جملات زیبای کتاب دو (مجموعه شعر سپید) | طاقچه
تصویر جلد کتاب دو (مجموعه شعر سپید)

بریده‌هایی از کتاب دو (مجموعه شعر سپید)

نویسنده:آریا معصومی
انتشارات:سنجاق
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۹از ۷ رأی
۳٫۹
(۷)
تنهایی انسان را از پا در نمی‌آورد، چیزی که ما را نابود می‌کند راه‌هایی‌ست که برای فرار از آن انتخاب می‌کنیم
ریرا
آیا می‌توانید میان ویرانی‌ها زیبایی‌هایِ واقعی را ببینید؟! یا تنها در دنیای خود به رقصِ بیهودگی ادامه می‌دهید بی‌خبر از درد دیگران؟! ... آیا نمی‌دانید که پیشتر همه‌چیز داریم و بیشتر هیچ‌چیز نداریم؟!...
ریرا
پس پرتکرار خود را ببخش و پرتکرارتر دیگران را
ZahraRamezanzadeh
حتا ماه و خورشید رازِ ادامه‌شان در جدایی‌ست
thisissafayouknow
شنیده‌ای در پلک بر هم زدنی دنیا فرو می‌ریزد؟... انگار آمده باشی پلک زده باشم رفته باشی؛
مسافر
و این‌که آدم گاهی یاد کسی بیاُفتد نامش فراموشی‌ست ...
ریرا
و از جنگ پوکه‌یِ فشنگ‌ها می‌ماند از زیبایی زن هزار ته‌سیگار؛
مسافر
باید سیگاری روشن کنم تا به تو بگویم: تصورِ زیبایی‌ات در لباسی سیاه دست از سَرِ شب برنمی‌دارد
arta
چه حیایی دارد خورشید یک‌بار هم از غرب طلوع نکرد تا صورت کوهی را ببیند که هر روز از پشت سرش در می‌آید،
Mehrdad Zarei
این‌جا که من ایستاده‌ام تو نیستی و کسی دیگر هم نیست، آن‌جا که تو ایستاده‌ای من نیستم و خدا کند کسی دیگر هم نباشد
ZahraRamezanzadeh
آیا می‌توانید میان ویرانی‌ها زیبایی‌هایِ واقعی را ببینید؟! یا تنها در دنیای خود به رقصِ بیهودگی ادامه می‌دهید بی‌خبر از درد دیگران؟! ... آیا نمی‌دانید که پیشتر همه‌چیز داریم و بیشتر هیچ‌چیز نداریم؟!...
Aisan88
این‌جا که من ایستاده‌ام تو نیستی و کسی دیگر هم نیست، آن‌جا که تو ایستاده‌ای من نیستم و خدا کند کسی دیگر هم نباشد
Batman
و دوست نداشتم بدانم از هزاران مردی که سیگار به‌دست در راه تو به راه اُفتاده‌اند، آخرش روزی کدام قطار به مقصد می‌رسد
Batman
در دور کسی نیست در نزدیک خبری نیست حتی گاهی سیگار را دور می‌اندازم بعد فکر می‌کنم کار بیهوده‌ایست چراکه می‌دانم می‌روم سراغش می‌آورمش نزدیک ... زندگی در پیچاپیچ تفکر می‌رسد به لحظه‌هایی که انگار جز بازیِ مسخره‌ای با سیگارت هیچ‌چیز در آن جریان ندارد ...
arta
راستی تا یادم نرفته بگویم زیاد زرقُ برق‌تان را جدی نگیرید که حتا آن‌چیزها که می‌درخشند روزی به گورستان اشیا خواهند پیوست
masoomehabooti
در ادامه هرچه پیش آمد خوش‌تر، آبِ از سرگذشته، گذشت تا انسان در تجربه شنا کند
Batman
تنهایی انسان را از پا در نمی‌آورد، چیزی که ما را نابود می‌کند راه‌هایی‌ست که برای فرار از آن انتخاب می‌کنیم
Batman
این‌جا که من ایستاده‌ام تو نیستی و کسی دیگر هم نیست، آن‌جا که تو ایستاده‌ای من نیستم و خدا کند کسی دیگر هم نباشد
Narges