
٪۷۰
Marie Rostami
۳۰
بزرگشدن و دیدن معایب پدرمادرت، مثل اینه که دینت رو از دست بدی. من دیگه به پدرم اعتقاد ندارم.
مروارید
۲۴
گاهی حقیقت بیشتر از اونی که فکرش رو کنی بهت آسیب میزنه.
Marie Rostami
۱۶
بهتر اینه که زندگی رو طوریکه هست ببینی، نه طوریکه آرزوش رو داری.
کتاب باز
۱۵
قلبها نمیشکنند.
این فقط چیزیست که شاعران میگویند.
قلبها درست نشدهاند
از شیشه
یا استخوان
یا هر مادهای که میتواند
متلاشی شود
یا قطعهقطعه شود
یا خرد شود.
آنها
تکهتکه نمیشوند.
آنها
سقوط نمیکنند و جدا نمیشوند.
قلبها نمیشکنند.
فقط از تپش بازمیایستند.
یک ساعت قدیمی از دورهی دیگر و نبود قطعات برای تعمیر آن.
مروارید
۱۴
عشق همیشه همهچیز را تغییر میدهد.
Mohammad Hosseini
۱۲
توی سرم صدای مامانم رو میشنوم که میگه: تاشا نذار بهترینها رو بهخاطر غرورت از دست بدی.
Shifteh
۱۱
قبلاً هرگز فکر نمیکردم که بیاهمیتی میتونه یه حرکت انقلابی باشه.
عاشق ها
۹
همیشه میگه: «وای از دهنم پرید!» انگار واقعاً هیچ کنترلی روی حرفهایی که از دهنش درمیآد نداره.
samira
۶
بزرگشدن و دیدن معایب پدرمادرت، مثل اینه که دینت رو از دست بدی
شاداب
۵
گاهی اوقات زندگیت بدجوری بههم میریزه. خیلی سخته که فکر کنی هیچکسِ دیگهای حسش نمیکنه
دختر کتابخوان
۵
اسمها قویاند. آنها بهعنوان یک نشانهی هویت و یک نوع نقشه عمل میکنند و مکان شما را در زمان و جغرافیا مشخص میکنند. فراتر از آن میتوانند یک قطبنما باشند.
atefeh.mohammadi
۴
میگم: «کی قراره اون زلزدن تو چشم همدیگه رو شروع کنیم؟»
چشمهای درشتش رو طوری میچرخونه که دلم میخواد زل بزنم بهشون. میگه: «بعداً. بعد از مصاحبهت.»
سربهسرش میذارم و میگم: «نترس.»
«از چی بترسم؟ تنها چیزیکه میبینی عنبیه و مردمکه.»
«چشمها راه رسیدن به روحه.»
«چرتوپرت و مزخرف داری میگی.»
KokO3AbZ
۴
میگه نمیدونه بدبینی من از کجا نشأت میگیره، اما من بدبین نیستم. من واقعگرام.
Farnoosh
۳
نگاهی بهم میاندازه که هاکی از اینه که خیلی چیزها هست که من ازشون بیخبرم.
Mina
۲
هیچکس نمیتواند روی ازدستدادن چیزی قیمت بگذارد.
و دیگر اینکه همهی آینده میتواند در یک لحظه از دست برود.
Mina
۲
«چشمها راه رسیدن به روحه.»
Mohammad Hosseini
۲
انسانها مخلوقات منطقیای نیستن. بهجای اینکه منطق رومون حاکم باشه، احساسات رومون حاکمه. اگه این موضوع برعکس بود، دنیا جای شادتری میشد.
Sahar Eftekhar
۲
یه ضربالمثل ژاپنی هست که خیلی ازش خوشم میآد: دلواپسی عشق. به معنی عشق در نگاه اول نیست. معنیش بیشتر به عشق در نگاه دوم نزدیکه. احساسیه که وقتی یه نفری رو که قراره عاشقش شی میبینی. ممکنه همون لحظه عاشق نشی، اما اجتنابناپذیره و حتماً این اتفاق میافته.
Shifteh
۲
اون بهجای اینکه دنیای واقعی رو زندگی کنه، تو اون نقشها زندگی میکرد.
nczamani
۲
بااینحال فراموشکردنش زیاد هم طول نکشید و این چیزیه که منو متعجب میکنه. همهی اون حسها کجا رفت؟ بعضیها کل زندگیشون رو صرف پیداکردن عشق میکنن. شعرها و ترانهها و رمانهای زیادی دربارهش نوشته شده، اما چطور میشه به چیزی اطمینان کرد که به همان سرعتی که شروع شده، تموم میشه؟
#999
۲
دلواپسی عشق. به معنی عشق در نگاه اول نیست. معنیش بیشتر به عشق در نگاه دوم نزدیکه. احساسیه که وقتی یه نفری رو که قراره عاشقش شی میبینی. ممکنه همون لحظه عاشق نشی، اما اجتنابناپذیره و حتماً این اتفاق میافته.
من کاملاً مطمئنم این همین چیزیه که الان دارم تجربهش میکنم.
Sophie
۲
قلبها نمیشکنند.
این فقط چیزیست که شاعران میگویند.
قلبها درست نشدهاند
از شیشه
یا استخوان
یا هر مادهای که میتواند
متلاشی شود
یا قطعهقطعه شود
یا خرد شود.
آنها
تکهتکه نمیشوند.
آنها
سقوط نمیکنند و جدا نمیشوند.
قلبها نمیشکنند.
فقط از تپش بازمیایستند.
یک ساعت قدیمی از دورهی دیگر و نبود قطعات برای تعمیر آن.
KokO3AbZ
۲
«همیشه نمیتونی حکمت الهی رو درک کنی.» دلم میخواد بهش بگم شاید نباید همهچی رو به خدا واگذار کنی و اینکه انتظار برای امید استراتژی زندگی نیست
پروا
۲
وقتی ناتاشا به عشق فکر میکند، این چیزی است که به ذهنش میرسد: هیچچیز تا ابد دوام ندارد. مثل هیدروژن هفت و لیتیوم پنج. عشق یک نیمهی عمر بینهایت کوچک دارد که به هیچ تنزل مییابد.
و وقتی تمام شود، انگار هرگز وجود نداشته است.
daisy
۲
مطالعات نشان داده است که مردمک کسانی که به یکدیگر جذب میشوند، به دلیل وجود دوپامین، گشاد میشود.
Alexa
۲
«و چرا نباید عاشق شم؟»
«چون قرار نیست من عاشقت شم.»
«از کجا میدونی؟»
«من به عشق اعتقاد ندارم.»
«اینکه مذهب نیست. چه اعتقاد داشته باشی چه نداشته باشی، وجود داره.»
Sharmin
۲
بعضیها کل زندگیشون رو صرف پیداکردن عشق میکنن. شعرها و ترانهها و رمانهای زیادی دربارهش نوشته شده، اما چطور میشه به چیزی اطمینان کرد که به همان سرعتی که شروع شده، تموم میشه؟
samira
۱
راننده گفت برید خدا رو پیدا کنید. شاید خدای مذکر ـ یا شاید هم مؤنث. کی رو داریم گول میزنیم؟ خدا قطعاً مذکره. غیر از این چطوری جنگ و طاعون و نعوظ رو میشه توضیح داد؟ درست همینجا تو میدان تایمزه و منتظره تا پیدا شه. بهمحض اینکه میرم تو خیابون، یادم میآد که میدان تایمز یه جور جهنمه؛ یه گودال آتشین از چراغهای نئون تبلیغات که هفت گناه کبیره رو تبلیغ میکنن. خدا هیچوقت این دوروبر پرسه نمیزنه.
atefeh.mohammadi
۱
بابام هیچی نمیگه. از عصبانیت یا درموندگی ساکت نشسته. من هیچوقت نفهمیدم این سکوت از کدومشه. اونقدر اخمهاش تو همه که تصور صورتش با حالات دیگه خیلی سخته. اگه همین چند ماه پیش اینجوری میدیدمش خیلی ناراحت میشدم، اما حالا واقعاً اهمیتی نمیدم. چون دلیل اینهمه دردسرهایی که توش گیر کردیم، خودشه.
Hopefull_librarian
۱
بر اثر واکنشهای پرتوزایی به نصف مقدار اولیهی خود تقلیل یابد.
در فیزیک هستهای مدت زمانی است که اتم ناپایدار با تابش پرتو، انرژی خود را از دست بدهد. در زیستشناسی معمولاً به مدت زمان ازبینبردن نیمی از یک ماده ـ آب، الکل، دارو در بدن اشاره دارد.
در شیمی زمان لازم برای تبدیل نیمی از واکنشدهنده ـ مثلاً هیدروژن یا اکسیژن به محصول آب است.
در عشق مدت زمانی است که عشاق صرف میکنند تا نیمی از عشقی را که قبلاً داشتند احساس کنند.
وقتی ناتاشا به عشق فکر میکند، این چیزی است که به ذهنش میرسد: هیچچیز تا ابد دوام ندارد. مثل هیدروژن هفت و لیتیوم پنج. عشق یک نیمهی عمر بینهایت کوچک دارد که به هیچ تنزل مییابد.
و وقتی تمام شود، انگار هرگز وجود نداشته است.
