جملات زیبای کتاب ابوسعید ابوالخیر | طاقچه
تصویر جلد کتاب ابوسعید ابوالخیر

بریده‌هایی از کتاب ابوسعید ابوالخیر

انتشارات:طاقچه
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۴از ۸۸ رأی
۴٫۴
(۸۸)
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آ
f@t€m€h
یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم محتاج برادران و خویشان نشوم بی منت خلق خود مرا روزی ده تا از در تو بر در ایشان نشوم
بیسیمچی
گر با دگران به ز منی وای بمن ور با همه کس همچو منی وای همه
بیسیمچی
با علم اگر عمل برابر گردد کام دو جهان ترا میسر گردد مغرور مشو به خود که خواندی ورقی زان روز حذر کن که ورق بر گردد
بیسیمچی
از چرخ فلک گردش یکسان مطلب
✿↝...برکت...↜✿
یا رب مکن از لطف پریشان ما را هر چند که هست جرم و عصیان ما را ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم محتاج بغیر خود مگردان ما را
مادربزرگ💝
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آ
مهسا🍃
از مردم صدرنگ سیه پوشی به وز خلق فرومایه فراموشی به
Harmony
نیش و دم مار و دم کژدم بستن بتوان نتوان دهان مردم بستن
بیسیمچی
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آ
Ali
القصه حدیث مطلق از من بشنو هر چیز که در جستن آنی آنی
بیسیمچی
خواهی که ترا چو تاج بر سر دارند دست همه گیر و خاک پای همه باش
بیسیمچی
گویند چرا تو دل بدیشان دادی والله که من ندادم ایشان بردند
اِیْ اِچْ|
گفتی که به دلشکستگان نزدیکم ما نیز دل شکسته داریم ای دوست
بیسیمچی
ای چرخ بسی لیل و نهار آوردی گه فصل خزان و گه بهار آوردی مردان جهان را همه بردی به زمین نامردان را بروی کار آوردی
بیسیمچی
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آ
مهدی فیروزان
در دیده بجای خواب آبست مرا زیرا که بدیدنت شتابست مرا گویند بخواب تا به خواب‌ش بینی ای بیخبران چه جای خوابست مرا
Harmony
شرمنده شوم اگر بپرسی عملم یا اکرم‌اکرمین بیامرز و مپرس
بیسیمچی
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من
بیسیمچی
رباعی شمارهٔ ۴۷۰ یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم محتاج برادران و خویشان نشوم بی منت خلق خود مرا روزی ده تا از در تو بر در ایشان نشوم
:)
هر کس به کسی و حضرتی مینازد جز حضرت تو ندارد این بی کس کس
بیسیمچی
ای شاه ولایت دو عالم مددی بر عجز و پریشانی حالم مددی ای شیر خدا زود به فریادم رس جز حضرت تو پیش که نالم مددی
بیسیمچی
دیوانه دل کسیست کین عادت اوست کو دشمن جان خویش میدارد دوست
Mithrandir
میدان فراخ و مرد میدانی نی مردان جهان چنانکه میدانی نی در ظاهرشان به اولیا می‌مانند در باطنشان بوی مسلمانی نی
بیسیمچی
مردم گویند بهشت خواهی یا دوست ای بیخبران بهشت با دوست نکوست
Mithrandir
آنم که توام ز خاک برداشته‌ای نقشم به مراد خویش بنگاشته‌ای کارم چو بدست خویش بگذاشته‌ای می‌رویم از آنسان که توام کاشته‌ای
F.m
آلودهٔ دنیا جگرش ریش ترست آسوده‌ترست هر که درویش ترست هر خر که برو زنگی و زنجیری هست چون به نگری بار برو بیش ترست
بیسیمچی
تا در نظر خلق نگردی کافر در مذهب عاشقان مسلمان نشوی
بیسیمچی
گر طالب راه حق شوی ره پیداست
Mithrandir
آتش بدو دست خویش بر خرمن خویش چون خود زده‌ام چه نالم از دشمن خویش کس دشمن من نیست منم دشمن خویش ای وای من و دست من و دامن خویش
بیسیمچی

حجم

۴۰۲٫۸ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۷۰۰ صفحه

حجم

۴۰۲٫۸ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۷۰۰ صفحه

قیمت:
رایگان