جملات زیبا از متن کتاب دو (مجموعه شعر سپید) | طاقچه
تصویر جلد کتاب دو (مجموعه شعر سپید)subscriptionAvailable

کتاب دو (مجموعه شعر سپید)

۳.۵(از ۱۰ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
آریا معصومی
انتشارات: 
سنجاق
categoryدسته‌بندی: 
شعر نو، شعر معاصر

قیمت:

۳۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

تنهایی انسان را از پا در نمی‌آورد، چیزی که ما را نابود می‌کند راه‌هایی‌ست که برای فرار از آن انتخاب می‌کنیم
ریرا
۱۲
آیا می‌توانید میان ویرانی‌ها زیبایی‌هایِ واقعی را ببینید؟! یا تنها در دنیای خود به رقصِ بیهودگی ادامه می‌دهید بی‌خبر از درد دیگران؟! ... آیا نمی‌دانید که پیشتر همه‌چیز داریم و بیشتر هیچ‌چیز نداریم؟!...
ریرا
۷
حتا ماه و خورشید رازِ ادامه‌شان در جدایی‌ست
thisissafayouknow
۵
پس پرتکرار خود را ببخش و پرتکرارتر دیگران را
ZahraRamezanzadeh
۵
شنیده‌ای در پلک بر هم زدنی دنیا فرو می‌ریزد؟... انگار آمده باشی پلک زده باشم رفته باشی؛
مسافر
۳
زیاد زرقُ برق‌تان را جدی نگیرید که حتا آن‌چیزها که می‌درخشند روزی به گورستان اشیا خواهند پیوست
Limou
۳
و این‌که آدم گاهی یاد کسی بیاُفتد نامش فراموشی‌ست ...
ریرا
۲
و از جنگ پوکه‌یِ فشنگ‌ها می‌ماند از زیبایی زن هزار ته‌سیگار؛
مسافر
۲
باید سیگاری روشن کنم تا به تو بگویم: تصورِ زیبایی‌ات در لباسی سیاه دست از سَرِ شب برنمی‌دارد
arta
۲
چه حیایی دارد خورشید یک‌بار هم از غرب طلوع نکرد تا صورت کوهی را ببیند که هر روز از پشت سرش در می‌آید،
Mehrdad Zarei
۲
این‌جا که من ایستاده‌ام تو نیستی و کسی دیگر هم نیست، آن‌جا که تو ایستاده‌ای من نیستم و خدا کند کسی دیگر هم نباشد
ZahraRamezanzadeh
۲
راستی تا یادم نرفته بگویم زیاد زرقُ برق‌تان را جدی نگیرید که حتا آن‌چیزها که می‌درخشند روزی به گورستان اشیا خواهند پیوست
masoomehabooti
۱
آیا می‌توانید میان ویرانی‌ها زیبایی‌هایِ واقعی را ببینید؟! یا تنها در دنیای خود به رقصِ بیهودگی ادامه می‌دهید بی‌خبر از درد دیگران؟! ... آیا نمی‌دانید که پیشتر همه‌چیز داریم و بیشتر هیچ‌چیز نداریم؟!...
Aisan88
۱
این‌جا که من ایستاده‌ام تو نیستی و کسی دیگر هم نیست، آن‌جا که تو ایستاده‌ای من نیستم و خدا کند کسی دیگر هم نباشد
Eremite
۱
و دوست نداشتم بدانم از هزاران مردی که سیگار به‌دست در راه تو به راه اُفتاده‌اند، آخرش روزی کدام قطار به مقصد می‌رسد
Eremite
۱
این‌جا که من ایستاده‌ام تو نیستی و کسی دیگر هم نیست، آن‌جا که تو ایستاده‌ای من نیستم و خدا کند کسی دیگر هم نباشد
Ati
۱
و سپس اگر شد به آغوش زاگرس برگردانیدم تنها کسی که در جواب دوستت دارم‌هایم بی‌درنگ می‌گفت: دوستت دارم
Bojack
۱
در دور کسی نیست در نزدیک خبری نیست حتی گاهی سیگار را دور می‌اندازم بعد فکر می‌کنم کار بیهوده‌ایست چراکه می‌دانم می‌روم سراغش می‌آورمش نزدیک ... زندگی در پیچاپیچ تفکر می‌رسد به لحظه‌هایی که انگار جز بازیِ مسخره‌ای با سیگارت هیچ‌چیز در آن جریان ندارد ...
arta
۰
در ادامه هرچه پیش آمد خوش‌تر، آبِ از سرگذشته، گذشت تا انسان در تجربه شنا کند
Eremite
۰
تنهایی انسان را از پا در نمی‌آورد، چیزی که ما را نابود می‌کند راه‌هایی‌ست که برای فرار از آن انتخاب می‌کنیم
Eremite
۰
این‌جا که من ایستاده‌ام تو نیستی و کسی دیگر هم نیست، آن‌جا که تو ایستاده‌ای من نیستم و خدا کند کسی دیگر هم نباشد
Narges
۰
می‌گویند گریزی نیست از اندوهِ تداومِ روزها، اما در این بیداری شاعرانه شعر می‌شوی پشت شعر بدونِ تکرار ...
Ati
۰
آبِ از سرگذشته، گذشت تا انسان در تجربه شنا کند
Bojack
۰
تنهایی، خانم این خانه است ...
Bojack
۰