جملات زیبای کتاب آنچه هست را دوست بداریم؛ چهار پرسشی که زندگی‌تان را دگرگون خواهد کرد | طاقچه
تصویر جلد کتاب آنچه هست را دوست بداریم؛ چهار پرسشی که زندگی‌تان را دگرگون خواهد کردsubscriptionAvailable

کتاب آنچه هست را دوست بداریم؛ چهار پرسشی که زندگی‌تان را دگرگون خواهد کرد

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
بانوی کتابخوان
۴
هیچ‌‌چیزی هیجان- ‌انگیزتر از دوست داشتن آن چه هست نیست.
پرنیان
۲
پیشگفتار استیون میچل هر چه ما خود و احساسمان را روشن‌تر درک کنیم، به همان نسبت «آن‌چه هست» را بیشتر دوست خواهیم داشت. بر اساس گفته‌ای از اسپینوزا( قرن ۱۷ )
پرنیان
۱
کیتی همیشه می‌گوید: «رنج کشیدن یک انتخاب داوطلبانه است». هرگاه متوجه احساس ناخوشایندی، چه از گونه‌ی سبک یا سنگین‌ آن مانند سوگواری، خشم یا ناامیدی بشویم، می‌توانیم مطمئن باشیم که یک فکر معین باعث واکنش در ما شده است. چه ما نسبت به آن آگاه باشیم یا نباشیم. برای پایان دادن به فشارهای روحی کافی است که تنها فکر پس‌زمینه را بازبینی کرد و هرکسی‌ می‌تواند با یک برگه کاغذ و یک ‌قلم این کار را انجام دهد. «کار» The Work از چهار پرسش تشکیل‌ شده است که در ادامه با آن‌ها آشنا خواهید شد. این پرسش‌ها به ما نشان خواهند داد که کجا فکرها برای ما مناسب نیستند. به‌وسیله‌ی این جریان -که کیتی آن‌ را بازبینی‌ می‌‌نامد -کشف می‌کنیم که همه‌ی تصورات و داوری‌هایی که به آن‌ها اعتقاد داریم یا آن‌ها را بدیهی‌ می‌دانیم، تنها شکل نادرستی از واقعیت را به نمایش می‌گذارند.
پرنیان
۱
داستان تو، هویت توست و تو تقریباً هر کاری می‌کنی‌ تا ثابت کنی‌ که حقیقت دارد. اگر چیزی تو را ناراحت کرد، دلایلت را بنویس و آن‌ها را بازبینی کن. بازبینی خویش، تنها راهی است که می‌تواند به درون این گونه تصورات قدیمی ما نفوذ کند.
Sajjad Khodadadi
۱
پرسش: اگر بیش ‌از اندازه در رنج باشم، باید بازهم «کار» را انجام دهم؟ جواب: وقتی‌ رنج می‌کشیم، یعنی‌ این‌که به باوری عمیقاً ریشه‌دار چسبیده‌ایم... این حالتی روانی است که به آن چه آن را درست می‌پنداریم، چشم‌بسته می‌چسبیم. در این حالت، بازبینی از روی عشق برای یافتن حقیقت بسیار دشوار است، چراکه ما در داستانمان عمیقاً گیر افتاده‌ایم. داستان تو، هویت توست و تو تقریباً هر کاری می‌کنی‌ تا ثابت کنی‌ که حقیقت دارد.
دان جان
۱
اگر من با واقعیت، درهرموردی که باشد وارد جنگ بشوم، فقط می‌توانم بازنده باشم
پرنیان
۰
هرگاه‌ ما به‌جای حقیقت، به فکرهایمان باور داشته باشیم، احساساتی‌ از استرس را تجربه می‌کنیم که رنج نامیده می‌شود. رنج یک زنگ خطر طبیعی است که به ما هشدار می‌دهد که از مرکز خود (نقطه تعادل) خارج ‌شده‌ایم. اگر ما به این موضوع توجه نکنیم، سرانجام رنج را به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی‌ می‌پذیریم؛ گرچه می‌‌تواند این‌گونه نباشد.
Sajjad Khodadadi
۰
حتی دردهای فیزیکی‌ ما نیز واقعی‌ نیستند. آن‌ها داستان‌هایی از گذشته هستند که هیچ‌وقت به بالا( سطح آگاهی‌ )نمی‌آیند و همیشه در نیمه‌راه باقی‌ می‌مانند؛ اما آدم‌ها از آن اطلاعی ندارند. نوه‌ام وقتی‌ سه‌ساله بود، روزی به زمین خورد و زانویش کمی کبود شد و شروع کرد به گریه. وقتی‌ به من نگاه کرد، به او گفتم: عزیزم! الآن داره یادت میاد که چه طور زمین خوردی و دردت اومد؟ و فوری گریه‌اش قطع شد.
Sajjad Khodadadi
۰
او بدون این که بداند، از خودش خارج‌شده است. حالا «کار» این نشان‌‌ها را به‌عنوان مجوزی برای بازگشت به خود به او می‌دهد. همه‌‌چیز برمی‌گردد به یک‌چیز (به یک کل). هیچ‌چیز برمی‌گردد به هیچ‌چیز.