جملات زیبا از متن کتاب انجمن فوق سری ساحران | طاقچه
تصویر جلد کتاب انجمن فوق سری ساحران
off
٪۵۰

کتاب انجمن فوق سری ساحران

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
سانگو ماندانا ، سحر کاوه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فرفری موی غزل‌ساز
۳
شاید بعضی آسیب‌های روحی رو باید به حال خودشون گذاشت... و بعضی‌ها رو باید شخم زد.
مِهرسا
۳
«قبلاً درباره‌اش صحبت کردیم. نمی‌شه هر بار که از کسی خوشت نیومد به فکر کشتنش بیفتی.»
فرفری موی غزل‌ساز
۲
موضوع اینه که ساحره بودن فوق‌العاده‌ست! شاید گاهی این‌طور به نظر برسه که ما صرفاً عجیب و متفاوتیم؛ اما حقیقت اینه که بی‌نظیریم... ما بخشی از خاک و آسمون هستیم، رگ‌های بدنمون بازتابی از رودخانه‌ها و ریشهٔ درخت‌هاست...و استخوانمون، لبریز از پرتو ماه و نور خورشیده.
مِهرسا
۱
«اما در طول این سال‌ها، متوجه شدم که بعضی آدما خوش‌روئن و بعضی‌ها مهربون. به نظر می‌آد لیلیان بیشتر آدم خوش‌روییه تا مهربون... درست می‌گم؟ خوش‌رویی، یعنی برخوردهای پسندیده داشتن. مثلاً بزنی روی ترمز و به یکی آدرس بدی یا توی مغازه به صندوقدار خسته لبخند بزنی... اینا همش خوبه؛ اما درون آدما رو نشون نمی‌ده. خوش‌رویی جایی اتفاق می‌افته که همه می‌بینن؛ اما مهربونی ریشه‌های عمیق‌تری داره... مهربونی جایی اتفاق می‌افته که هیچ‌کس نمی‌بینه.»
مِهرسا
۰
«تو که جوون و سرحالی!» میکا خنده‌ای کرد. «باورت نمی‌شه! انگار همین‌که وارد سی‌سالگی شدم، بدنم گفت هر چی کشیدم بسه! دیگه به سازت نمی‌رقصم. یا بهم رسیدگی می‌کنی یا مثل یه موتور عتیقه از کار می‌افتم! من هم تهدیدش رو جدی گرفتم.»
مِهرسا
۰
«موضوع اینه که ساحره بودن فوق‌العاده‌ست! شاید گاهی این‌طور به نظر برسه که ما صرفاً عجیب و متفاوتیم؛ اما حقیقت اینه که بی‌نظیریم... ما بخشی از خاک و آسمون هستیم، رگ‌های بدنمون بازتابی از رودخانه‌ها و ریشهٔ درخت‌هاست...و استخوانمون، لبریز از پرتو ماه و نور خورشیده.»
مِهرسا
۰
هیولاهای واقعی نقاب ترسناک یا بیل و چماق نداشتند. هیولاهای واقعی بیشتر به شکل آدم‌هایی چون ادوارد درمی‌آمدند. آدم‌های خوش‌رو با لبخندهای متظاهرانه و سطحی که خوبی‌هایشان را برای امثال خودشان نگه می‌داشتند و باورشان این بود که هرکس شبیه آن‌ها نباشد، لایق قدرت و احترام نیست.