جملات زیبا از متن کتاب سپر گنجشک ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب سپر گنجشک ها

کتاب سپر گنجشک ها

۳.۹(از ۱۴۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
دونی پری، رویا جواهری
انتشارات: 
نشر نون

قیمت:

۱۹۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ولی اگر از اینکه از من محافظت شود خسته شده باشم، چه؟ اگر دیگر نمی‌خواستم همیشه منتظر بمانم تا یک مرد بیاید و نجاتم بدهد، چه؟
ghazal
۱۲۰
روز زیبایی بود. آسمان صاف بود و هوا طراوتی شیرین داشت. اما به نظر این زیبایی هدر می‌رفت. اینجا هیچ‌کس از آن لذت نمی‌برد؛ من که قطعاً نه. مردم با سرهای پایین در خیابان‌ها قدم می‌زدند. تمام شادی‌ها سلاخی شده بودن
نیلوفر آریاراد
۶۰
چقدر ساده‌لوح بودم. فراموش کرده بودم پدرم به عشق اعتقادی نداشت.
ghazal
۵۵
عشق هم می‌تواند ما را بسازد... هم می‌تواند نابودمان کند.
Blue and gray
۴۵
«خیلی دوست‌داشتنیه. ولی فکر نمی‌کنم کنار هم آینده‌ای داشته باشیم.»
ghazal
۳۸
دنیا درحال سوختن بود.
کاربر ۹۸۸۴۷۰۰
۲۲
با شمشیر اشاره‌ای به مرکز میدان کرد. «غریزۀ اولت اینه که عقب‌نشینی کنی. باید سر جات بایستی. به کناره‌ها حرکت کن. یه روزنه برای حمله باز کن. اما عقب نرو. چون این‌جوری فقط دوباره روی باسنت فرود می‌آی.»
کاربر ۲۶۰۸۱۰۸
۱۵
او گفت: «من می‌خوام ملکه باشم.» گفتم: «من نمی‌خوام. ولی هیچ‌کدوممون حق انتخاب نداریم.»
فرفری موی غزل‌ساز
۱۳
وقتی دل آدم‌ها می‌شکند، تغییر می‌کنند.
فرفری موی غزل‌ساز
۱۲
اگر واقعاً می‌خواستم سرنوشتم را خودم کنترل کنم، نمی‌توانستم منتظر بمانم تا کسی بیاید و از خطر نجاتم دهد. تنها کسی که همیشه برای من می‌جنگید، خودم بودم.
گیلاس خانوم .
۱۱
رویم را به سمت هیولا برگرداندم، به امید اینکه اگر مستقیم جلو را نگاه کنم، هیچ‌کدام از آن‌ها متوجه نشوند صورتم از خجالت آتش گرفته.
(: Nazanin :)
۸
این روزها لبخندها خیلی زود محو می‌شدند.
فرفری موی غزل‌ساز
۸
«دوستت دارم.» «آره، دوستم داری. یادت نره.» «هرگز.»
فرفری موی غزل‌ساز
۸
«فقط احمق‌ها و دروغ‌گوها کتاب و خونۀ مردم رو آتیش می‌زنن.»
فرفری موی غزل‌ساز
۷
پناه بر خدایان... از خاکستری متنفر بودم.
فرفری موی غزل‌ساز
۶
رَنسِم مال من بود؛ با همۀ نقص‌هایش، با همۀ کمالش. «این انتخاب منه.» کف دستم را در دستش گذاشتم.
(: Nazanin :)
۶
برای پیشینیان. برای داستان‌هایی که ما را به اینجا رساندند. برای خطرهایی که می‌کنیم. برای رؤیاهایی که دنبال می‌کنیم. برای پرواز به بال‌هایتان اعتماد کنید.
کاربر ۵۳۵۹۱۴۱
۵
«وقتی پای امنیت خودم یا بقیه وسط باشه، گوش می‌دم. تمام تلاشم رو می‌کنم که گند نزنم. ولی برای همۀ خواسته‌های تو سر خم نمی‌کنم. فقط چون من رو بی‌ارزش می‌دونی، دلیل نمیشه خودم رو خوار کنم. اگه می‌خواستی ساکت بمونم، باید می‌ذاشتی ماروئیل من رو بکشه. من یکی از جنگجوهات نیستم که بخوای رهبریم کنی. همسرت هم نیستم که فرمان بدی. پس نه، هیچی بین ما وجود نداره.»
گیلاس خانوم .
۴
عشق هم می‌تواند ما را بسازد... هم می‌تواند نابودمان کند.
فرفری موی غزل‌ساز
۳
تنها کسی که همیشه برای من می‌جنگید، خودم بودم.
MwarauK
۳
مادر جاسلین. همچنان دست تکان می‌داد. حتی یک لحظه هم توقف نکرد. حتماً دست‌هایش خسته شده بود، اما باز هم برای دخترش دست تکان می‌داد. تاج روی سر من بود اما واقعاً این جاسلین بود که ثروتمند بود، نه؟
گیلاس خانوم .
۲
این روزها لبخندها خیلی زود محو می‌شدند.
Sophie
۲
چرا هیچ‌وقت انتخاب اول نبودم؟ چرا همیشه فقط جایزه‌ای قانع‌کننده بودم؟ پیش پدرم. پیش مارگو. پیش معلم‌هایم. و حالا پیش زاویر. چه چیزی کم داشتم که کافی نبودم؟
مریم رضائی؛
۲
فقط یک راه برای رهایی‌ام وجود داشت. دانش
velorea
۲
اشک‌هایی داغ روی خاک و کنار چکمه‌هایم چکیدند. «دوستت دارم.» «آره، دوستم داری. یادت نره.» «هرگز.»
jutdwae
۱
مستقیم به چشم‌های سبزش زل زدم، به این امید که بالاخره یک نفر به من فرصت بدهد. که بیشتر از بقیه به من ایمان داشته باشد.
MwarauK
۱
اصلاً تا حالا به ذهنت رسیده که شاید در قفست همیشه باز بوده، گنجشک؟ فقط کافی بود هلش بدی و بری بیرون؟
MwarauK
۱
برای پرواز به بال‌هایتان اعتماد کنید.
کاربر ۹۸۶۶۶۰۹
۱
آن‌قدر بی‌حرکت ماند که حتی ذرات غبار هم سر جایشان ماندند؛
ghazalak
۱
«همۀ هیولاها زادۀ خدایان نیستن، علیاحضرت. بعضی از ما بعداً ساخته شدیم.»
velorea
۱