
صیاد
۱
ظرف دور روز دیگر برگردد.
asiyeah
۰
را – از جملهٔ هوشیارانه همیشگیاش استفاده کند: «وقتی شبا سرتو میذاری رو بالش، هیشکی جات فکروخیال نمیکنه جز خودت.» آستِن امیدوار بود هر وقت جوزِفین از او میخواست از خودش بگوید، یک بحث رُک و پوستکندهٔ این شکل
