
"Shfar"
۴۵
قطع و یقین دارم که دیر یا زود عدالت اجرا خواهد شد.
"Shfar"
۳۱
«همه برابر اند اما بعضی برابرتر اند.»
ــسیّدحجّتـــ
۲۸
انصاف در این است که دنیای بهتری در جای دیگری وجود داشته باشد.
AmirTanazzoh
۲۶
فقط آدم مرده، آدم خوب است
×man×
۲۰
آدمها یگانه مخلوقی هستند که مصرف میکنند و تولید ندارند. نه شیر میدهند، نه تخم میگذارند. ضعیفتر از آناند که گاوآهن بکشند. سرعتشان در دویدن به حدی نیست که خرگوش را هم بگیرند. با این حال اما ارباب مطلق حیواناند. آدم است که آنها را به کار میگمارد و از دسترنج حاصله، فقط آنقدر به آنها میدهد که نمیرند و بقیه را تصاحب میکند. کار ماست که زمین را کشت میکند، و کودِ ماست که آن را حاصلخیز میکند؛ با این وصف ما حیوانات، صاحب چیزی جز پوست خودمان نیستیم.
زهرا
۱۹
زندگی نه بدتر میشود و نه بهتر.
sahar...💙
۱۵
بر دیوار دیگر چیزی جز یک فرمان نبود: «همه برابر اند اما بعضی برابرتر اند.»
ــسیّدحجّتـــ
۱۴
رفقا! ماهیت زندگی چیست؟ باید اقرار کرد که حیات ما کوتاه، پرمشقت و نکتببار است.
"Shfar"
۱۴
رفقا، تصور نکنید پیشوابودن لذتبخش است!
منتظر
۱۱
همه برابر اند اما بعضی برابرتر اند
نیتا
۹
«همه برابر اند اما بعضی برابرتر اند.»
سجادم
۹
«همه برابر اند اما بعضی برابرتر اند.»
رهگذر
۸
اسکوییلر به سرعت اعدادی پشت سر هم ردیف میکرد تا به حیوانات نشان دهد حالا از زمان آقای جونز، جوِ بیشتر، یونجهی فراوانتر و شلغم زیادتری دارند، ساعات کمتری کار میکنند، و آب آشامیدنشان گواراتر، عمرشان طولانیتر و بهداشت نوزادان بهتر شده است؛ در طویله کاه بیشتر دارند و مگس کمتر آزار میدهد.
حیوانات تمام این مطالب را باور میکردند. در واقع خاطرهی دورهی آقای جونز تقریباً محو شده بود. میدانستند که زندگی امروزشان سخت و خالیست. غالباً گرسنهاند، سردشان است و به طور معمول جز خواب، کار میکنند. ولی بیشک روزهای قدیم از امروز هم بدتر بوده است.
vesta
۷
«همه برابر اند اما بعضی برابرتر اند.»
._.
۶
خوابی که پیش از آن هرگز در خواب هم ندیده بودند.
نیتا
۵
داعیه داشت که از وجود سرزمین عجیبی آگاه است به نام «شیر و عسل» که همهی حیوانات پس از مرگ به آنجا میروند. موزز میگفت این سرزمین در آسمان کمی بالاتر از ابرهاست، در سرزمین شیر و عسل هر هفت روزِ هفته، یکشنبه است، در آنجا تمام سال شبدر موجود است و بر درختها نبات میروید.
کاربر ۲۳۰۲۹۴۳
۵
«همه برابر اند اما بعضی برابرتر اند.»
ilia
۵
«همه برابر اند اما بعضی برابرتر اند.»
f_altaha
۴
جیرهی حیوانات به استثنای جیرهی خوکها و سگها تقلیل پیدا کرد. اسکوییلر توضیح داد که تساوی مطلق در امر جیرهبندی خلاف اصول حیوانیگریست. به هر حال با آنکه ظواهر امر حکایت از کمبود آذوقه میکرد برای اسکوییلر مشکل نبود که به حیوانات ثابت کند، در واقع کمبودی نیست و مقتضیات ایجاب کرده است که در میزان جیره تعدیلی به عمل آید. (اسکوییلر همیشه کلمهی تعدیل را به کار میبرد، نه تقلیل) اما در مقایسه با زمان آقای جونز همه چیز ترقی کرده بود. اسکوییلر به سرعت اعدادی پشت سر هم ردیف میکرد تا به حیوانات نشان دهد حالا از زمان آقای جونز، جوِ بیشتر، یونجهی فراوانتر و شلغم زیادتری دارند، ساعات کمتری کار میکنند، و آب آشامیدنشان گواراتر، عمرشان طولانیتر و بهداشت نوزادان بهتر شده است؛ در طویله کاه بیشتر دارند و مگس کمتر آزار میدهد.
حیوانات تمام این مطالب را باور میکردند. در واقع خاطرهی دورهی آقای جونز تقریباً محو شده بود.
جیمی جیم
۴
آدمها را از صحنه دور سازید، مطمئن باشید ریشهی گرسنگی و بیگاری تا ابد خشک میشود.
b.shakiba
۴
آنها به طور روشن، شرایط زندگی پیش از انقلاب را به خاطر نداشتند. ولی بعضی روزها دلشان میخواست ارقام کمتری به خورد آنها میدادند و غذای بیشتر.
{بانو راد}
۴
داعیه داشت که از وجود سرزمین عجیبی آگاه است به نام «شیر و عسل» که همهی حیوانات پس از مرگ به آنجا میروند. موزز میگفت این سرزمین در آسمان کمی بالاتر از ابرهاست، در سرزمین شیر و عسل هر هفت روزِ هفته، یکشنبه است، در آنجا تمام سال شبدر موجود است و بر درختها نبات میروید
×man×
۳
رفقا، تصور نکنید پیشوابودن لذتبخش است! درست برعکس، کاریست بسیار دقیق و پرمسوولیت و پرمخاطره.
AmirTanazzoh
۳
وضع خوکها برای خنثاکردن دروغهای موزِز، زاغ اهلی، از این هم مشکلتر بود. موزز که دستپروردهی مخصوص آقای جونز بود، و جدایِ اینکه جاسوس و خبرچین قهاری بود، حرافِ مرموزی هم بود. داعیه داشت که از وجود سرزمین عجیبی آگاه است به نام «شیر و عسل» که همهی حیوانات پس از مرگ به آنجا میروند. موزز میگفت این سرزمین در آسمان کمی بالاتر از ابرهاست، در سرزمین شیر و عسل هر هفت روزِ هفته، یکشنبه است، در آنجا تمام سال شبدر موجود است و بر درختها نبات میروید. حیوانات از موزز نفرت خاصی داشتند، چون سخنچینی میکرد و دست به سیاه و سفید نمیزد. ولی بعضی از آنها به سرزمین شیر و عسل اعتقاد پیدا کرده بودند و برای این که خوکها آنها را متقاعد کنند که چنین چیزی وجود ندارد ناگزیر از بحث و استدلال بودند.
Alireza Akbari
۳
حیوانات در بیرون، از خوک به آدم، از آدم به خوک و باز از خوک به آدم نگاه میکردند، ولی دیگر امکان نداشت که یکی را از دیگری را تمیز دهند.
A_
۳
«هیچ سر در نمیآورم. هرگز باور نمیکردم که چنین اتفاقاتی در مزرعهی ما پیش بیاید. به طور حتم عیب و نقص در خود ماست. تنها راهحلی که به نظرم میرسد این است که باید بیشتر کار کرد. از امروز من صبحها یک ساعت زودتر از خواب بیدار میشوم.»
mohammad mirzaei
۳
«همه برابر اند اما بعضی برابرتر اند.»
نیتا
۲
. به هر حال با آنکه ظواهر امر حکایت از کمبود آذوقه میکرد برای اسکوییلر مشکل نبود که به حیوانات ثابت کند، در واقع کمبودی نیست و مقتضیات ایجاب کرده است که در میزان جیره تعدیلی به عمل آید.
نیتا
۲
اسکوییلر به سرعت اعدادی پشت سر هم ردیف میکرد تا به حیوانات نشان دهد حالا از زمان آقای جونز، جوِ بیشتر، یونجهی فراوانتر و شلغم زیادتری دارند، ساعات کمتری کار میکنند، و آب آشامیدنشان گواراتر، عمرشان طولانیتر و بهداشت نوزادان بهتر شده است؛ در طویله کاه بیشتر دارند و مگس کمتر آزار میدهد.
حیوانات تمام این مطالب را باور میکردند. در واقع خاطرهی دورهی آقای جونز تقریباً محو شده بود. میدانستند که زندگی امروزشان سخت و خالیست. غالباً گرسنهاند، سردشان است و به طور معمول جز خواب، کار میکنند. ولی بیشک روزهای قدیم از امروز هم بدتر بوده است. از این طرز فکر خوشنود بودند.
AmirTanazzoh
۲
حالا چه باید بکنیم؟ بسیار ساده است. باید شب و روز چه جسمی و چه روحی، برای انقراض نسلِ بشر تلاش کنیم