جملات زیبای کتاب عاشقانه های شعر کرد | طاقچه
تصویر جلد کتاب عاشقانه های شعر کرد
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب عاشقانه های شعر کرد

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۲۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
آرش سنجابی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
-Dny.͜.
۴۱
تمامی مردم نام عزیزشان را بر درخت حک می‌کنند نازنینم نام تو را بر استخوان تنم خواهم کوفت...
-Dny.͜.
۲۵
شاخه گلی بودم در خواب! دخترکی مرا از ساقه جدا کرد و لابلای کتابش پنهانم کرد
El Santo
۱۶
خواب‌هایم پُر است از بوی تو
Renegade
۱۴
چگونه می‌توان به تو رسید؟ اهل بهشتی؟ به سجدۀ خدایان می‌نشینم اهل دوزخی؟ زمین را می‌پوشانم از کفر چگونه می‌توان به تو رسید؟ پوستم را بیرقت می‌کنم اگر شهری به تارج رفته باشی
Ahmad
۱۰
با هم که باشیم سه تائیم من تو بوسه بی هم چهار تائیم تو با تنهایی من با رنج
sadafi
۷
نمی‌دانم دستانم بر شانه‌ی دختری به جای مانده است و چشمانم در بافه‌ی مویش بی‌چشم بی‌دست بادی هستم که مرثیه می‌سازد از غبار یاد یار
محسن
۷
من کوتاهم و کوتاه‌تر از من شعرهایم کوتاه‌تر از همه‌ی اینها لحظاتی است که با همیم
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۶
به سرزمینم می‌مانی صد چاک خورده و ویران ـ اما عزیز و سرفراز
گندم
۴
شاخه گلی بودم در خواب! دخترکی مرا از ساقه جدا کرد و لابلای کتابش پنهانم کرد
محسن
۴
به باد می‌مانی شعله نکشیده خاموشم می‌کنی به باد می‌مانی زبانه کشیده گُر می‌گیرم از وزیدنت
Maral !!
۴
به سرزمینم می‌مانی صد چاک خورده و ویران ـ اما عزیز و سرفراز
Fatemeh Ozlati
۴
به سرزمینم می‌مانی صد چاک خورده و ویران ـ اما عزیز و سرفراز
پاییز بانو
۳
بدون تو نقطه‌ای حیرانم در وسعت این دایره با تو گِردی جهان گردا گرد من جمع می‌شود کوچک می‌شود و چون حلقه‌ای انگشتم را می‌پوشاند!
shaghayegh
۳
اگر تو را وطن بنامم بر خاک و خونت می‌کشند!
SarirMotlaque
۳
با هم که باشیم سه تائیم من تو بوسه بی هم چهار تائیم تو با تنهایی من با رنج
Fatemeh Ozlati
۳
که اینجا مردها را تنها برای کلامی به دار می‌کشند ـ
Sohadaily
۲
سیبم را دو پاره می‌کنم نیمی تو و نیمی من لبخندم را دو پاره می‌کنم نیمی تو و نیمی من غمم را به تو نمی‌دهم به مثابه‌ی باز پسین نفسی به سینه می‌گذارمش
سپیده دم اندیشه
۲
عزیزکم نامه‌هایم را به آتش بکش چرا که شعری در آن برایم سروده‌ای ـ دارها را بر پای دار که اینجا مردها را تنها برای کلامی به دار می‌کشند ـ بانوی من تو اگر سرود سبزت را بخوانی خار به چشمانت می‌کشند و تیغ بر گلویت می‌گذارند و آتش می‌گذارند به خرمن سیاه مویت...
سپیده دم اندیشه
۲
اگر آتش بنامم تو را به شعله‌ای جزغاله‌ام می‌کنی اگر باران بنامم تو را به طوفانی می‌لرزانیم اگر خوشه‌ی گندم بنامم تو را پرندگان گرسنه تو را می‌بلعند اگر تو را وطن بنامم بر خاک و خونت می‌کشند!
سپیده دم اندیشه
۲
یک شب به دنبال ماه از این شهر خواهم رفت
زن
۲
عشق که مرز نمی‌شناسد. می‌شناسد؟
پاییز بانو
۲
خانه‌ی کوچکمان درخت گردوی توی حیاطش ماشین درب و داغانمان ساعت سوئیسی‌ام حتا کت و شلوارم (که آن همه دوستش دارم) همه فدای آن گل‌سر لیموئی‌ات!...
پاییز بانو
۲
من کوتاهم و کوتاه‌تر از من شعرهایم کوتاه‌تر از همه‌ی اینها لحظاتی است که با همیم
shaghayegh
۲
که اینجا مردها را تنها برای کلامی به دار می‌کشند ـ بانوی من تو اگر سرود سبزت را بخوانی خار به چشمانت می‌کشند و تیغ بر گلویت می‌گذارند و آتش می‌گذارند به خرمن سیاه مویت...
گیسو
۲
به سرزمینم می‌مانی صد چاک خورده و ویران ـ اما عزیز و سرفراز
گندم
۱
چگونه می‌توان به تو رسید؟ اهل بهشتی؟ به سجدۀ خدایان می‌نشینم اهل دوزخی؟ زمین را می‌پوشانم از کفر چگونه می‌توان به تو رسید؟
njme
۱
در هر گوشه‌ی این ولایت که بمیرم می‌توانم دوباره زنده شوم اما هراس من از غربت است غربت در چشمان تو که چون بیگانه‌ای مرا می‌نگرند
محسن
۱
با هم که باشیم سه تائیم من تو بوسه بی هم چهار تائیم تو با تنهایی من با رنج
محسن
۱
به سرزمینم می‌مانی صد چاک خورده و ویران ـ اما عزیز و سرفراز
محسن
۱
در هر گوشه‌ی این ولایت که بمیرم می‌توانم دوباره زنده شوم اما هراس من از غربت است غربت در چشمان تو که چون بیگانه‌ای مرا می‌نگرند