
زیـنـب🍃🌸
۳۰
شاید هیچ کدام از روزهای دوران کودکیام به اندازهٔ روزهایی که وقتم را صرف خواندن کتابهای محبوبم میکردم، سرشار و دلپذیر نبودند.
چڪاوڪ
۲۱
رفتن در پی شادمانی صرفا به جهت رسیدن به شادمانی به ملالت و خستگی منجر میشود، و هر کسی که بخواهد به شادمانی واقعی دست یابد، باید در پی چیزی غیر از آن باشد، بنابراین اگر صرفا در اندیشه عشق ورزیدن به زیبایی- به عنوان امری بیرونی و مستقل از ما و بسیار مهمتر از آن که صرفا برایمان منبع لذت باشد- باشیم و لاغیر آن گاه لذت ناشی از زیبایی شناسی نیز به ما اعطا میشود.
Golam
۱۷
مطالعه باعث میشد تا از مشاهدهٔ وضعیت خودم همانند سایر چیزها غافل شوم و تنها به اصرار بر مطالعه فکر کنم،
zbabaxni
۱۵
ما این جا هرچیزی میسازیم جز انسان؛ ما کتان را پاک، فولاد را آبدیده و شکر را تصفیه میکنیم و سفال را شکل میدهیم، اما هرگز برای تطهیر، تصفیه، آبدیده کردن و سروسامان دادن به یک موجود زنده سرمایه گذاری نمیکنیم.
Maryam Shahriari
۱۳
فلسفه تعلیم و تربیت صحیح این نیست که افراد را به انجام کارهای درست وادار کند بلکه باید کاری کند که آنها از کارهای درست لذت ببرند، نه این که صرفا صنعتکار شوند بلکه از صنعت لذت ببرند، نه این که از دانشمند شوند بلکه علاقمند به دانش باشند، نه تنها عادل بلکه تشنه عدالت باشند.
Golam
۹
آیا میدانید که اگر این کتاب را بخوانید دیگر نمیتوانید آن دیگری را بخوانید و این که، آن چه امروز از دست میدهید را فردا نمیتوانید به دست آورید؟
چڪاوڪ
۸
نگرش کاملا متافیزیکی زیبایی شناسی امری بسیار فراتر از صرف کندوکاو در باب هنر است، و کسی که صرفا به جهت لذات ناشی از زیبایی آن را دوست دارد نمیتواند حظ و بهرهٔ کافی را ببرد.
پویا
۷
باید بدانید که هدف شما از مطالعه کتاب درک اندیشههای مؤلف آن است نه اندیشههای خودتان.
آرمان
۶
شاید هیچ کدام از روزهای دوران کودکیام به اندازهٔ روزهایی که وقتم را صرف خواندن کتابهای محبوبم میکردم، سرشار و دلپذیر نبودند.
چڪاوڪ
۳
هنر حقیقتی دارد و مرد اندیشمند قادر به مشاهدهٔ آن است
Pariya
۱
شاید هیچ کدام از روزهای دوران کودکیام به اندازهٔ روزهایی که وقتم را صرف خواندن کتابهای محبوبم میکردم، سرشار و دلپذیر نبودند.
Maryam Shahriari
۱
رفتن در پی شادمانی صرفا به جهت رسیدن به شادمانی به ملالت و خستگی منجر میشود، و هر کسی که بخواهد به شادمانی واقعی دست یابد، باید در پی چیزی غیر از آن باشد
Maryam Shahriari
۱
احترام گذاشتن به دیگران و این که خودمان و آن چه که محبوبمان است را در دسترس آنها بگذاریم نه تنها بردگی نیست بلکه اغلب شرافتمندانهترین حالتی است که هر انسانی میتوان در حیات خویش تجربه نماید. در واقع نوعی احترام نوکرمآبانه است که غیرمنطقی و متکبرانه است، اما همچنین احترام شرافتمندانه هم هست که معقول و دوست داشتنی است؛ و انسان هنگامی که به این نوع از احترام دست مییابد به اوج عزت و شرافت خود دست یافته است.
zbabaxni
۱
مطالعات و پیشرفتهای بسیاری انجام شده و کشورهای متمدن به تقسیم بندی کار پرداخته اند اما با این اشکال که نام آن را به خطا خواندهاند، زیرا در حقیقت این طبقه بندی کار نیست بلکه طبقه بندی انسانها ست
کاربر ۱۳۲۸۳۶۰
۱
باید بپذیری که تا ده سال دیگر خودت و تا صد سال دیگر کتابهایت نابود میشوند. بقای جاودانه نه از آن آدمیان است و نه کتابها. کتابم به همان درازای هزار و یک شب خواهد بود اما از گونهٔ دیگری. بدون شک زمانی که عاشق اثری هستی دلت میخواهد چیزی چون آن بیافرینی، اما باید عشق کنونی را فدا کنی و نه به گرایش خود که به حقیقتی بیاندیشی که نمیپرسد دلخواه تو چیست و از اندیشیدن به آن منعت میکند.
گلی 🍃
۱
چه تعداد از ما توان برگزیدن دوستان خوب را داریم! یا دست کم، چقدر حق انتخاب ما در این زمینه محدود است!
شهابواره
۱
ظاهر یک چیز صرفا تصویری از ماهیت آن نیست، بلکه نشانهای است از سرنوشت و رونوشتی است از تاریخچهٔ آن.
صدیقه
۱
و تنهای آدمیان به همین دلیل که این گونه ساعتهای گذشته را در خود دارند این همه میتوانند مایه رنج کسانی شوند که دوستشان میدارند، زیرا دربردارندهٔ بسیاری خاطرههای شادمانیها و آرزوهایی اند که برای خودشان رنگ باخته است اما برای کسی که تماشایشان میکند و تن دلدار را در زمان گذشته هم میبیند، و حسود آن است، حسود تا حدی که نابودیاش را بخواهد، بسیار دردناک است.
zbabaxni
۰
هرگز بمانند امروز، طبقات مرفه جامعه با طبقه فرودست همدردی نکرده و با ایشان مهربان نبوده است و با این وجود هرگز بمانند امروز، این طبقات منفور طبقه فرودست جامعه نبودهاند؛ زیرا در گذشته، تفاوت بین فقیر وغنی صرفا دیواری بود که توسط قانون ساخته میشد اما امروزه اختلافی حقیقی در جایگاه این دو قشر وجود دارد، پرتگاهی ژرف بین اراضی پست و علیای سرزمین انسانیت، که جوی طاعون زده در اعماق آن حاکم است. نمیدانم آیا روزی فراخواهد رسید که ماهیت آزادی حقیقی درک شود، زمانی که انسانها با آن که مجبور به اطاعت و کار برای دیگری هستند اما به ایشان و جایگاه ایشان احترام گذاشته میشود و به آنها به چشم برده نگریسته نمیشود.
yazdaan
۰
در این سال در دانشکده حقوق پاریس نامنویسی کرد. در سال ۱۸۹۱ گذشته از دانشکده حقوق به طور نامرتب در کلاسهای آلبر سورل و آناتول لوروا بولیو در دانشکده علوم سیاسی و در کلاسهای برگسون در سوربن شرکت کرد.
کاربر ۳۵۱۳۷۰۵
۰
دوباره رستن
به عقیدهٔ من قانون بیرحم هنر آن است که انسانها بمیرند و خود ما هم با چشیدن تمام رنجها بمیریم تا نه سبزهٔ نسیان که سبزهٔ زندگی جاودان بروید، سبزهٔ پربار آثار بارور که نسلها و نسلها میآیند و شادمانه، بدون اندوه کسانی که در زیرش خفته اند، بر آن به "سفرهٔ گسترده بر چمن" مینشینند.
کبریا
۰
اساسا یک کتاب حاوی موضوعی گفتاری نیست بلکه حاوی موضوعی نوشتاری است و منظور آن یک ارتباط صرف نیست بلکه ایجاد اثری دائمی و ماندگار است.