اگر شیوهای از اندیشه وجود داشته باشد که برای تمامی افراد در تمامی جوامع و در تمامی دورههای تاریخی مشترک باشد، آن مقایسه است. مقایسه، همچنانکه کینز معتقد است، هر دوی مقایسهٔ «مثبت» و «منفی» را در بر میگیرد، شناسایی شباهتها و تفاوتها بین چیزهای مورد مقایسه (۱۹۲۱). حضور همهجایی و قلمروی استدلال مقایسهای، آن را تبدیل به نقطه عزیمت مفیدی در تلاشمان برای بررسی شباهتها و تفاوتها، نه تنها بین علم انسانشناختی و ادبیات انسانشناختی، یا اندیشهٔ مدرن و بدوی، بلکه بین اندیشهٔ انسانشناسان و اندیشهٔ افراد مورد مطالعه میکند.
ali504