای؟ عین اسکلت می‌مونی. » پشه که تحقیر شده بود راهش را کشید و رفت و هر وقت گذارش به گوش می‌افتاد می‌گفت هنوز زنده است.
AS4438
۶
جنگیدن مرد با یک زن شجاعت نیست. »
صبا بانو:)
۵
« هیچ داستانی نیست که واقعیت نداشته باشه. دنیا انتها نداره و چیزی که بین عده‌ای از مردم خوبه بین آدمای دیگه مایهٔ نفرته.
صبا بانو:)
۲
« آروم باش! تو نه خدایان را رنجانده‌ای نه اجدادت را؛ موقعی که مردی با خدایان و اجداد خود آشتی باشد خوب بودن و بد بودن کشت و کارش بستگی به زور بازوی او دارد. یونوکا، همهٔ قبیله تو را به خاطر ضعف در استفاده از قمه و بیلت می‌شناسند. وقتی همسایه‌های تو با تبرهایشان برای انداختن درخت‌های جوان عازم جنگل‌ها می‌شوند، تو در روستا می‌مانی و در زمین خسته و فرسوده سیب‌زمینی می‌کاری که برای رشد کردن زحمتی ندارند. آن‌ها برای آباد کردن مزارع خود از هفت رودخانه می‌گذرند و تو در خانه می‌مانی و برای زمین و خاک بی‌حاصل قربانی می‌کنی. برو خانه و مثل یک مرد کار کن. »
𝐒𝐚𝐧𝐚𝐳...♡
۲
« وقتی ماه می‌درخشد آدم چلاق هم شور قدم زدن پیدا می‌کند. »
T.R
۱
هیچ داستانی نیست که واقعیت نداشته باشه. دنیا انتها نداره و چیزی که بین عده‌ای از مردم خوبه بین آدمای دیگه مایهٔ نفرته
Farnaz Bagherlou
۰
بزرگ‌ترای ما می‌گن خورشید اول به اونایی می‌تابه که جلوِ اون می‌ایستند و بعد به کسانی می‌تابه که جلوش زانو می‌زنن.
Farnaz Bagherlou
۰
خوشبختانه در میان این مردم، مرد را با ارزش خودش مورد قضاوت قرار می‌دهند نه با ارزش پدرش.
محمود
۰
وقتی یونوکا مُرد هیچ عنوانی نداشت و به شدت بدهکار بود. جای تعجب نیست که پسرش اُکنکوُو از این بابت خجالت‌زده بود. خوشبختانه در میان این مردم، مرد را با ارزش خودش مورد قضاوت قرار می‌دهند نه با ارزش پدرش
fatemeh
۰
بچه که بود مادرش در این‌باره برایش قصه‌ای گفته بود؛ اما این قصه هم مانند بقیهٔ قصه‌هایی که زن‌ها می‌گویند احمقانه بود. مادرش گفته بود پشه از گوش خواهش کرده بود با او عروسی کند که گوش از خنده روده‌بر شده و افتاده بود روی زمین. بعد از پشه پرسیده بود: « مگه فکر می‌کنی چقدر زنده‌ای؟ عین اسکلت می‌مونی. » پشه که تحقیر شده بود راهش را کشید و رفت و هر وقت گذارش به گوش می‌افتاد می‌گفت هنوز زنده است.
کاربر ۱۰۲۲۹۲۴۰
۰
حوصلهٔ آدم‌های بی‌حاصل را نداشت؛ حوصلهٔ پدرش را که اصلاً نداشت.