از او پرسیدم که آیا تا به حال ترسیده یا نه؛ طوری به من نگاه کرد که گویی با یک آدم عقب مانده سر و کار دارد و گفت: «معلوم است که میترسیدم. فقط یک احمق نمیترسد.» البته او گفت که همیشه تمام تلاشش را میکرد تا ترسش را مخفی کند؛ چون نمیخواست دیگران حس کنند که او ترسیده است.
او به من یاد داد که معنای شجاعت، نترسیدن نیست؛ بلکه یادگیری چگونگی غلبه بر ترس است.