فلیکس به شیطانکها فکر میکند. سلاحهای نهایی برای پروژۀ مخفیانهاش، برای نقشۀ انتقامش، همهچیز به شیطانکها وابسته است. چه جور لباسی باید بپوشند؟ کلاه سیاهی که جای چشمهایش سوراخ است، نکند زیادی شبیه سارقهای بانک و تروریستها شوند؟ با خودش فکر میکند در این صورت چهبهتر: ترس عامل انگیزانندۀ محکمی است. به قول شکسپیر میتواند تحولی دریای ایجاد کند.