
کتاب برداشتی منظوم از دعای پرفیض کمیل (با ترجمه و معانی منثور و منظوم فارسی)
پدیدآورندگان:
علیاصغر غلامیانتشارات:
انتشارات پژوهش اخوت"Shfar"
۱۵
اِلهی وَرَبّی، مَنْ لی غَیْرُکَ
.
۱۴
و گیرم که ای معبود من حرارت آتشت را تحمّل کنم اما چگونه چشم پوشیدن از بزرگواریت را بر خود هموار سازم* یا چگونه در میان آتش بمانم با اینکه امّید عفو تو را دارم
.
۱۲
اِلهی وَرَبّی، مَنْ لی غَیْرُک
چڪاوڪ
۹
ندارم جز تو من پشت و پناهی
تو خود بر حال زار من گواهی
.
۸
گیرم که ای معبود و آقا و مولا و پروردگارم، من بر عذاب تو صبر کنم، اما چگونه بر دوری از تو طاقت آورم
ایران
۷
ای پروردگار من بر ناتوانی بدنم و نازکی پوست تنم و باریکی استخوانم رحم کن، ای کسی که آغاز کردی به آفرینش من وبهیاد من و بپرورشم و به احسان و خوراک دادنم
sadeghi
۵
رتبهام را در پیشگاهت مخصوصتر از دیگران گردان که براستی جز به فضل تو کسی به این مقام نرسد*
عطا بنما مقام قرب خود را
چو نزدیکان و خاصّانت خدایا
که جز با فضل و، جودت کس نیابد
مقام و جایگاهی تا بدین حد
.
۵
ای مولای من پس چگونه در عذاب بماند با اینکه به بردباری سابقه دارت چشم امّید دارد،
.
۵
ای کسی که تکیهگاهم او است ای کسیکه شکایت احوال خویش به درگاه او برم
sadeghi
۴
دلم را به دوستیت بیقرار و شیدا و با اجابت نیکت بر من منّت بنه، و لغزشم را نادیده گیر و گناهم را بیامرز*
دلم از عشق خود بیتاب فرما
اجابت کن دعا و حاجتم را
ز لغزشهای من بگذر ز رحمت
گناهم را ببخش و کن کفایت
sadeghi
۴
دلم را به دوستیت بیقرار و شیدا و با اجابت نیکت بر من منّت بنه، و لغزشم را نادیده گیر و گناهم را بیامرز*
دلم از عشق خود بیتاب فرما
اجابت کن دعا و حاجتم را
ز لغزشهای من بگذر ز رحمت
گناهم را ببخش و کن کفایت
فاطمه
۳
«خدای خود را به تضرّع و زاری و به صدای آهسته بخوانید»
sadeghi
۲
اینک ای معبود من در حالی به درگاهت آمدهام که دربارهات کوتاهی کرده و بر خود زیاده روی نموده، و عذرخواه و پشیمان، و دلشکسته و پوزشجو، و آمرزش طلب و بازگشت کنان، و به گناه خویش اقرار و اذعان و اعتراف دارم*
الهی بعد تقصیر و تباهی
پناهم ده برای عذرخواهی
منیباً نادماً مستغفراً، زار
مقرّاً مُذعناً مستوجب نار
sadeghi
۲
کجا روی آورم ای خالق من
که باشد جانم از معصیت ایمن
کرا جویم که دردم را بداند
ز انبوه گناهانم رهاند
مگر آنکه ز تو خواهم خدایا
که باشی عذرم از رحمت پذیرا
۲
اَلسَّلامُ عَلَیک یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ، وَعَلَی الْأَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنآئِک، عَلَیک مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِی اللَّیلُ وَالنَّهارُ، وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکمْ، اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَینِ، وَعَلی' عَلِی بْنِ الْحُسَینِ، وَعَلی' اَوْلادِ الْحُسَینِ، وَعَلی' اَصْحابِ الْحُسَینِ.
سلام بر تو ای اباعبدالله و به ارواح پاکی که در جوار حریم تو درآمدند، سلام از من بر تو باد تا ابد مادامیکه شب و روز باقی است و خدا این زیارت را آخرین عهد با حضرتت قرار ندهد، سلام بر حسین و بر علی بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر یاران حسین.
فاطمه
۲
بهتر است در نیمه ماه شعبان و در هر شب جمعه خوانده شود.
sadeghi
۱
خدایا ببخشا گناه مرا
گناه زبان و نگاه مرا
ببخشای بر من تو اعمال بد
که نفسم به معصیت آلوده کرد
چو چشم و دلم پاک بود از گناه
نبودم کنون بر درت عذرخواه
غمی نیست از این گنه بنده را
که دارم من همچون تو بخشنده را
مرا از گنه هست شرمندگی
ترا از کرَم هست آکندگی
بدین عذر افتادهام در گناه
که آیم بدرگاه تو عذرخواه
sadeghi
۱
به یازدهمین گوهر رهبری
حسن نام والا لقب عسکری
به آن حاضرالنّاظر شیعیان
که مشتاق اویند خلق جهان
ز اعمال ناصالحم درگذر
sadeghi
۱
خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که پردهها را بدرد، خدایا بیامرز برایم آن گناهانی را که عقاب و کیفرها را فرو ریزد*
ببخشا آن گناه و غفلتم را
که بدرد پردههای عصمتم را
گناهی کو بمن نازل نماید
عذاب و درد جانم را فزاید
sadeghi
۱
پس چگونه تحمّل کنم بلای آخرت، و ناملایمات بزرگ آنرا در صورتیکه آن بلا مدّتش طولانی و دوامش همیشگی است و تخفیفی برای مبتلایان به آن نیست*
چه سازم با عذاب آخرت من
ندارد طاقت آلامش این تن
چو باشد زیست در آن جاودانی
به اهلش نیست تخفیف و امانی
sadeghi
۱
آیا برایکدامیکازگرفتاریهایم بهتوشکایتکنم و برای کدامیکازآنها شیون وگریهکنم؟، آیا برای عذاب دردناک وسخت یا برای بلای طولانیو مدید*
به سویت از کدامین رنج هر دم
کنم شکوه که آگاهی ز دردم
بگریم همچو باران بهاری
مگر بر حال زارم رحمت آری
بنالم از عذاب و شدّت آن
و یا از رنج و طول مدّت آن
sadeghi
۱
یگانه خالق یکتای عالم
که میدانی پریشانی حالم
چسان از ذات پاک تو ستوده
گمان گردد فغانم ناشنوده
شنو فریاد نافرمان خود را
چشیده کیفر عصیان خود را
sadeghi
۱
به اسمائت تو سوگند یادکردی
که دوزخ را اگر بنیاد کردی
سزاوار جمیع کافران است
برای مؤمنان جنّت مکان است
سزای تو بود حمد و ستایش
ثنای بیحساب و شکر فاحش
sadeghi
۱
که اوقاتم را در شب و روز به یاد خودت معمور و آباد گردانی، و به خدمتت پیوسته داری و اعمالم را مقبول درگاهت گردانی*
شب و روزم زغفلت دور گردان
به ذکر خود مرا معمور گردان
چنان بنما که اندر طاعت تو
شوم مقبول ذات حضرت تو
sadeghi
۱
شود کردار و گفتارم سراپا
همه خالص برای تو خدایا
برای تو بود صوم و صلاتم
ثنا و حمد و محیای و مماتم
بود حالم همه در خدمت تو
شود مصروف اندر طاعت تو
فاطمه
۱
همان دعای حضرت خضر علیه السلام است و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام آنرا تعلیم کمیل فرموده
خودم را چگونه بسازم؟
۱
یا نُورُ یا قُدُّوسُ
شمع
۰
خدایا نیابم برای گناهانم آمرزندهای، و نه برای کارهای زشتم پرده پوشی، و نه کسی را که عمل زشت مرا به کار نیک تبدیل کند جز تو*
شمع
۰
چه بسیار مدحوثنای خوبی که من شایستهاش نبودم، و توآن رامنتشر ساختی،
شمع
۰
و خدایا به عزّتت سوگند که در تمام احوال نسبت به من مهربان باش، و در تمام امور برمن عطوفت فرما*