
٪۷۰
کتاب دوست مرحوم من
مجموعه کتابهای جیبی مینیماژ
انتشارات:
نشر نیماژ٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Mostafa F
۱۳
بعضیها هستند که غیبتشان دلیل خوبی برای شادی و حتی سرمستی است.
Mostafa F
۸
و من احساس میکردم باید چیز جدیدی آغاز شود. اما چه چیزی؟ زندگی تازه؟ احساسات تازه؟ هیچ تصوری نداشتم. اما توهمات تازه شانس بیشتری از هر چیز تازهی دیگری داشتند.
Parvane
۸
جهان از هوس ساخته شده است و یکی از مهمترین هوسها هوس تسلیم شدن است که من کاملاً میدانم چطور به وجود میآید: از زن آغاز میشود.
AS4438
۵
«آرزوی خوب ارزش تکرار رو داره.»
Parvane
۳
پولها کثیف بودند، اما مگر میشود پول کثیف نباشد؟ مگر اینکه همان لحظه داغِ داغ از چاپخانه بیرون آمده باشد. تقدیر پول این است که دست به دست میان ولگردها و آدمکشها و بچهبازها و کلاهبردارها و رشوهبگیرها بگردد.
AS4438
۳
مردهها که مردهن، پس باید یه فکری به حال زندهها کرد،
کاربر نیوشک
۳
پولها کثیف بودند، اما مگر میشود پول کثیف نباشد؟ مگر اینکه همان لحظه داغِ داغ از چاپخانه بیرون آمده باشد. تقدیر پول این است که دست به دست میان ولگردها و آدمکشها و بچهبازها و کلاهبردارها و رشوهبگیرها بگردد.
Parvane
۲
حالا که دو و نیم روز از زندگیام مانده بود، این پرسش به جانم افتاده بود که چند صباح قابلمحاسبهی عمر را چطور بگذرانم و ثانیههایم را بالانس کنم، نه حتی دقیقهها و ساعاتم را.
AS4438
۲
بعضیها هستند که غیبتشان دلیل خوبی برای شادی و حتی سرمستی است.
Parvane
۱
برف در هوا میچرخید و حس تنهاییام بیاندازه سریع روی هم انبار میشد، خیلی سریعتر از سکههایی که در قلک کوچکی میانداختمشان که پدرم بهم داده بود، وقتی بچه بودم.
Panah
۱
چرا که اگر زندگی چیزی جز تنهایی نباشد، چه تسکینی ارزانتر و مطمئنتر از تخیل؟
MH
۰
ایدهٔ پایانی مؤثر بر زندگی بیمعنیام چقدر شورانگیز بود. یکی از جنبههای دلنشین قتلهای رازآمیز این است که بارها و بارها در مطبوعات و کتابها به آن اشاره میشود، آن هم با نامها و جزئیات فراوان، و از این طریق شانس زیادی را برای باقی ماندن در حافظهٔ عامه در اختیار قرار میدهد.
MH
۰
بعضیها هستند که غیبتشان دلیل خوبی برای شادی و حتی سرمستی است.
MH
۰
بهشت خدا هم اگر پاییز باشد، دیگر کموکسری ندارد.
MH
۰
پرسه زدن انرژی زیادی نمیخواهد، فقط کافی است که آدم بگذارد افکارش هم پرسه بزند.
MH
۰
دیگر نمیخواستم بمیرم: زندگیام، اگر چه فقط خودم شاهدش بودم، اندکی معنا پیدا کرده بود. آزادی عمل داشتم و سِیر زندگی انتخابیام در هفتهٔ گذشته یا دوران گذشتهتر دیگر به کارم نمیآمد. میخواستم به زندگی ادامه بدهم.
کاربر نیوشک
۰
ما با هم خوب تا میکردیم، و هیچ پیوندی مستحکمتر از گذشتهٔ مشترک نیست، حالا چه در زندان گذشته باشد چه در مدرسه.
کاربر نیوشک
۰
بعضیها هستند که غیبتشان دلیل خوبی برای شادی و حتی سرمستی است. و اگر زنتان یکی از این آدمها باشد، بدا به حالتان.
کاربر نیوشک
۰
اگر زندگی چیزی جز تنهایی نباشد، چه تسکینی ارزانتر و مطمئنتر از تخیل؟
کاربر نیوشک
۰
غالباً این تنهاییاست که مرد درموردش فکر میکند، تنهایی و کسانی که میتوانند نجاتش دهند، از تنهایی خلاصش کنند اما نکردهاند.
jamegrak
۰
هیچ پیوندی مستحکمتر از گذشتهٔ مشترک نیست، حالا چه در زندان گذشته باشد چه در مدرسه
jamegrak
۰
لذت بردن از چیزی که به کار هیچ احدی نمیآید، دیگر به عادت تبدیل شده بود، و همین دقیقاً آن چیزی بود که دلم میخواست انجام دهم
