
آرشیدا
۶۴
آن درد که بر روح و دلم رفت ندانی...
_SOMEONE_
۴۲
تنها میان اینهمه تنها
باید که تنها را بلد باشم
ᶜʳᶻ
۳۸
مردها سخت میشکنند...
اما اگر بشکنند...
"سخت میشکنند"
یاش
۳۶
رفتم به بهشت، آنچنان خوب نبود!
_SOMEONE_
۲۶
این غصهها اندازهی من نیست
rezvan
۲۶
مردها سخت میشکنند...
اما اگر بشکنند...
"سخت میشکنند"
تا زنده ام نخواهید فهمید چه میگویم،
سن درخت وقتی معلوم میشود
که ساقه اش قطع شود!
♡...Elahe...♡
۲۵
خدا رحمت کند این زنده تن را
بیامرزد خدا عاشق شدن را
برای من خودم مرثیه گفتم
خدا رحمت کند مرحوم "من" را
ݥحَّدٽہ
۲۳
من سبز تر از جنگل انبوه شمالم
ݥحَّدٽہ
۲۱
دلم چرک است و چرکین است دنیایم
بخواهم یا که نه این است دنیایم
تمام روزها میخندم و شادم
ولی شبها چه غمگین است دنیایم
♡...Elahe...♡
۲۰
بهتر نکند نگاه شاعر در ماه
انگار دوباره می شود قافیه "آه"
من بی مدد تو وزن هم می بازم
لاحول و لا قوت الا بالله
_SOMEONE_
۱۹
حالا تو حق زندگی داری
من مرگ را هر لحظه میپویم
باشد، در آغوش کسی خوش باش
من هم برایت شعر میگویم
میرفندقی
۱۹
دست مرا پس میزنی؟ از عشق بی حاصل شدی
هربار تا موجی شدم، هر دفعه تو "ساحل" شدی
چیزی ندارم جز همین اشعار گنگ بی هدف
تاجی سر "ساحل" نزد هر "موج" جز مشتی صدف
parnia
۱۹
برای من "قهوه" نریز!
من از همه دنیا طلبکارم
دنیا به من "من" را بدهکاراست
_SOMEONE_
۱۷
گرفتم سالها من روزهی طغیان و اشک و آه
که با این اشکها افطار شد وقتی که فهمیدم...
S
۱۶
دیگر این قافیهها دست کسی نیست که نیست
داد و بیداد که فریاد رسی نیست که نیست
آن که پر زد ز جهانم که دگر رفت که رفت
حال این کل جهان جز قفسی نیست که نیست
ریزوریوس
۱۶
تمام من، همه از دم دروغ است
وجود این منِ مبهم دروغ است
اِیْ اِچْ|
۱۶
من که خواب و کلید هم دوراست
برق بالاسریم روشن ماند
یاش
۱۶
و دنیایم پر است از بی صدایی
هزاره ای پس از چشمان طُ
۱۶
قافیه ها اشتباه است!
سر نهادم روی هر شانه و اما تکیه، نه
بغض کردم تا دلت خواهد ولیکن گریه، نه
بعد تو بین همه آغوشها چرخیدهام
بوسه چیدم، شعر گفتم، دست دادم، هدیه نه
بعد تو از تو فقط حس غزلها مانده است
قبل از این هم شعر میگفتم ولی این عده نه
بعد تو قلبم خودش را بر در و دیوار زد
قلب من هرکار با خود کرد اما سکته نه
بعد تو من دفتر بازی شدم پیش همه
درد گفتم، بغض خوردم، ناله کردم، شکوه نه
بعد تو تنها فقط لبخند ازیادم برفت
عطر مویت، طعم لب، آغوش تو، یا غیره نه
سهم من از این جهان و تو همانی شد که بود
من ز دنیایم تو و از تو... ولی نه، گریه نه
ᶜʳᶻ
۱۵
باید از رفتنت نیاندیشم
و به عطر تنت نیاندیشم
رفتی و رفتن تو یادم داد
که به برگشتنت نیاندیشم
قید هرچه غرور را بزنم
و به نه گفتنت نیاندیشم
با تو ام ای غرور کاری کن
تا که به کشتنت نیاندیشم
من کماکان نترس و مغرورم
باید از رفتنت نیاندیشم
ᶜʳᶻ
۱۴
گرفتم سالها من روزهی طغیان و اشک و آه
که با این اشکها افطار شد وقتی که فهمیدم...
وجود من همه درماندگی و عجز استیسال
و حتی شعر من ناچار شد وقتی که فهمیدم...
من از چشمان آن شه دختر رویای شیرینم
نصیبم قهوه ی قاجار شد وقتی که فهمیدم...
_SOMEONE_
۱۴
بهمن ترین مرد زمستانم
من بی شروعم رو به پایانم
من با غزل خو کرده ام عمری
من مثنوی را سخت میدانم
ᶜʳᶻ
۱۴
میترسم از دلناگرانیها
از خندهات با دیگرانیها
میسوزم از این سرگرانیها
با این منِ عاشق مدارا کن!
رفتن گناهم بود میدانم
عشق اشتباهم بود میدانم
ᶜʳᶻ
۱۴
از عاشقی پرهیز آسان نیست
این درد شور انگیز آسان نیست
مجنون شدن سخت است باور کن
لیلا شدن هم نیز آسان نیست
♡...Elahe...♡
۱۴
جز عشق ز هر عالمیهر چیز نخواهیم
ⓢⓐⓡⓐ
۱۳
کاش باز هم،
حداقل امروز!
از زبان تو میشنیدم:
"دوستت دارم"
حتی اگر دروغ سیزده باشد...
(:Ne´gar:)
۱۲
من منطق این ستاره را میفهمم
#Mohad3h#
۱۲
نا امید از سفر کوچ زمین برگشتم
تا بجویم به نگاه تو چه امّیدی را...
یا علی گفتم و عشق من و تو آغازش
به دلم راه ندادم غم و تردیدی را
ذکر لبهای بهم دوختهام خواهی بود
منکر از من چو بپرسد چه پرستیدی را
میرفندقی
۱۲
از عاشقی پرهیز آسان نیست
این درد شور انگیز آسان نیست
مجنون شدن سخت است باور کن
لیلا شدن هم نیز آسان نیست
عاشق نبودن در شب سرد و
بارانی پاییز آسان نیست
یاش
۱۱
شبها چه غمگین است دنیایم