
بریدههایی از کتاب سوشیانت
۴٫۲
(۹)
هیچکس خدا را برای خدا نمیخواست.
Mitikoma
اگر واقعا زندگی کنی دیگه لازم نیست نگران مردن باشی. نگران زندگی باش، مرگ خودش بی صبرانه منتظرته!
Tahoura
بودن سخت نیست، به پیش رفتن سخته..
Tahoura
در واقع مطمئن نبود که هیچ وقت خودش را واقعا دوست داشته باشد. فقط همواره در پی برآورد نیازهای جسمی و روحی و سیراب کردن عطشش بود، عطش دانستن، عطش پیشرفت، عطش پول، عطش عشق، اما بی تردید خودش چیزی بالاتر از همهٔ اینها بود
Mitikoma
بدبختی، نفرت خشم و دلتنگی همگی به نوعی قابل تحمل بودند گویی انسان میتوانست هر چند به طور موقت، آنها را ساکت کند و به زندگیش ادامه دهد اما عذاب وجدان، تنها ابزاری بود که روح را متلاشی و نابود میکرد.
Mitikoma
آدمها میخوان که همه حقیقت رو بدونن اما وقتی فهمیدن با تمام وجود پسش میزنن!
Mitikoma
بالاخره که میمردند و هر چه بیشتر به آن میاندیشدند نه مردن آسانتر میشد و نه زندگی کردن. انسانها نمیخواستند به مرگ فکر کنند اما شاید این مرگ بود که به آنها فکر میکرد.
Mitikoma
عشق آرام و بی کران و مطیع بود و روح را همچون مادری مهربان نوازش میکرد، چیزی که سرکش و سوزان و پلید بود هوس بود.
Mitikoma
- اگر واقعا زندگی کنی دیگه لازم نیست نگران مردن باشی. نگران زندگی باش، مرگ خودش بی صبرانه منتظرته!
Mitikoma
حالا دلش برای خودش میسوخت. حس میکرد خودش را بیشتر از همهٔ مواقع روی زمین دوست دارد. در واقع مطمئن نبود که هیچ وقت خودش را واقعا دوست داشته باشد. فقط همواره در پی برآورد نیازهای جسمی و روحی و سیراب کردن عطشش بود، عطش دانستن، عطش پیشرفت، عطش پول، عطش عشق، اما بی تردید خودش چیزی بالاتر از همهٔ اینها بود
melika🌱
شاید بتونم بگم که مردن بهتر از زندگی کردنه اما با این شرط که تو قبل از مردن یک بار واقعا زندگی کرده باشی
melika🌱
اگر یک غیر ممکن برای انسانها وجود داشت آن قضاوت نکردن بود.
✨inside the moon
آدمها همیشه دنبال فرق های خودشون با دیگران میگردن میدونی چرا؟ چون فکر میکنن این تفاوتها براشون برتری میاره و این بهتر بودن باعث میشه خوشحالتر بشن، ولی نمیدونن که چطور میشه انسان بر انسان برتر باشه؟
✨inside the moon
مردن بهتر از زندگی کردنه اما با این شرط که تو قبل از مردن یک بار واقعا زندگی کرده باشی
Mitikoma
هیچکس خدا را برای خدا نمیخواست.
✨inside the moon
دنیا برای انسانها فقط حول «من» بود. خدای من، کشور من، خانوادهٔ من، آرزوهای من، زندگی من، عقاید من، احساسِ من. برای انسان همه چیز من بود، همه چی!
ویماند
عادت کردن هنر مشترک همهٔ انسانها بود.
ویماند
شاید انسان نمیاندیشید بلکه خود اندیشه بود.
✨inside the moon
- می دونی چیه؟ مشکل تو این نبود که به خدا ایمان نداشتی، مشکلت این بود که خودتو باور نداشتی تمیس. خدا نیازی نداره باور بشه یا دوست داشته بشه اما تو داری،
✨inside the moon
اگر واقعا زندگی کنی دیگه لازم نیست نگران مردن باشی. نگران زندگی باش، مرگ خودش بی صبرانه منتظرته!
✨inside the moon
”دوست داشتن «مثل یک زنجیر بر گردن انسان بود. تا جایی که انسان خودش را فراموش میکرد و با حرکت زنجیری که آن سرش در دست محبوب بود به این سو و آن سو کشانده میشد.
✨inside the moon
حجم
۹۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
حجم
۹۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
قیمت:
۴۵,۰۰۰
تومان