جملات زیبای کتاب دستیار شرور (کتاب اول) | طاقچه
تصویر جلد کتاب دستیار شرور (کتاب اول)
off
٪۷۰

کتاب دستیار شرور (کتاب اول)

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۲۱ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
این کاربر توانایی خوردن کتاب ها را دارد.
۸
«اگه زندگی بر پایهٔ پشیمونی‌ها ساخته می‌شد، ما الان سازه‌هایی به‌اندازهٔ غول‌ها داشتیم.»
Aravir
۵
خیلی چیزا رو می‌شه باصداقت درست کرد، فقط باید شجاعتش رو داشته باشی.
این کاربر توانایی خوردن کتاب ها را دارد.
۳
سِیج با حیرت گفت: «زیباست.» تریستان اصلاح کرد: «وحشتناکه.» سِیج که چشمانش تمام قسمت‌های ترسناک بدن آن موجود را می‌کاویدند شانه‌اش را بالا انداخت. «اغلب اوقات، هردو یه چیزن.»
aurorablack
۲
گاهی، درست وقتی‌که بیش از هر زمان دیگری نیاز به آرامش داری، کتابی سر راهت قرار می‌گیرد.
اخترک کوچک🌚
۰
دندان‌هایش اغلب دندانه‌دار کشیده می‌شدند، انگار که می‌خواست قلبت را با آن‌ها بیرون بکشد یا شاید فقط به دندان‌پزشک نیاز داشت.
chaos witch
۰
«و اون تاج برای چیه؟» شرور ایستاد و قورباغه را بالا گرفت، انگار که دلیلش واضح بود. «اسمش کینگزلیه.» اِوی لحظه‌ای فقط به او زل زد. «جدی می‌گی؟» «به نظر می‌رسه دارم شوخی می‌کنم؟»
Talia
۰
اِوی نمی‌توانست پاسخ مناسبی پیدا کند، حتی پاسخ نامناسبی هم به ذهنش نمی‌رسید و این یعنی واقعاً اوضاع وخیم بود.
Talia
۰
«چرا امروز این‌قدر عصبانیه؟» اِوی ابرویش را بالا برد و نگاهی به اژدها انداخت. قسم می‌خورد که اژدها مستقیماً نگاهش کرد و چشمانش را در حدقه چرخاند. یه مارمولک بزرگ داره قضاوتم می‌کنه؟