
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۵۸
«هیچکس حق ندارد راضی شود که در گمراهی و نادانی بماند و نیز کسی نباید حقیقت را پنهان کند.»
shaltoook
۵۵
آنگاه ادامه داد و گفت که: عشق نه زیباست و نه نیکو. از او پرسیدم که تو ای دیوتیما، آیا گمان میکنی که عشق بدی و زشتی است؟ گفت: خاموش. مگر لازم است آنچه زیبا نیست، زشت باشد؟ مگر نمیدانی که میان دانایی و نادانی فاصلهیی وجود دارد؟ من گفتم آن فاصله کدام است؟ گفت: باور درستی که نتواند منطق خود را اثبات کند، دانایی نیست، امّا چون شناخت به حقیقت است، نادانی هم نمیباشد و این فاصلهی میان دانایی و نادانی است.
Mohammad
۳۳
شخص نادان هم به تحصیل دانش نمیپردازد. زیرا خود را دانا میشمارد و بدبختی افراد نادان در همین است
Ishtar
۳۲
به سعادت کسی جز پس از مرگ نمیتوان حکم کرد. من تو را از خوشبختها نشمردم. برای این که نمیدانم در آینده به سرت چه میآید
AmirHossein
۲۶
کسی خواهان چیزی است که آن را ندارد. اگر داشته باشد، خواستن و طلب کردن آن معنی و مفهومی ندارد.
Mohammad
۲۶
هنوز نوع بشر معنیِ توانایی و قدرت عشق را ندانسته، اگر میدانست سراسر زمین را «پرستشگاه عشق» میساخت، تا با شکوهترین شعائر و مراسم، هدیههای خویش را تقدیم و تقدیس نامش گرداند. و قربانیها نیازش سازد. زیرا وی از سزاوارترین خدایان است که باید پرستیده شود و نشده.
Mohammad
۲۳
«هیچکس حق ندارد راضی شود که در گمراهی و نادانی بماند و نیز کسی نباید حقیقت را پنهان کند.»
علی نوری
۲۱
هر کس در دنیا بزرگ و نامی میشود دربارهی او افسانه میسازند.
ویماند
۱۹
تا سرانجامِ کسی را ندانی نمیتوان حکم کرد که خوشبخت است یا نیست.
علی نوری
۱۶
حکیم گفت: به سعادت کسی جز پس از مرگ نمیتوان حکم کرد.
alireza_irc
۱۱
چه کسی که خود چیزی ندارد نمیتواند آن را به دیگری ارائه دهد، یا کسی که چیزی نداند نمیتواند آن رابیاموزاند. چه کسی میتواند منکر شود که همهی جانداران آفریدهی اویند.
flora
۱۰
پس عاشقی که با تن بشری ـ نه با نفس انسانی ـ عشق میورزد، نه او را قدر و قیمتی هست و نه عشق او را دوام و ثباتی.
زیرا دلباختهی چیزی که دوام و بقایی ندارد چون به زیبایی شکل و رخسار که بدان دلبسته زوال یابد، خود چشم از آن میپوشد و بیشرمانه به نویدهایی که داده است وفا نکرده، عهد مودّت میشکند. امّا، دوستدار خوی و خصال نیک و فرخنده، همیشه بر میثاق محبّت و عشق استوار میماند، زیرا با مراعات انتظام و انسجام دل به چیزی داده است که برای همیشه لایتغیر و پر دوام خواهد ماند.
ali karimi
۹
پس میتوانیم بگوییم که عشق عبارت است از اشتیاقِ بدست آوردنِ خوبی برای همیشه.
Shadi
۷
افلاطون را استاد حکمت اشراق میخوانند و حکمت اشراق سرچشمهاش ذوق و شور عشق است، به این واسطه نوشتههای افلاطون در عین این که نثر است بهترین اشعار است و با آنکه همواره دم از عقل و علم میزند در واقع عشق و ذوق را افاضه میکند
Marya Morrevna
۶
به سعادت کسی جز پس از مرگ نمیتوان حکم کرد.
ketab
۶
عشق در هردل و هر جایی منزل نمیکند، عشق بر دلهای سخت و انباشته از خشونت روی برمیتابد و از اینگونه دلها عشق گریزان است. اما آنجا که پر از نرمی و لطافت باشد، مسکن میگزیند و خیمهگاه فرمانروایی خویش رادر آنجا برپا میکند و جز با نرمترین و نازکترین دلها الفت نمیگیرد
محمدپوریا
۵
وانگهی عشق سرچشمه بزرگترین منافع بنیآدم است و هر آدمی در آغازِ زندگی خود هیچ سود و سعادتی را همانندِ آن نتواند یافت که: «دوست بدارد و دوستش بدارند.»
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
۵
عاشق بازاری که عشق او به صورت است و تن و نه به سیرت و جان، عشقی پست دارد. چنین عشقی پایدار نیست، چه عشق، چیزی است گذرنده و فانی و در معرض تغییر و دگرگونی. از این رو وقتی نشاط جوانی گذشت عشق او هم زایل میشود و عاشق بال میگشاید و به دنبال عشقی دیگر پرواز میکند و قول و عهد خویش را میشکند و همه چیز را فراموش میکند. امّا عشقی که به خلق و خوی شرافتمندانهیی قرین باشد پابرجاست و زایل و فانیناشدنی. پس ما باید این دونوع دلبستگان عشق را با دقت و احتیاط از همدیگر بازشناسیم و خدمت نوع شرافتمندانه را پذیرا شویم و از صحبت دیگری بگریزیم.
AmirHossein
۵
«هرج و مرج عالم هستی را فرا گرفته بود، تا اینکه زمین آفریده شد، زمین مرکز ثقل اشیاء گردید. و پس از آن عشق پدید آمد.»
🌱ehsan
۵
عاشقی که با تن بشری ـ نه با نفس انسانی ـ عشق میورزد، نه او را قدر و قیمتی هست و نه عشق او را دوام و ثباتی.
ali karimi
۵
آنگاه ادامه داد و گفت که: عشق نه زیباست و نه نیکو. از او پرسیدم که تو ای دیوتیما، آیا گمان میکنی که عشق بدی و زشتی است؟ گفت: خاموش. مگر لازم است آنچه زیبا نیست، زشت باشد؟ مگر نمیدانی که میان دانایی و نادانی فاصلهیی وجود دارد؟ من گفتم آن فاصله کدام است؟ گفت: باور درستی که نتواند منطق خود را اثبات کند، دانایی نیست، امّا چون شناخت به حقیقت است، نادانی هم نمیباشد و این فاصلهی میان دانایی و نادانی است.
Ishtar
۵
آری و میشنوی که بعضیها میگویند کسانی که در جستجوی نیمهی دیگر خود هستند عاشق میباشند، اما من میگویم. عاشقان نه به دنبال نیمهی خود هستند و نه به دنبال تمام خود، مگر اینکه این نیمه و این تمام، هم خوب باشد و هم نیکو. والاّ همه میدانیم حتی وقتی که دست و پا فاسد و مضرّ شد، آن را میبُرند و به دور میاندازند.
NAVA SH
۵
سقراط در کنار او نشست و در جوابش گفت:
چه خوب بود اگر حکمت همانند آب میبود که چون از یک ظرف لبریز گردد بتواند به ظرف خالی دیگری ریخته شود. تا هر دو به اندازه یکدیگر از هم بهرهمند شوند.
اسب دریایی
۴
سقراط در کنار او نشست و در جوابش گفت:
چه خوب بود اگر حکمت همانند آب میبود که چون از یک ظرف لبریز گردد بتواند به ظرف خالی دیگری ریخته شود. تا هر دو به اندازه یکدیگر از هم بهرهمند شوند. در این صورت، من خود را به تأثیر مجالست با تو، از نیکبختترین خلایق میشمردم، زیرا تو با لبریزی علم و حکمت خودت ظرف خالی مرا سرشار میساختی، چه حکمت من چیزی پیچیده، مبهم، نامفهوم و به خیال نزدیکتر از حقیقت است.
اسب دریایی
۴
به نظر من در دنیا، نعمتی پر ارزشتر از این برای یک جوان وجود ندارد که مورد محبت فردی شریف قرار گیرد و برای یک مرد نیز نعمتی بالاتر از عشقِ به معشوق وجود ندارد.
زیرا آن اصلی را که باید انسان را در راهِ رسیدن به یک زندگی باارزش و سعادتمند رهبری کند نه نزدیکان و خویشان میتوانند به کسی ببخشند و نه از ثروت و مال و مقام به دست میآید. بلکه فقط نیروی عشق است که آن را پدید میآورد.
mahta
۴
پس میتوانیم بگوییم که عشق عبارت است از اشتیاقِ بدست آوردنِ خوبی برای همیشه.
mohammad alimirzaei
۴
اصولی که راهنمای زندگی مردانِ شریف پُرافتخار است. نگهبانی نیرومندتر از عشق وجود ندارد. نه مال و جلال و نه قوم و خویش و در میانِ مردمان کاری را که از توانِ عشق ساخته است نتواند کرد.
کاربر ۱۲۷۱۱۶۳
۳
آفرودیت (خدای زیبایی) و اروس (خدای عشق) از هم جداشدنی نیستند.
کتابخوار
۳
عشق نزدیکترین دوست آدمیان است و شفابخش دردهایی است که راه خوشبختی و سعادت را بر بشر فرو بستهاند.
اسب دریایی
۳
من ادعا میکنم که اگر یک مردِ عاشق کار ننگینی بکند و یا لطمهیی را که به حیثیت و شرافت او میخورد تحمّل نماید و در مقام دفاع از خود برنیاید و این راز او پرده در شود، برای او آگاه شدنِ معشوق از این امر بسیار ناگوارتر و دردناکتر از آگاهی پدر و مادر و یا خویشان و دوستانش خواهد بود. و همین حکم در مورد معشوق نیز صدق میکند و او نیز پیش عاشق خیلی بیشتر خجل میشود تا پیش دیگران.
