
юля
۵۳
بسوزم جان و جانانِ «کسی با من نمیماند»
юля
۲۸
دود تو بر چشم ما و هرم تو با دیگران
سهم من تاریکی از چشم سیاه و مست تو
می تو با دیگر کسان خوردی و با ما سر گران
نوبهارم را تو با خود از بر من می بری
بعد تو پاییز باشم از پس صدها خزان
چون دلارامی و جانت رقص آتش می کند؟
من تنی خاموش دارم سینه ای آتش فشان
юля
۲۶
که با این قد کوتاهم تورا آرام میدارم
چو آتش زیر خاکستر مرا اندازی اما تا
شوی از دیده ام پنهان کماکان دان که بیدارم
ᶜʳᶻ
۲۴
کاش چندی که به آیینه تو دستت نرسد!
تا بفهمی که ز تو دورشدن یعنی چه
-Dny.͜.
۲۳
رفتم و "من" جا ماند، بازگشتم "تو" نبود
ᶜʳᶻ
۲۱
دروغانه ترینه کذب تاریخ است... "من خوبم"
юля
۱۹
نمی رفتی اگر آگاه بودی
همان قلبی که می بردیست، رفتن
بهارِ آمدن را یاد دارم
چه فصلِ خامُش و زردیست، رفتن
بدان آری که پاییز و خزانِ
بهاری را که آوردیست، رفتن
تئو:)
۱۸
دوستانم که دوستشان دارم،
پناه
۱۸
من بیخبر بودم همین اوج گناهه
نویسندهکوچك.
۱۸
اولین جمله ام به او این شد:
"که ببخشم که دیر آمده ام"
هردو چشمش چقدر بی تاب و...
انتظارش چقدر زیبا بود
_SOMEONE_
۱۷
بیا ببین کسی رو که کسی به دادش نمیاد
اونقدر یادت میکنه خودش رو یادش نمیاد
حتی نمیتونم بگم اینهمه حرف دیگه بسه
حتی دروغات واسه من یه آیه ی مقدسه
مادربزرگ💝
۱۷
تو پاداش کدامین کار من هستی نمی دانم
به قدری تا که باشم بر تو لایق دوستت دارم
در این جا زندگانی باید و من زندگی خواهم
ولی تا هست در اینجا شقایق... دوستت دارم
S
۱۶
بس صبر پیشه کردم بر هر جفا ز سویت
از این شکیب بودن حیرت نموده ایوب!
یاش
۱۶
یه عطر از جنس تنهاییم،
°hengameh|آگرین°
۱۵
می میرم نمی میرم نمی میرم ولی هر دفعه اش کذب بزرگی بود... "من خوبم"
پناه
۱۳
تو فقط بامن باش
°hengameh|آگرین°
۱۳
چو بشکنی دل مرا، نه از تو من، به زیر لب
باز گلایه هایی از رسم زمانه میکنم
S
۱۲
این روزها تو ندانی، که به ظاهر چه میکنم
با این دلِ شکستهی شاعر چه میکنم
S
۱۲
جان یابم از نفیرت، نا مهربانِ محبوب
همچون شمیم یوسف بر چشم های یعقوب
𝑁𝑎𝑧𝑎𝑛𝑖𝑛
۱۲
یقینم آمده بر دار هم من زنده میمانم، در این احوال هم خوبم!
من امشب زنده میمانم!
بر این جانِ "وفادارم" تو میبخشی یقیناً این همه "سگجانی" من را،
نمیمیرم ولی امشب به پایت نه، برایت پیر خواهم شد،
_SOMEONE_
۱۱
غرورم نذاشت این منم ما بشه
میدونم که تنهایی تاوانشه
تو مغرور ومن از تو مغرور تر
تو هر لحظه میشی ازم دورتر
اگه این غرور و یه روز بشکنی
میبینی که کل جهان منی
ᶜʳᶻ
۱۱
امروز دیدم آنکه چشمانش غزل میدوخت
آن را که از خورشید چشمش صد غزل میسوخت
امروز خیره در دو چشمم عشق را انکار...
آن کس که بر من راه و رسم عاشقی آموخت
امروز از خاکسترم افسونگر آتش
با وردهایش شعله های بی مثال افروخت
امروز دیدم با دو چشمانم که حتی عشق
این عاشقی ها را به نقد زندگی بفروخت
مادربزرگ💝
۱۱
در این جا زندگانی باید و من زندگی خواهم
ولی تا هست در اینجا شقایق... دوستت دارم
یاش
۱۱
رفتم و "من" جا ماند، بازگشتم "تو" نبود
پناه
۱۱
که درد از یار و از او نیز درمان است
نه از کامم، سخن کز عمق این جان است
یاش
۱۱
من و این برزخ بی سرته و بی شاخ وَ دُم
یاش
۱۱
او سکوت پشت سکوت!
ده نخ از پاکتش ولی کم شد
юля
۱۱
ای دریغا غافل این دل در خیالی باطلم
گر تو را مدحی کند کس با وی اندر
_SOMEONE_
۱۰
سهم من از این جهان و تو همانی شد که بود
من ز دنیایم تو و از تو، تو را میخواستم
مادربزرگ💝
۱۰
نمیدانم چرا اما، شقایق دوستت دارم
به تعداد همه نبض دقایق دوستت دارم
