فصل ۱: زندگی من در يتيمخانه
نخستين خاطرات كودكی من به سختگيریهای راهبههای يتيمخانه مربوط میشود. اگر ما با صدای خيلی بلند هرهر میخنديديم ناگهان به ما میگفتند كه ساكت باشيم. من هميشه به خاطر میآورم كه آنها انگشت اشارهشان را بر روی
مهدی تمدن رستگار