
بریدههایی از کتاب من سکوت انسانم
۴٫۲
(۶)
آزادی را روی بال باد نوشتم
ایستاد
آزادی را روی پیشانی آتش نوشتم
سرد شد
آزادی را روی لب آب نوشتم
ابر شد
آزادی را اما...
روی خاک نوشتم
انسان شد
Hana
بگو در کودکی
چند بار کتک خوردهای
تا بگویم
در جوانی
چند بار انقلاب میکنی
Eli N
بیشتر از هرجای جهان
خاورمیانه شبیه توست
زیبا
ناآرام
و غیر قابل پیشبینی
Eli N
از افتادن هراس نکن
میوه
به وقت رسیدن
میافتد
|ݐ.الف
عریانی
سنت گل است
وقتی شکوفا میشود
Eli N
ما را
به زیارت باران راه ندادند
تنها به جرم اینکه
در خانه چتر داشتیم
Sina Iravanian
شاید هیچوقت
تشییع نشوند
اما
دو بار میمیرند سربازها
یکبار برای معشوقشان
یکبار برای وطنشان
غریو دیو توفان
«صلح»
محصول
تردید یک سرباز
به وقت شلیک است
|ݐ.الف
زن
امضای خدا بود
پای آفرینش جهان
B.HM
تنهایی را نمیتوان گفت
نمیتوان شنید
نمیتوان نوشت
تنهایی را باید
تنهایی به دوش کشید
AliRaisi
غمهای کوچک
مردان را پیر میکند
زنان را تنها
غمهای بزرگ
دختران را پیر میکند
مردان را سرباز
AliRaisi
در پیراهن من
زندانبان هم
آزادیخواه میشود
در چکمههای تو
احمدشاه مسعود
دیکتاتور
Sina Iravanian
هنوز نبخشیده انسان را
گرگی که از برادران یوسف
تهمت شنید
کیان
غمگینترین جشن تولدهای جهان
یک نفره برگزار میشود
amirkarimifar
عریانی
سنت گل است
وقتی شکوفا میشود
Hana
فرمانده میداند
«صلح»
محصول
تردید یک سرباز
به وقت شلیک است
Hana
هرجای زمین
دستانم را گرفتی
کوهی
زیر پایمان سبز شد
Hana
لذت وسوسهانگیزی است
تماشای طلوع آفتاب
وقتی مأمور اعدام خواب است
B.HM
از افتادن هراس نکن
میوه
به وقت رسیدن
میافتد
AliRaisi
وطن را
با خون سربازان میکشند
آسمان را
با پرواز عقابها
و عشق را...
تنها با انتظار میتوان کشید
|ݐ.الف
عریانی
سنت گل است
وقتی شکوفا میشود
آرزو ایرانمهر
دستها با کار رونق میگیرند
چشمها با تماشا
قلب با شکستن
تنها فریاد است
که حنجره را تازه میکند
نسرین سادات موسوی
چه معصوم میشود
سنگ
وقتی میشکند و
گوشهای آرام میگیرد
Hana
خدا بزرگ است
هم به قدر ایمان تو
که آرام است
هم به اندازه دستهای ما
که خالی از آسمان بر میگردند
Hana
تنهایی را نمیتوان گفت
نمیتوان شنید
نمیتوان نوشت
تنهایی را باید
تنهایی به دوش کشید
Hana
کدامیک خوشبختتریم؟
زندانبانان من
حقوق میگیرند
من «آزاد» نشوم
نگهبانان تو
پول میگیرند
«اسیر» نشوی.
Hana
تو
حق ما از جهان نیستی
وظیفه خدا
در برابر طبیعتی
B.HM
فرمانده میداند
«صلح»
محصول
تردید یک سرباز
به وقت شلیک است
B.HM
مرگ رفتن است
برنگشتن نیست...
B.HM
شاید هیچوقت
تشییع نشوند
اما
دو بار میمیرند سربازها
یکبار برای معشوقشان
یکبار برای وطنشان
AliRaisi
حجم
۵۴٫۰ کیلوبایت
تعداد صفحهها
۱۲۲ صفحه
حجم
۵۴٫۰ کیلوبایت
تعداد صفحهها
۱۲۲ صفحه
قیمت:
۶۱,۰۰۰
تومان