جملات زیبای کتاب بوقلمان | طاقچه
تصویر جلد کتاب بوقلمانsubscriptionAvailable

کتاب بوقلمان

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
سعید طلائی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مهدی صاد
۱۵
برخی افراد ندارند صنم با صنمی مثل کبکند که در مرحلۀ انکارند نه عیالی و نه یاری و نه دل گیر کسی از لحاظ غُدد انگار کمی بیمارند درد این طایفه از ناحیۀ جربزه است نه که از بودنِ با حور و پری بیزارند
f_altaha
۱۱
یقین دارم که دانشگاه آزاد مرادآباد اگر جایش دوتا تعویض روغن بود بهتر بود نمی‌فهمد خودِ استادش از درسی که می‌گوید اگر بر کرسیِ استاد مانکن بود بهتر بود مقاله می‌دهیم از جنس آی‌اس‌آی فرت و فرت اگر خواندن مقدّم بر نوشتن بود بهتر بود
مهدی صاد
۱۱
سی سال گذشته‌ست که ما شاه نداریم پس حق بده که جیب گدا را بتکانیم
محمد
۹
هیچ دانی تهِ هر ماه سر قبض موبایل چقدر فحش به روح گراهام بل دادم؟ حرف چون باد هوا نیست، گران است، طلاست هرشب از نان زدم و شارژ به رایتل دادم گفت: «فیلتر شده عشق، آدم معقول، نگرد» «لاو» را چون جهت سرچ به گوگل دادم
f_altaha
۸
آشغالو تو دشت و دمن نریزین خدا مشمّا رو هم آفریده
f_altaha
۸
«ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند» طفلکی‌ها همگی خسته ولی ناچارند خرج بالا زده، از ظاهرشان معلوم است ابر و باد و مه و خورشید و فلک زن دارند
مهدی صاد
۸
همسر من مشورت می‌خواست در باب ناهار گفتمش: «امروز زیتون می‌خورم با خاویار» حرف‌هایی زیر لب زد که نفهمیدم، ولی لابلای حرف‌هایش کوفت بود و زهرمار گفت با کلّ پس‌انداز دو سال و نیم تو می‌شود یک مشت باقالی خرید و یک خیار
محمد
۵
دیدم که دارد از دور یک نره‌خر می‌آید در آستینش انگار پنهان نموده ساطور گفتم: «عجب تریپی، این آدم است یا غول؟» آهسته زیر لب گفت: «داداشم است... تیمور» ناگاه مثل میگ‌میگ از جای خود پریدم تا پای جان دویدم از بلخ تا نشابور... آن خواهر و برادر بودند دیو و دلبر لعنت به شانس ابتر نفرین به بخت منفور
مهدی صاد
۵
یک هزاری برده بودم پیش صرافِ محل چند گونی نیز پنهان کرده بودم در بغل گفتم این را چنج کن، جایش دلار نو بده توی گونی‌ها بریزم تا درآیم از هچل گفت تا ده می‌شمارم، ردّ کارت می‌روی مغر خر خوردی مگر صبحانه با شیر و عسل؟
مهدی صاد
۵
که یارانی نکو داریم: سومالی، غنا، کنگو خدایی گینۀ بیسائو دشمن بود بهتر بود
f_altaha
۴
عاشقی شغل مطمئنی نیست دو سه معشوقۀ یدک داریم طبق اصل بقای عشق، اگر نازنین رفت، روشنک داریم
Amir
۴
یک‌تنه بیست‌وچندساله شدیم بس‌مان است، یار می‌خواهیم یارِ بی‌بندوبار جالب نیست یارِ بابندوبار می‌خواهیم نه از آن یارهای معمولی گل‌رخ و گل‌عذار می‌خواهیم مادرم دختری نشان‌کرده عکسِ سه در چهار می‌خواهیم اولش شرط کرده‌ایم که ما همسرِ خانه‌دار می‌خواهیم
مهدی صاد
۴
تردّد در خیابان کار هر بز نیست در تهران
f_altaha
۳
تا کوفتِ بچه‌ها شه زنگ ورزش ساعتِ املا رو هم آفریده
محمد
۳
گفتا: «برادرم را حتماً نمی‌شناسی هم مثل خر نفهم است، هم مثل گاو خرزور هم فحش‌های نابش، هم کلۀ خرابش هم قطر بازوانش، در شهر هست مشهور» گفتم: «زمانۀ زور دیگر گذشته، ما نیز اهل مذاکراتیم، مثل رئیس‌جمهور»
Nimamooo
۳
حافظ هم آن‌زمان‌ها یک گوشه شعر می‌گفت تا بعدها بخواند از رویش اصفهانی البته غیر حافظ شاعر زیاد داریم از بین بانوان هم پروین اعتصامی [قافیه اشتباه است، تقصیر من ولی نیست زیرا نمی‌توان گفت پروین اعتصانی] البته دست و بالِ ما را فروغ بسته حتی نمی‌توان گفت سیمین بهبهانی
f_altaha
۲
امسال که هفت‌سین‌مان سکه نداشت فکر سمنو و سیب و سنبل کردیم
f_altaha
۱
بهتر آن است که دل را دو سه قسمت بکنند هریک از ناحیه‌ها را به کسی بسپارند عده‌ای مثل اِمِرسان دل‌شان جا دارد بانوان نیز مکانِ خودشان را دارند قلب‌شان شصت‌وسه بخش و دو سه استان دارد که همه صاحب فرمانده و استاندارند ده‌نفر «جاست فرند» و دو نفر «خواهر جان» چندتایی «نفس» و باقی‌شان «دلدار» ند
f_altaha
۱
فی‌المثل وقتی که گوشی‌های GLX هست پول وام مسکنت را صرف iPhone۴ مکن
محمد جواد
۱
براش مهمه آبروی بنده‌ش دکمۀ شلوارو هم آفریده
محمد جواد
۱
البته غیر حافظ شاعر زیاد داریم از بین بانوان هم پروین اعتصامی [قافیه اشتباه است، تقصیر من ولی نیست زیرا نمی‌توان گفت پروین اعتصانی]
R.R
۱
به صفرهای حسابت مکن دلت را خوش «چو بر صحیفۀ هستی رقم نخواهد ماند»
مهدی صاد
۱
کِیف داری میکنی با شعر من منتها افسوس، بیت آخر است دود اگر باشد نشان سروری این تریلی از من و تو سرتر است
مهدی صاد
۱
مقاله می‌دهیم از جنس آی‌اس‌آی فرت و فرت اگر خواندن مقدّم بر نوشتن بود بهتر بود
f_altaha
۰
پیامم را فرستادم، دلیور هم شده، اما جواب از او نمی‌آید، اگرچه می‌کند سینش