جملات زیبای کتاب کتابت بر آب | طاقچه
تصویر جلد کتاب کتابت بر آب

کتاب کتابت بر آب

نوع کتاب
۴.۳(از ۷ امتیاز)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Husayn Parvarde
۱۱
عافیت در تنهایی یافتم سلامت در خاموشی
plato
۹
تن‌ام اگر درد کند شفا تو دهی چون تواَم درد کنی شفا که دهد؟
Husayn Parvarde
۶
مرا به بهشت اُمید مده وُ به دوزخ بیم مکن که این هر دو سرای، دیگران راست مرا تویی.
محمد میرحسینی
۵
در زیر خاربُنی در دنیا با خداوند زندگانی کردن دوست‌تر از آن دارم که در بهشت زیر درختِ طوبی که از وی خبر ندارم.
Sajjad Khodadadi
۴
«تو خدای را کجا دیدی؟» ـ «آن‌جا که خویشتن ندیدم.»
مسلم عباسپور
۳
در اندرون پوست من دریایی است که هر وقت که باد آید از این دریا میغ سر بر کند از عرش تا سری باران بارد.
محمد میرحسینی
۲
اگر گذری بر دریا از خون خویش کتابت کُن بر همه‌چیزی کتابت بوَد مگر بر آب.
plato
۲
دل را گفتم: «آن‌جا منگر.» فرمان‌ام نبرد تا خود بسوخت به آتش شوق و مرا نیست بکرد در لطفِ خویش.
plato
۲
کار کننده بسیار است لیکن رونده نیست رونده بسیار است لیکن سپارنده نیست آن یک یک بود که کند وُ برود وُ بسپارد.
Husayn Parvarde
۲
تا اینجا نشسته‌ام هیچ‌کس را ندیده‌ام که از درِ مسجد به در آمده است از خویشتن کمتر اِلاّ که بیشتر دیده‌ام.
Sajjad Khodadadi
۲
دیدار آن بُوَد که جز او را نبینی.
plato
۱
از آن‌جا آمده‌ام من با آن‌جا دانم شدن.
plato
۱
همه‌کس ماهی در دریا گیرند اینان بر خُشک دیگران کِشت بر خشک کنند جوانمردان بر دریا.
مسلم عباسپور
۱
چون تو نیستی خویش بدو دادی او هستیِ خویش به تو دهد.
کاربر ۱۵۷۵۳۵۶
۱
هر آنچه در هفت آسمان وُ زمین است در تنِ توست کسی می‌باید که بیند.
مسلم عباسپور
۱
مرا چون پاره‌ی خاک اندودند پس بادی به انبوه درآمد وُ هفت آسمان وُ زمین از من پُر کرد وُ من خود ناپدید
مسلم عباسپور
۰
آنچ در دلِ من است اگر قطره‌ای بیرون آید جهان چنان شود که در عهدِ نوح.
مسلم عباسپور
۰
آنچ در دلِ من است اگر قطره‌ای بیرون آید جهان چنان شود که در عهدِ نوح.
مسلم عباسپور
۰
آنچ در دلِ من است اگر قطره‌ای بیرون آید جهان چنان شود که در عهدِ نوح.
Sajjad Khodadadi
۰
تن‌ام اگر درد کند شفا تو دهی چون تواَم درد کنی شفا که دهد؟ هر چه ازانِ من است در کار تو کردم وَ هر چه ازانِ توست در کارِ تو کردم تا منی از میان برخیزد همه تو باشی.
Mahnaz agha alikhani
۰
عافیت در تنهایی یافتم وُ سلامت در خاموشی.
Mahnaz agha alikhani
۰
چون به جان نگرم جان‌ام کُنَد درد چون به دل نگرم دل‌ام کند درد چون به فعل نگرم قیامت‌ام کند درد چون به وقت نگرم توام کنی درد.
Mahnaz agha alikhani
۰
تن‌ام اگر درد کند شفا تو دهی چون تواَم درد کنی شفا که دهد؟ هر چه ازانِ من است در کار تو کردم وَ هر چه ازانِ توست در کارِ تو کردم تا منی از میان برخیزد همه تو باشی.
Mahnaz agha alikhani
۰
کار چون شیر است چون دست به گردن‌اش فراکنی چون روباه شود.
Mahnaz agha alikhani
۰
هر که چیزی به راه حقّ دهد به قدرِ پرِ پشه‌ای حقّ چندی کوهِ اُحد با وی دهد.
Mahnaz agha alikhani
۰
از آن کسان باش که اندوه از دل برگیری نه از آن که اندوه به دلی هُو نهی.
Mahnaz agha alikhani
۰
اندوه طلب کُن تا آب چشم‌اَت پدید آید که حقّ گریندگان را دوست دارد.
مسلم عباسپور
۰
دل را گفتم: «آن‌جا منگر.» فرمان‌ام نبرد تا خود بسوخت به آتش شوق و مرا نیست بکرد در لطفِ خویش.
محسن غلامعلیان دهاقانی
۰
هر که سفرِ زمین کند پای آبله شود و هر که سفر آسمان کند دل آبله.
slhparvin
۰
مَثَل‌اَم چنان که درختی خشک تازه شود وَ برگ و شکوفه بیاورد پس آتش بیاید وُ همه سوخته کند.