
بریدههایی از کتاب مجموعه اشعار اسعد گرگانی
۳٫۸
(۱۰)
مرا نوروز دیدار تو باشد
هوای خوش ز گفتار تو باشد
چڪاوڪ
نامه نوشتن ویس به پیش رامین
حریر و مشک و عنبر خواست و خامه
ز درد دل به رامین کرد نامه
سخن در نامه از زاری چنان بود
که خون از حرفهای او چکان بود
الا ای مهربان مهر پرور
چنین کن نامه نزد یار دلبر
کجا این نامه گر خوانی تو بر سنگ
ز سنگ آید به گوشت نالهء چنگ
ز یار مهربان و عاشق زار
به یار سنگدل وز مهر بیزار
ز بی دل بندهء بی خواب و بی خور
سپرده دل به شاهی چون مه و خور
S
اگر چرخ فلک باشد حریرم
ستاره سر بسر باشد دبیرم
هوا باشد دوات سیاهی
حروف نامه برگ و ریگ و ماهی
نویسند این دبیران تا به محشر
امید و آرزوی من به دلبر
به جان تو که ننویسند نیمی
مرا جز هجر ننمایند بیمی
مرا خود بأ فراقت خواب ناید
و گر آید خیالت در رباید
چنان گشتم درین هجران که دشمن
ببخشاید همی چون دوست بر من
S
من از هجران تو با غم نشسته
تو با بدخواه من خرم نشسته
بگرید چون ببیند دیدهء من
مهار دسإت اندر دست دشمن
تو گویی آتشست این درد دوری
که خود چیزی نسوزد جز صبوری
S
سپاس و آفرین آن پادشا را
که گیتی را پدید آورد و ما را
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
چه خوش روزی بود روز جدایی
اگر با وی نباشد بی وفایی
اگر چه تلخ باشد فرقت یار
درو شیرین بود امید دیدار
mahboob
ترا احسان و رحمت بیکرانست
شفیع ما همیدون مهربانست
چو پیش رحمتت آید محمد
امید ما ز فضلت کی شود رد
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
جوانمردی بکار آرد به کردار
که بی کردار ناخوبست گفتار
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
نه ذات او بود هر گز مکانی
نه علم ذات او باشد نهانی
کاربر ۴۳۴۰۲۲۶
اگر چه کار خلعت سخت نیکوست
فزون از قدر عالی همت اوست
چگونه شاد گردد ز اصفهانی
دلی کاو مهتر آمد از جهانی
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
حجم
۴۰۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۵۰۰ صفحه
حجم
۴۰۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۵۰۰ صفحه
قیمت:
رایگان