
امیری حسین
۲۱۵
ما را به کوچهٔ غلط انداختن چرا؟
سپهر
۲۱۱
طفل میگرید چون راه خانه را گم میکند
چون نگریم من که صاحب خانه را گم کردهام؟
بیسیمچی
۲۰۲
از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم
maryam_z
۱۶۸
یک ذره وفا را به دوعالم نفروشیم
هرچند درین عهد خریدار ندارد
Davood
۱۵۲
دشمن خانگی از خصم برونی بترست
Harmony
۱۲۸
ز طوفان حوادث عاشقان را نیست پروایی
نیندیشد نهنگ پر دل از آشفتن دریا
ツAlirezaツ
۱۲۱
هر که را دیدیم در عالم گرفتار خودست
اِیْ اِچْ|
۱۱۰
از قید خط و زلف امید نجات هست
بیچاره عاشقی که شود مبتلای چشم
ᶜʳᶻ
۱۰۷
چرا خورم غم دنیا به این دو روزه اقامت؟
Harmony
۸۷
ساده لوحان غافلند از الفت بیجای هم
می نهند از دوستی زنجیرها بر پای هم
ahmad
۸۲
چون وانمیکنی گرهی، خود گره مشو
ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
آیلین :):
۸۱
گوهر خود را مزن صائب به سنگ ناقصان
باش تا جوهرشناس کاملی پیدا شود
آوای دوست
۷۵
صحبت مردم افسرده سکون می آرد
بیسیمچی
۷۳
چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟
کوته کن این بهانه دنباله دار را!
علیرضا گلرنگیان
۶۸
ریشهٔ نخل کهنسال از جوان افزونترست
بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را
هُـــو
۶۳
شکست شیشهٔ دل را مگو صدایی نیست
که این صدا به قیامت بلند خواهد شد
هانی
۶۳
در گشاد کار خود مشکلگشایان عاجزند
شانه نتواند گشودن طرهٔ شمشاد را
Harmony
۵۹
تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است
بیسیمچی
۵۷
شود جهان لب پرخندهای، اگر مردم
کنند دست یکی در گره گشایی هم
آوای دوست
۵۷
چشم مخمور ترا حاجت می نوشی نیست
سرمه در چشم کم از داروی بیهوشی نیست
یك رهگذر
۵۵
عالم پرست از تو و خالی است جای تو
کاربر
۵۳
من از همواری این خلق ناهموار میترسم
اِیْ اِچْ|
۵۲
طومار صبر من به نهایت رسیده است
ali
۵۲
میان خوف و رجا حالتی است عارف را
که خنده در دهن و گریه درگلو دارد
ehsan
۵۲
دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است
که اگر بازستانند، دو چندان گردد!
اِیْ اِچْ|
۵۱
در بهاران مست و در فصل خزان دیوانه شو
اِیْ اِچْ|
۴۸
آه اگر این حرف در بزم شهیدان بگذرد
Juror #8
۴۸
هر آنچه با تو نیاید به خاک، مال تو نیست
🌸فطرس🌸
۴۷
آنقدر عقل نداریم که فرزانه شویم
آنقدر شور نداریم که دیوانه شویم
چند سرگشته میان حق و باطل باشیم
تا کی از کعبه برآییم و به بتخانه شویم
سنگ بی منت اطفال به وجد آمده است
خوش بهاری است بیایید که دیوانه شویم
میم ـ نون...!
۴۷
از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم