جملات زیبای کتاب زمین ناآشنا (مجموعه داستان) | طاقچه
تصویر جلد کتاب زمین ناآشنا (مجموعه داستان)

بریده‌هایی از کتاب زمین ناآشنا (مجموعه داستان)

۴٫۶
(۱۰)
اینکه یک انسان سالهای سال زندگی کند، فکر کند، نفس بکشد، غذا بخورد، نگرانی‌ها و دلواپسی‌ها، احساسات و تفکرات زیادی داشته باشد، فضایی را در این دنیا اشغال کند اما بعد در یک لحظه غیب می‌شود و دیگر نمی‌توان او را دید.
وحید
مرگ مادرش هم به همان اندازه او را در بهت فروبرد. اینکه یک انسان سالهای سال زندگی کند، فکر کند، نفس بکشد، غذا بخورد، نگرانی‌ها و دلواپسی‌ها، احساسات و تفکرات زیادی داشته باشد، فضایی را در این دنیا اشغال کند اما بعد در یک لحظه غیب می‌شود و دیگر نمی‌توان او را دید.
وحید