در تهنیت جشن سده و مدح وزیر
گر نه آیین جهان از سر همی دیگر شود
چون شب تاری همی از روز روشنتر شود
روشنایی آسمان را باشد و امشب همی
روشنی بر آسمان از خاک تیره بر شود
روشنی بر آسمان زین آتش جشن سدهست
کز سرای خواجه با گردون همی همسر شود
آتشی کردهست خواجه کز فراوان معجزات
هر زمان گیرد نهادی، هر زمان دیگر شود
گاه گوهرپاش گردد، گاه گوهرگون شود
گاه گوهربار گردد، گاه گوهربر شود
گاه چون زرین درخت اندر هوا سر بر کشد
گه چو اندر سرخ دیبا لعبت بربر شود
گاه روی از پردهٔ زنگارگون بیرون کند
گاه زیر طارم زنگارگون اندر شود
گاه چون خونخوارگان خفتان به خون اندر کشد
گاه چون دوشیزگان اندر زر و زیور شود