همهٔ این مردم کاغذیان و دارن تو خونههای کاغذی زندگی میکنن. آدمهایی که آیندهشونو آتیش میزنن تا گرم بمونن. بچههایی که دنبال خرید یواشکی آبجو از فروشگاهای کاغذیان. همه عاشق و شیفتهٔ تصاحب چیزای مختلفان. همهٔ این چیزا کاغذی و از بینرفتنیان. آدما هم همینطور. تو این هیجده سالی که زندگی کردم تا حالا نشده با کسی آشنا بشم که چیزای اصلی و مهمتر زندگی براش اهمیت داشته باشن