او به ماهیت زندگی فکر کرد. از رحم مادر متولد میشوی و به مدت شصت الی هفتاد سال در این دنیا زندگی میکنی و بعد هم از این دنیا میروی و پوسیده میشوی و نابود میگردی و در بخش بخش زندگیات اگر هدف مشخصی نباشد تاریکی و غم و اندوه زندگیات را فرا میگیرد که به هیچوجه نمیتوان آن را بیان نمود، ولی میتوانی آن را مثل یک درد جسمی که باعث بهدرد آمدن قلبت میشود حس کنی. زندگی اگر به گور ختم شود دردناک است. احتیاجی نیست که در اینباره بحث کنیم. فقط کافی است زندگی را همانگونه که هست ببینی و در موردش بیندیشی. با همهی ویژگیهایش و بعد تصور کن که در هستی هدفی نیست به جز مرگ. یقینا افرادی که به شکلی استثنایی سعادتمند هستند میتوانند بیآنکه خم به ابرو بیاورند با این تصویر وحشتناک مواجه شوند.