جملات زیبا از متن کتاب خرسی که چپق می‌کشید | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خرسی که چپق می‌کشیدsubscriptionAvailable

کتاب خرسی که چپق می‌کشید

۴.۶(از ۲۵ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
سیدجواد راهنما
publisherانتشارات:
انتشارات هوپا

قیمت:

۱۵۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

اشک‌ها اصلاً عقل ندارند. نمی‌دانند کی در بیایند کی در نیایند. من که تا حالا گریه نکرده بودم. حتی وقتی لاستیک دوچرخه‌ام جر خورد. حالا جلوی رعنا اشکم در آمده بود. جلوی دختری که بابایش مُرده بود و اصلاً باور نمی‌کرد که بابایش مُرده. دختری که تمام بازی‌اش شمردن چیزمیزهای مسخره است و اصلاً قبول نمی‌کند که غول‌ها هم شاید دمپایی پایشان کنند. دلم نمی‌خواست گریه کنم. اما اشک‌های بی‌عقل یکی‌یکی از چشم‌هایم در می‌آمدند.
baran rezaei
۱
خیلی‌خوب است که یک آدم غمگین، یک همسایه مثل رعنا داشته باشد. اگر همه‌ی بچه‌های باباگم‌کرده‌ی دنیا یک دوست مثل رعنا داشته باشند، دیگر لازم نیست که شش روز پشت سر هم غصه بخورند.
baran rezaei
۱