
بریدههایی از کتاب صائب تبریزی
۴٫۵
(۱۵۰)
ما را به کوچهٔ غلط انداختن چرا؟
امیری حسین
طفل میگرید چون راه خانه را گم میکند
چون نگریم من که صاحب خانه را گم کردهام؟
سپهر
از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم
بیسیمچی
یک ذره وفا را به دوعالم نفروشیم
هرچند درین عهد خریدار ندارد
maryam_z
دشمن خانگی از خصم برونی بترست
Davood
ز طوفان حوادث عاشقان را نیست پروایی
نیندیشد نهنگ پر دل از آشفتن دریا
Harmony
هر که را دیدیم در عالم گرفتار خودست
ツAlirezaツ
چرا خورم غم دنیا به این دو روزه اقامت؟
ᶜʳᶻ
از قید خط و زلف امید نجات هست
بیچاره عاشقی که شود مبتلای چشم
اِیْ اِچْ|
ساده لوحان غافلند از الفت بیجای هم
می نهند از دوستی زنجیرها بر پای هم
Harmony
چون وانمیکنی گرهی، خود گره مشو
ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
ahmad
گوهر خود را مزن صائب به سنگ ناقصان
باش تا جوهرشناس کاملی پیدا شود
آیلین :):
صحبت مردم افسرده سکون می آرد
آوای دوست
چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟
کوته کن این بهانه دنباله دار را!
بیسیمچی
ریشهٔ نخل کهنسال از جوان افزونترست
بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را
علیرضا گلرنگیان
شکست شیشهٔ دل را مگو صدایی نیست
که این صدا به قیامت بلند خواهد شد
هُـــو
تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است
Harmony
در گشاد کار خود مشکلگشایان عاجزند
شانه نتواند گشودن طرهٔ شمشاد را
هانی
چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست
سرمه در چشم کم از داروی بیهوشی نیست
آوای دوست
شود جهان لب پرخندهای، اگر مردم
کنند دست یکی در گره گشایی هم
بیسیمچی
عالم پرست از تو و خالی است جای تو
یك رهگذر
در بهاران مست و در فصل خزان دیوانه شو
اِیْ اِچْ|
میان خوف و رجا حالتی است عارف را
که خنده در دهن و گریه درگلو دارد
ali
طومار صبر من به نهایت رسیده است
اِیْ اِچْ|
دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است
که اگر بازستانند، دو چندان گردد!
ehsan
من از همواری این خلق ناهموار میترسم
کاربر
هر آنچه با تو نیاید به خاک، مال تو نیست
Juror #8
در خانهایم و رنج سفر میبریم ما
بیسیمچی
آه اگر این حرف در بزم شهیدان بگذرد
اِیْ اِچْ|
ناله ما حلقه در گوش اجابت می کشد
اِیْ اِچْ|
حجم
۳٫۰ مگابایت
حجم
۳٫۰ مگابایت
قیمت:
رایگان