جملات زیبای کتاب شبح اپرا | طاقچه
تصویر جلد کتاب شبح اپراsubscriptionAvailable

کتاب شبح اپرا

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۵۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
R.R
۲۱
اریک پس از یک عمر تحمل رفتار ظالمانه، با دیدن ذره‌ای محبت چقدر مهربان شده بود.
☾Natsuki✶
۱۵
او فقط می‌خواست که دوستش بدارند ولی هیچ‌کس در جهان نتوانست نقابش را کنار بزند و درون قلبش را ببیند.
NeginJr
۱۰
من واقعاً آن‌قدرها هم هولناک و بی‌رحم نیستم. تنها چیزی که می‌خواهم این است که مرا دوست بدارند. اگر تو دوستم بداری، مثل یک بره آرام خواهم بود.
NeginJr
۷
او فقط می‌خواست که دوستش بدارند ولی هیچ‌کس در جهان نتوانست نقابش را کنار بزند و درون قلبش را ببیند. در نتیجه، هرگز معنای دوست‌داشتن را نفهمید. همیشه چون کودکی زشت و نحس با او برخورد شده است. وقتی آزار می‌بیند، خیلی سنگ‌دل می‌شود
NeginJr
۵
در این جهان با اریک به بدی رفتار شده است. از من می‌پرسی چرا دلم برایش می‌سوزد؟ من از تو می‌پرسم چرا دلم برایش نسوزد؟
NeginJr
۵
نمی‌داند چطور دوست بدارد، ولی تشنه‌ی دوستی و عشق است
کاربر ۱۰۷۵۷۳۱۱
۲
کریستین در حالی که آن حلقه را به دست داشت، در مراسم خاک‌سپاری او شرکت کرد. کریستین به قولش وفا کرده بود.
نازی خانم
۱
کریستین گفت: «همیشه کاری می‌کنی که باور کنم فرار امکان‌پذیر است.»
نازی خانم
۱
کریستین همان‌طور که قول داده بود، منتظرم ماند. نقابم را برداشتم. او فرار نکرد. نگاهم کرد و گفت: "اریک بیچاره!" آن لحظه من خوشبخت‌ترین آدم توی دنیا بودم!»
eli
۱
تنها چیزی که می‌خواهم این است که مرا دوست بدارند. اگر تو دوستم بداری، مثل یک بره آرام خواهم بود.»
Nazanin :)
۰
‫او با ملایمت به رائول گفت: «ما توی یک اتاق هستیم، اتاقی کوچک. باید این را مرتب به خودت بگویی. اینجا باید یک فنر یا دکمه یا چیز دیگری وجود داشته باشد که در را باز کند. به محض اینکه بتوانم آن را پیدا کنم، از این اتاق خارج می‌شویم.»
Fatemeh Najafi
۰
رائول، تو باید از اینجا بروی! از همان راهی که آمده‌ای، برگرد!» رائول گفت: «کریستین، فقط در صورتی می‌روم که تو همراهم باشی!»
کاربر ۹۶۵۰۷۹۶
۰
او فقط می‌خواست که دوستش بدارند ولی هیچ‌کس در جهان نتوانست نقابش را کنار بزند و درون قلبش را ببیند