چرا زندگی میکنیم؟ اصلاً بقا در این سیّارهٔ رنج و جغرافیای درد چه اهمیتی دارد که خودمان را برایش به آب و آتش بزنیم؟
فرض کن میان طوفان، بدون آب و غذا و امید، بر قایقی نشستهای. ناگهان میبینی روزنهای کوچک بر تختهٔ قایق نشسته و آب ریزریز بهداخل میریزد. برای مسدود کردنش تقلا نمیکنی؟ میکنی. درست است وسط طوفان و از همهچیز محرومی، ولی خودت را ول نمیکنی. ورزش دستکم برای من همین است.