فقر در جوانی اگر به موفقیت منتهی شود، هم ارادهٔ آدمی را به تلاش وا میدارد و هم روح انسان را اعتلا میبخشد. جهش بهسوی زندگی ایدهآل از همینجا آغاز میشود. جوان ثروتمند صدها خوشگذرانی دارد؛ سوارکاری، شکار، نگهداری از سگها، دود و دم، قماربازی، غذای خوب و چیزهای دیگر. اما جوان فقیر سختی را به جان میخرد تا نانی به دست آورد، نان را که خورد، آنگاه غرق در رویا میشود. خودخواهی را کنار میگذارد و مردم را دوست میدارد. نفرت از قلبش بیرون میرود و بهجای آن روشنی به روحش بازمیگردد. آیا چنین کسی بدبخت است؟ نه، هرگز.
این بود آنچه بر ماریوس گذشت.