جملات زیبای کتاب سه راه سرگردون | طاقچه
تصویر جلد کتاب سه راه سرگردونsubscriptionAvailable

کتاب سه راه سرگردون

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
رضا رسولی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سین. میم
۱
وقتی آدم میاد یادمان، به خودش میگه یادمان باشد که شهدا برای چی از جونشون گذشتن...
سین. میم
۱
اون پرونده‌ی بزرگ مالی رو یادت هست؟ که به اختلاس سه‌هزار میلیاردی معروف شد؟ ما چند سال روش کار کردیم. چند ده کارشناس حوزه‌ی تجارت و امور بانکی رو اون کار کردن تا به نتیجه رسید... حرفش که تمام شد در را باز کرد و با دست کوبید به شانه‌ی کیان. - خیالت راحت، ما محکم پای کاریم... فقط بی‌تابی نکن... صبور باش. دوست دارم اگر تونستی، این‌ها رو تو رسانه‌ها بنویسی تا مردم بدونن بچه‌های ما، خالصاً مخلصاً پای کارن، شبانه‌روزی.
سین. میم
۰
امروز جریان صنعت و اقتصاد تو کشور ما، یک مسئله‌ی امنیت ملّیه. هر کسی هم که با تولید، عرضه یا نظارت به این جریان کمک کنه، مستقیماً به امنیت ملی کمک کرده و سودش مستقیم تو جیب مردم و نظام میره. هر کس هم که خلاف این جریان حرکت کنه، امنیت مردم کشور رو سلب کرده.
مهدی طالقانی
۰
کیان انگار که شاعر شده باشد، برای حسنا زمزمه می‌کرد و سرمست، پیچ‌های آخر جاده‌ی مرزن‌آباد را پشت سر می‌گذاشت. - باباجان! بلند شو! از شهرِ اکسیژن ایران هم گذشتیم.