پدرم هم شاعربود
من از موج موی یار میگفتم
او از موج سرش در جنگ ...
min
دیوانه نبودند
رد کنند گالیله را ...
رد تو را دیدند
برنگشت
گفتند: گرد نیست ...
min
با این همه پاییز
هنوز
زیر سایه آخرین نگاهت
آفتاب میگیرم...
آترین🍃
سنگسار پرندهی تنها
به جرم
همنشینی با تن لخت درخت
شاهکار پاییزست …
Mohsen7080
عصا زنان
نفرین میکرد
جاذبه را
پدر بزرگ ...
min
"نگاه "
با این همه پاییز
هنوز
زیر سایه آخرین نگاهت
آفتاب میگیرم...
دختر دریا
تنهایی یعنی :
در انبوه هجوم فریاد آدمها
اویی که باید باشد
نیست
تا سنگی
بر شیشهی سکوتت بزند ...
Mohsen7080
متنفرم
حتی از فرشتهی روی شانهات
یا
پرندگانی که
بر سیم برق ردیف شدند
تا وقت عبور نگاهت کنند....
پاییز بانو
حتم دارم
فتح میشد تنم
اگر
دشمن پشت خاکریزها
تو بودی ...
پاییز بانو