
کتاب دو (مجموعه شعر سپید)
پدیدآورندگان:
آریا معصومیانتشارات:
سنجاق٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
ریرا
۹
تنهایی
انسان را از پا در نمیآورد،
چیزی که ما را نابود میکند
راههاییست
که برای فرار از آن انتخاب میکنیم
ریرا
۷
آیا میتوانید
میان ویرانیها
زیباییهایِ واقعی را ببینید؟!
یا تنها در دنیای خود
به رقصِ بیهودگی ادامه میدهید
بیخبر از درد دیگران؟! ...
آیا نمیدانید
که پیشتر همهچیز داریم و بیشتر هیچچیز نداریم؟!...
thisissafayouknow
۴
حتا ماه و خورشید
رازِ ادامهشان در جداییست
ZahraRamezanzadeh
۴
پس پرتکرار خود را ببخش
و پرتکرارتر دیگران را
مسافر
۳
شنیدهای
در پلک بر هم زدنی
دنیا فرو میریزد؟...
انگار
آمده باشی
پلک زده باشم
رفته باشی؛
ریرا
۲
و اینکه آدم گاهی یاد کسی بیاُفتد
نامش فراموشیست ...
مسافر
۲
و از جنگ
پوکهیِ فشنگها میماند
از زیبایی زن
هزار تهسیگار؛
arta
۲
باید سیگاری روشن کنم
تا به تو بگویم:
تصورِ زیباییات در لباسی سیاه
دست از سَرِ شب برنمیدارد
Mehrdad Zarei
۲
چه حیایی دارد خورشید
یکبار هم از غرب طلوع نکرد
تا صورت کوهی را ببیند
که هر روز
از پشت سرش در میآید،
ZahraRamezanzadeh
۲
اینجا که من ایستادهام
تو نیستی
و کسی دیگر هم نیست،
آنجا که تو ایستادهای
من نیستم
و خدا کند
کسی دیگر هم نباشد
Aisan88
۱
آیا میتوانید
میان ویرانیها
زیباییهایِ واقعی را ببینید؟!
یا تنها در دنیای خود
به رقصِ بیهودگی ادامه میدهید
بیخبر از درد دیگران؟! ...
آیا نمیدانید
که پیشتر همهچیز داریم و بیشتر هیچچیز نداریم؟!...
Batman
۱
اینجا که من ایستادهام
تو نیستی
و کسی دیگر هم نیست،
آنجا که تو ایستادهای
من نیستم
و خدا کند
کسی دیگر هم نباشد
Batman
۱
و دوست نداشتم بدانم
از هزاران مردی که سیگار بهدست
در راه تو
به راه اُفتادهاند،
آخرش روزی کدام قطار به مقصد میرسد
Ati
۱
اینجا که من ایستادهام
تو نیستی
و کسی دیگر هم نیست،
آنجا که تو ایستادهای
من نیستم
و خدا کند
کسی دیگر هم نباشد
arta
۰
در دور کسی نیست
در نزدیک خبری نیست
حتی گاهی سیگار را دور میاندازم
بعد فکر میکنم
کار بیهودهایست
چراکه میدانم
میروم سراغش
میآورمش نزدیک ...
زندگی در پیچاپیچ تفکر
میرسد به لحظههایی
که انگار جز بازیِ مسخرهای با سیگارت
هیچچیز در آن جریان ندارد ...
masoomehabooti
۰
راستی تا یادم نرفته بگویم
زیاد زرقُ برقتان را جدی نگیرید
که حتا آنچیزها که میدرخشند
روزی به گورستان اشیا خواهند پیوست
Batman
۰
در ادامه هرچه پیش آمد
خوشتر،
آبِ از سرگذشته، گذشت
تا انسان در تجربه شنا کند
Batman
۰
تنهایی
انسان را از پا در نمیآورد،
چیزی که ما را نابود میکند
راههاییست
که برای فرار از آن انتخاب میکنیم
Narges
۰
اینجا که من ایستادهام
تو نیستی
و کسی دیگر هم نیست،
آنجا که تو ایستادهای
من نیستم
و خدا کند
کسی دیگر هم نباشد
Ati
۰
میگویند گریزی نیست
از اندوهِ تداومِ روزها،
اما در این بیداری شاعرانه
شعر میشوی پشت شعر
بدونِ تکرار ...