
Peiman
۱۴
آنچه به انسانیت خدمت میکند احساس اجتماعی است.
bfs
۹
استایرون میگوید در این روزگار افسردهها کمتر خودکشی میکنند، اما کسی را که خودکشی کرد، به اندازهای میتوان سرزنش و ملامت کرد که یک بیمار مبتلا به سرطان در اثر بیماریاش فوت میکند.
sajad
۶
احساسات همان واقعیتها نیستند. میتوانید با تغییر دادن اندیشه خود، احساساتتان را تغییر دهید.
bfs
۵
کتاب اطاعت از صاحبان اختیار ظاهرآ به طبیعت انسان لطف چندانی ندارد. زیرا ما هزاران سال تحت شرایط سلسله مراتب زندگی کردهایم و مغز ما چنان رشد یافته که میخواهیم از کسانی که بالاتر از ما قرار دارند اطاعت کنیم. با این حال، با توجه کردن به این تمایل قدرتمند است که میتوانیم خود را گرفتار موقعیتهایی نکنیم که مرتکب اقدامات شرورانه بشویم.
هر ایدئولوژی به افراد مطیعی احتیاج دارد که به نامش دست به عمل بزنند. درمورد آزمایش میلگرم این دین یا باورهای سیاسی و یا وجود رهبران با جذبه نبود که داوطلبان را به شرارت واداشت. آنها به نام علم حاضر شدند دست به رفتارهای تندو خشن بزنند.
مهدی تمدن رستگار
۲
تحول تازهتری در حوزه شناختدرمانی، «روانشناسی مثبت» است. در این تحول به جای توجه کردن به آلام مردم، به نقاط مثبت آنها توجه میشود. در مثبتدرمانی به این توجه میشود که چه عواملی سبب میگردد که مردم خوشبینتر و مولّدتر شوند. تا حدودی میتوان گفت که این تحول درمانی ناشی از اهتمام آبراهام مازلو است که درباره خودشکوفایی مطالبی را به رشته تحریر درآورد، و دیگری کارل راجرز که گفت: «به دنیا بدبین است و به مردم خوشبین.»
sajad
۲
«درونگراها میتوانند به خوبی با دنیای واقع در پیرامون خود کنار بیایند، اما بهترین کارشان را در درون خود انجام میدهند. به همین شکل برونگراها میتوانند با ایدهها و نظرات به خوبی کنار بیایند، اما بهترین کارشان را در بیرون از خود انجام میدهند.»
Razie Lahooti
۲
محیط انسان را شکل میدهد و ما با توجه به آنچه یاد میگیریم، رفتارمان را تغییر میدهیم. اگر میخواهیم دنیای بهتری بسازیم، باید محیطی فراهم آوریم که راه زندگی اخلاقیتر را به مردم آموزش دهد.
rain_88
۱
میل به رسمیت شناخته شدن به خاطر حس حقارت کودک در او ایجاد میشود. یک تربیت خوب آن تربیتی است که این احساس حقارت را از بین ببرد. اینگونه کودک دیگر بر آن نمیشود تا در زندگی بخواهد به زیان بقیه برنده شود
rain_88
۱
آدلر معتقد بود که اشخاص خودبین و متکبر اغلب سعی میکنند دیدگاههای خود را پنهان سازند. میگویند که صرفآ «بلندپرواز» هستند و یا از این هم فروکش میکنند و میگویند که «پرانرژی» میباشند. ممکن است احساسات راستین خود را استتار کنند. برای اینکه نشان ندهند که خودبین و متکبر هستند، ممکن است به عمد و قصد توجه چندانی به لباس پوشیدن خود نکنند و یا بیش از اندازه از خود تواضع نشان دهند
احسان رضاپور
۱
«منابع خشونت در همه هست، تنها مطلبی که تغییر میکند توجیه کردن آن است.»
آتنا
۱
وقتی احساس اضطراب، گناه یا افسردگی میکنیم، معنایش این است که هشیاری ما در شرایط ناسالم قرار دارد. برای درمان آن باید ارزشهای خود را مجددآ ارزیابی کنیم و شاید ارزشهای جدیدی در خود شکل دهیم.
rain_88
۰
آدلر کتابی به رشته تحریر درآورده بود که میگفت برداشتها و ادراکات اشخاص از بدنشان و از کمبودها و نواقص آن عامل مهمی در شکل دادن به هدفهای آنها در زندگی است. فروید معتقد بود که انسانها به شدت تحت تأثیر ذهن ناهشیار خود هستند، اما آدلر انسانها را موجوداتی اجتماعی ارزیابی میکرد که با توجه به شرایط محیطی خود واکنش نشان میدهند. افراد و اشخاص معمولا برای رسیدن به قدرت شخصی تلاش میکنند، اما اگر ازسلامتی برخوردار باشند خود را با جامعه تطبیق میدهند و به آنها کمک میکنند.
احسان رضاپور
۰
دوران کودکی بد و بهرهکشی بزرگترین علت و عامل اقدام جنایتکارانه کردن در بزرگسالی است.
احسان رضاپور
۰
برن معتقد بود اگر نوزادان و اطفال به طور فیزیکی لمس و نوازش نشوند، با مشکلات روانی روبهرو میگردند. او معتقد بود که محرومیتهای حسی در بالغها میتواند منجر به روانرنجوری شود.
احسان رضاپور
۰
دو مانع بزرگ بر سر راه برقراری ارتباط مؤثر یکی داوری کردن، و دیگری راهحل نشان دادن است.
وقتی با کسی صحبت میکنیم، خیلی دشوار است که به حرفهایش گوش کنیم بدون اینکه دربارهاش داوری نکنیم و یا در مقام انتقاد و برچسب زدن با او حرف نزنیم. در ارتباط با نزدیکان خود اغلب از آنها انتقاد میکنیم زیرا نمیتوانیم فکرش را بکنیم که آنها چگونه ممکن است تغییر کنند. و در برخورد با دیگران انواع برچسبها را به آنها میزنیم. با این روش، توصیهها و راهنماییهای ما به ندرت سازنده هستند زیرا با این روش به دانایی طرف مقابل توهین میکنیم.
محمد جواد اخباری
۰
در سال ۱۹۱۱، بعد از اختلاف نظر شدید و دلگیر شدن آدلر از فروید که همه بیماریهای روانی را ناشی از احساسات جنسی سرکوب شده میدانست، آدلر از فروید جدا شد.
محمد جواد اخباری
۰
آدلر معتقد بود ناپلئون که با آن جثه کوچکش تأثیری بزرگ بر دنیا گذاشت، تحت تأثیر عقده حقارت اقدام کرد.
محمد جواد اخباری
۰
آدلر معتقد است سازگار کردن خود با جامعه مهمترین اقدامی است که باید صورت بگیرد.
bfs
۰
«حتی برای کسانی که درمان بیهوده است، میتوانند امیدوار باشند که توفان سرانجام خواهد گذشت. اگر بتوانند از پس این توفان برآیند، سرانجام افسردگی رنگ میبازد و ناپدید میگردد. هم آمدنش اسرارآمیز است، و هم رفتنش. بایدافسردگی دوران خودش را بگذراند تا شخص به آرامش برسد.»
bfs
۰
انسان افسرده مانند یک مرده متحرک است، هنوز میتواند راه برود یا حرف بزند، اما دیگر احساس آدم بودن نمیکند
bfs
۰
البته نهایتطلبها ممکن است تصور کنند که بهترین انتخاب را کردهاند، اما این انتخاب لزومآ آنها را راضی نمیکند. ممکن است کمی حقوق بیشتر بگیرند، اما از سمت شغلی خود راضی نیستند.
نهایتطلبی زندگی را زیر فشار قرار میدهد. اگر قرار باشد هر کاری که بکنیم خوب و عالی باشد، دچار خود انتقادی میشویم. خودمان را سرزنش میکنیم که چرا نتوانستیم انتخابی مطابق سلیقه خود بکنیم.
bfs
۰
«اینکه چه ارزشی برای پول قائل هستید، بیش از خود پول روی احساس شادمانی شما تأثیر میگذارد.» ا
bfs
۰
مازلو میگفت از آنجایی که ما در دنیایی زندگی میکنیم که تغییرات به سرعت بسیار بیشتری در مقایسه با گذشته صورت میگیرد، کافی نیست که کار همیشگی خود را تکرار کنیم. بهترین اشخاص کسانی هستند که گذشته را فراموش کنند و به جای آن بکوشند مسئله را هرچه که هست حل وفصل نمایند. مازلو مینویسد بالغترین اشخاص آنهایی هستند که میتوانند از زندگی لذت بیشتری ببرند. اینها کسانی هستند که میتوانند به اراده خود به عقب برگردند، مانند بچهها رفتار کنند، میتوانند رفتار کودکانه داشته باشند، با بچهها بازی کنند و نزدیک آنها باشند.
bfs
۰
«اتاقهای گاز ساخته شدند، اردوگاههای مرگ محافظت میشدند. اعدامها به سرعت ازقبل تعیین شده انجام میشدند. این سیاستهای غیرانسانی ممکن است ریشه درذهن یک شخص بخصوص داشت، اما اجرای آنها در سطح گسترده تنها در صورتی امکانپذیر بود که شمار کثیری از دستورات اطاعت کنند.»
bfs
۰
نبوغ مغز انسان در این است که پیوسته تصویر جدیدی از خویشتن ایجاد میکند که در معرض شدیدترین بیماریهای عصبی ـ روانی دوام میآورد.
bfs
۰
تلاش برای یافتن هویت خود همان چیزی است که یونگ به آن «تفرد» و مازلو به آن «خودشکوفایی» میگوید. شیهی برای این مفهوم از واژه «به دست آوردن اصالت خود» حرف میزند. اما اسمش را هرچه بگذاریم، این هدف مراحل متوالی زندگی است. در هر مرحله از فرصتی برخورداریم که خود را بهتر تعریف کنیم و یا تابع نظرات گروه شویم. ما دارای دو خویشتن و دو ضمیر هستیم: یکی که میخواهد با دیگران ادغام شود، و دیگری که میخواهد به آزادی و استقلال خلاق برسد. در تمام مدت زندگی میان این دو حالت تاب میخوریم و یا آنها به طور همزمان با ما رقابت میکنند.
احسان رضاپور
۰
«تفکر خلاق شبیه دنده عقب در یک اتومبیل است. هیچکس مایل نیست مسافت طولانی را با دنده عقب براند. با این حال، هر رانندهای احتیاج دارد که با این دنده آشناباشد و از کوچههای بنبست بیرون آید.»
NeginJr
۰
«روانشناسی گذشتهای دیرینه دارد، اما تاریخش کوتاه است.»
احسان رضاپور
۰
«نمیتوانیم با اطمینان بگوییم که ذهن دیگران بر همان اصول و اساس ذهن ما کار میکند. اغلب اتفاق میافتد کسانی که با آنها در تماس میشویم مثل ما استدلال نمیکنند، و یا برای چیزهایی که ما برایشان ارزش قائلیم، ارزش قائل نیستند و یا به چیزهایی که مابه آنها علاقه داریم، علاقهای ندارند.»
احسان رضاپور
۰
این واقعیت که اشخاص همیشه با هم کنار نمیآیند، علتش این است که ما نمیدانیم دیگران چگونه دنیا را میبینند. برای مثال، یک تیپ فکری قضاوت تیپ احساسی را زیر سؤال میبرد زیرا سردرنمیآورد که چگونه ممکن است یک تیپ احساسی به درستی قضاوت کند و تصمیم درست بگیرد. تیپ فکری از آن جهت این برداشت را دارد زیرا احساسات او قابل اعتماد نیستند. اما تیپ احساسی هم توانمندیهای خود را به گونهای پرورش داده که از زندگی برداشت منطقی و قابل قبولی داشته باشد.