جملات زیبای کتاب ماه در آینه | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماه در آینهsubscriptionAvailable

کتاب ماه در آینه

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
مریم ضمانتی‌پور

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
.
۱۶
دیدن تو کافی نیست. دعا کن بیاید تا همه او را ببینند
sadeghi
۱۶
دیدن تو کافی نیست. دعا کن بیاید تا همه او را ببینند.
.
۱۰
آن حضرت هم چون اجداد طاهرینش می داند که جز او پناهی نداریم،
.
۹
بدون مهدی چطور می‌شود زندگی کرد؟
.
۸
آنها خاندان کرامت و بزرگواری اند و خواهشهای کوچک و نخواسته ما را هم بدون پاسخ نمی گذارند
.
۸
چه کنم که تو را به اندازۀ همۀ عالم دوست دارم
.
۸
«ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم که اگر جز این بود دشواری‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود می‌آمد و دشمنان شما را ریشه‌کن می‌کردند. تقوای خدا را پیشه کنید و ما را یاری دهید تا از فتنه‌ای که به شما روی آورده شما را نجات دهیم.»
ali
۸
از خطاها و گناهانی که بندگان صالح خداوند از آنها دوری می‌کردند، ولی اکثر شما مرتکب آن شدید نیز با خبریم. با همه این گناهان، ما هرگز در رسیدگی به امور شما کوتاهی نکرده و شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی، شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند...»
.
۵
او ما را تنها نمی‌گذارد. رهایمان نمی‌کند. فراموشمان نمی‌کند. برخیز! مگذار ناامیدی و یأس بر دلت چیره شود.
.
۵
روزگاری که بردباری و تحمّل، ضعف و ناتوانی به حساب می‌آید و ستم کردن به دیگران افتخار ... شهادت به دروغ رواج می‌یابد و تهمت مورد قبول قرار می‌گیرد. دروغگو را همه تصدیق می‌کنند و خیانتکار مورد اطمینان قرار می‌گیرد و امانت به خیانتکار سپرده می‌شود. فتنه‌ها زیاد می‌شود و زمین و آسمان نعمتشان را از مردم دریغ می‌کنند و ... .
.
۵
کاری کردند که صاحبمان برای زمانی طولانی از دیدۀ همه پنهان شوند
.
۵
تو از شفا یافتن من به دست حضرت به این حال و روز افتادی، من چه بگویم که با چشمانم او را دیدم، با گوش‌هایش صدای نازنینش را شنیدم و با دست‌هایم،‌ پا و رکابش را گرفتم و بوسیدم...
.
۵
حس می‌کرد هیچ پناهی جز آغوش گرم حرم ندارد
sadeghi
۵
بعد از پایان دوره غیبت صغری و مرگ نایب چهارم امام عصر، عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف - علی بن محمد سمری - به مرجعیت‌شیعه رسیده بود و به دستور صریح صاحب الامر، رهبری شیعیان را به عهده گرفته بود.
sadeghi
۵
«ای علی بن محمّد سمری! خداوند پاداش برادران دینی تو را در مصیبت مرگ تو بزرگ دارد. تو از اکنون شش روز دیگر از دنیا می‌روی. پس به حساب و کتاب خودت رسیدگی کن و دربارۀ نیابت و وکالت به هیچ کس وصیت مکن تا به جای تو بنشیند؛ زیرا غیبت کامل فرا رسیده است. دیگر تا آن روزی که خداوند بخواهد ظهوری نخواهد بود و آن ظهور پس از مدّت طولانی است که دل‌ها را سختی و قساوت فرا بگیرد و زمین از ظلم و ستم پر شود...»
sadeghi
۵
کجای کاری پسرم؟ مگر روایات پیامبر و ائمّه (ع) را در مورد آخرالزّمان نخوانده‌ای؟! روزگاری که بردباری و تحمّل، ضعف و ناتوانی به حساب می‌آید و ستم کردن به دیگران افتخار ... شهادت به دروغ رواج می‌یابد و تهمت مورد قبول قرار می‌گیرد. دروغگو را همه تصدیق می‌کنند و خیانتکار مورد اطمینان قرار می‌گیرد و امانت به خیانتکار سپرده می‌شود. فتنه‌ها زیاد می‌شود و زمین و آسمان نعمتشان را از مردم دریغ می‌کنند و ... .
.
۴
محمد به خاطر حافظه شگفت انگیزی که در حفظ و بیان احادیث داشت و هر حدیث را بدون ذره ای کم و کاست بیان می کرد به «صدوق» شهرت یافته بود. و در هر مجلسی که حضور می یافت حیرت همگان را بر می انگیخت و مکرر می گفت: عجیب نیست که من به دعای صاحب الامر علیه السلام، متولد شده ام و به این امتیاز مباهات می کنم و آن را بزرگترین افتخار خودم می دانم...
مرتضی ش.
۲
«ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم که اگر جز این بود دشواری‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود می‌آمد و دشمنان شما را ریشه‌کن می‌کردند. تقوای خدا را پیشه کنید و ما را یاری دهید تا از فتنه‌ای که به شما روی آورده شما را نجات دهیم.»
مرتضی ش.
۲
من نمی‌خواهم با انتظار بمیرم ... من باید او را ببینم ... ـ دیدن تو کافی نیست. دعا کن بیاید تا همه او را ببینند.
مرتضی ش.
۱
«کاش آرامش دل تو را من داشتم.»
معصومه علی نژاد
۰
تا زمانی که حکومت در دنیا در اختیار ستمگران در نقطه‌ای دور و پنهان از دیده‌ها به سر می‌بریم، ولی از تمام حوادث و ماجراهایی که بر شما می‌گذرد، کاملا مطلع هستیم و هیچ چیز از اخبار شما بر ما پوشیده نیست. از خطاها و گناهانی که بندگان صالح خداوند از آنها دوری می‌کردند، ولی اکثر شما مرتکب آن شدید نیز با خبریم. با همه این گناهان، ما هرگز در رسیدگی به امور شما کوتاهی نکرده و شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی، شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند...»
مرتضی ش.
۰
امّا آن‌چه بیش از یاد آن بیماری و شفا دل او را آتش می‌زد، یاد چشمانی بود که دیده بود و صدایی که شنیده بود ...
مرتضی ش.
۰
اسحاق بین آن‌ها پزشک مسیحی بغداد بود. با دیدن پای اسماعیل با شگفتی گفت: به خدا قسم این معجزۀ حضرت مسیح است. سید زیر لب گفت: مسیح هم فدای مولای ما می‌شود و نمازش را به او اقتدا می‌کند...
مرتضی ش.
۰
سید گفت: سید مرتضی و سید رضی در روزگار آل‌بویه زندگی می‌کردند که ملوکی شیعه بودند و در برابر خلفایی قرار داشتند که مخالف اعتقاد آنان بودند. به این جهت ورود آن‌ها در حکومت با خشنودی و رضای پروردگارشان همراه بود.
الی هستم
۰
صاحب ما، ما را فراموش نمی‌کند.
الی هستم
۰
«ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم که اگر جز این بود دشواری‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود می‌آمد و دشمنان شما را ریشه‌کن می‌کردند. تقوای خدا را پیشه کنید و ما را یاری دهید تا از فتنه‌ای که به شما روی آورده شما را نجات دهیم.»