جملات زیبای کتاب نقادی نقد عقل محض | طاقچه
تصویر جلد کتاب نقادی نقد عقل محض
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب نقادی نقد عقل محض

نوع کتاب
۴.۰(از ۱۵ امتیاز)
انتشارات: 
نشر بیدگل

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ســحــر
۱۸
"فلاكتِ انسان تنها از یك چیز ناشی می‌شود: این‌كه نمی‌تواند با آرامش در یك اتاق بماند".
ســحــر
۹
انسان نگهبانِ زخمِ خود است.
ســحــر
۸
تئوری یا دخلی به زندگی دارد، یا اساساً به‌هیچ‌دردی نمی‌خورد. تئوری دستی است كه باید به‌جائی بربخورد.
فاطمه سادات دیباج
۲
نقطه ضعف فاحش و متعفن فلسفه‌ی نقادی کانت، سرانجام حتی برای عامیانه‌ترین نگاه‌ها نیز آشکار شد: کانت دیگر این حق را نداشت که میان نمود و شیء-فی-نفسه، تفکیک قائل شود؛ وی در نوشته‌هایش، خود را از حقِ قائل شدن هر گونه تمایز دیگری به این شیوه‌ی کهن و آشنا محروم ساخته بود، [چرا که] با توجه به قرائت وی از ایده‌ی علیت و صرف اعتبار میان-پدیداری آن، استخراج هرگونه نتیجه در باب علت پدیدار از خود پدیدار را به عنوان عملی غیرمجاز محکوم کرده بود. از سوی دیگر، قرائت مذکور، از پیش، بر این تمایزگذاری پیشی می‌گیرد، گویی که «شیء-فی-نفسه» نه فقط حاصل استنتاج، بلکه در واقع داده شده است.
محمد طاهر پسران افشاریان
۲
پرسش [هیوم] این نبود که آیا مفهوم علّت، صحیح و مفید و در خصوص کل شناخت طبیعی، ضروری است یا نه، زیرا هیوم هرگز این [مفهوم از علّت] را زیر سوال نبرده بود؛ بلکه مسأله‌ی او این بود که آیا عقل می‌تواند [به نحو] پیشین به آن بیندیشد... او نه ضرورت کاربرد آن، بلکه صرفاً منشاء این مفهوم را مورد پرسش قرار داد.
محمد طاهر پسران افشاریان
۱
«فقط از طریق تجربه و مشاهده‌ی اتحاد دائمی آنها [یعنی علت و معلول] است که می‌توانیم چنین استنتاجی را صورت دهیم؛ و حتی به طور کلی، چنین استنتاجی صرفاً [ناشی از] تأثیر عادت بر تخیل ماست»
کاربر ۲۹۴۰۹۹۲
۰
نظر بدیهی می‌رسد که کلیات جبر نیز به اندازه‌ی کلیات فلسفه به نحو انتزاعی به اندیشه درمی‌آیند
aaslani96
۰
انسان نگهبانِ زخمِ خود است.
محمد طاهر پسران افشاریان
۰
آنچه هیوم در آن شک می‌کند، امکان اثبات این قرائت از اصل علّیت است. یعنی هیوم انکار می‌کند که «این اصل که هر چه به وجود می‌آید، باید علتی وجودی داشته باشد... مبتنی بر یقین شهودی یا استنتاجی باشد» (Treatise Bk. I, Pt. III, § III, p. 82). هیوم در خود اصل علیت شک نمی‌کند، بلکه او در اینکه این اصل موضوع اثبات عقلی باشد، شک می‌کند. [۳] هیوم قطعاً در این باره صریح سخن گفته است
محمد طاهر پسران افشاریان
۰
برای فهم روند تکامل آموزه‌ی تألیف کانت، ابتدا ضروری است ببینیم که او چگونه مفهوم کثرت‌گرایانه‌ی ابژه را از لاک و هیوم، و خوانش ایدئالیستی نسبت‌ها را از لایب‌نیتس، به ارث برد. لاک و هیوم به جای آنکه به شیوه‌ای ارسطویی اشیاء فردی متعارف را به منزله‌ی موجودات نخستینی تلقی کنند که از حیث هستی‌شناختی بنیادین‌اند، سنت تجربه‌گرایی را آغاز کردند که ابژه را با تقلیل به کثرتی از تصورات بسیط که قائم به خود و مستقل از یکدیگر و از کل تلقی شده‌اند، به عنوان مجموعه‌ای از کیفیات در نظر می‌گرفت.
AmirHossein
۰
"فلاكتِ انسان تنها از یك چیز ناشی می‌شود: این‌كه نمی‌تواند با آرامش در یك اتاق بماند".
bookwormnoushin
۰
کامل‌ترین و الهام‌بخش‌ترین شرح کانت از تفاوت میان نحوه‌ی شناخت یک قوه‌ی عقلانی شهودی و نحوه‌ی شناخت قوه‌ی عقلانی استدلالی ما، با نظر به تکیه‌اش بر داده‌های شهود حسی، در نقد قوه‌ی حکم مندرج است. کانت در آنجا می‌گوید که فاهمه‌ی استدلالی به‌واسطه‌ی یک «کلی تحلیلی» عمل می‌کند. این همان مفهوم کلی یا کلی انتزاعی