
کتاب سوشیانت
پدیدآورندگان:
مهسا حاجی قهرمان زاده انتشارات:
سنجاق٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Mitikoma
۹
هیچکس خدا را برای خدا نمیخواست.
Tahoura
۶
اگر واقعا زندگی کنی دیگه لازم نیست نگران مردن باشی. نگران زندگی باش، مرگ خودش بی صبرانه منتظرته!
Tahoura
۵
بودن سخت نیست، به پیش رفتن سخته..
Mitikoma
۴
در واقع مطمئن نبود که هیچ وقت خودش را واقعا دوست داشته باشد. فقط همواره در پی برآورد نیازهای جسمی و روحی و سیراب کردن عطشش بود، عطش دانستن، عطش پیشرفت، عطش پول، عطش عشق، اما بی تردید خودش چیزی بالاتر از همهٔ اینها بود
Mitikoma
۴
بدبختی، نفرت خشم و دلتنگی همگی به نوعی قابل تحمل بودند گویی انسان میتوانست هر چند به طور موقت، آنها را ساکت کند و به زندگیش ادامه دهد اما عذاب وجدان، تنها ابزاری بود که روح را متلاشی و نابود میکرد.
Mitikoma
۴
آدمها میخوان که همه حقیقت رو بدونن اما وقتی فهمیدن با تمام وجود پسش میزنن!
Mitikoma
۴
بالاخره که میمردند و هر چه بیشتر به آن میاندیشدند نه مردن آسانتر میشد و نه زندگی کردن. انسانها نمیخواستند به مرگ فکر کنند اما شاید این مرگ بود که به آنها فکر میکرد.
melika🌱
۴
شاید بتونم بگم که مردن بهتر از زندگی کردنه اما با این شرط که تو قبل از مردن یک بار واقعا زندگی کرده باشی
Mitikoma
۳
عشق آرام و بی کران و مطیع بود و روح را همچون مادری مهربان نوازش میکرد، چیزی که سرکش و سوزان و پلید بود هوس بود.
Mitikoma
۳
- اگر واقعا زندگی کنی دیگه لازم نیست نگران مردن باشی. نگران زندگی باش، مرگ خودش بی صبرانه منتظرته!
melika🌱
۳
حالا دلش برای خودش میسوخت. حس میکرد خودش را بیشتر از همهٔ مواقع روی زمین دوست دارد. در واقع مطمئن نبود که هیچ وقت خودش را واقعا دوست داشته باشد. فقط همواره در پی برآورد نیازهای جسمی و روحی و سیراب کردن عطشش بود، عطش دانستن، عطش پیشرفت، عطش پول، عطش عشق، اما بی تردید خودش چیزی بالاتر از همهٔ اینها بود
✨inside the moon
۲
اگر یک غیر ممکن برای انسانها وجود داشت آن قضاوت نکردن بود.
✨inside the moon
۲
آدمها همیشه دنبال فرق های خودشون با دیگران میگردن میدونی چرا؟ چون فکر میکنن این تفاوتها براشون برتری میاره و این بهتر بودن باعث میشه خوشحالتر بشن، ولی نمیدونن که چطور میشه انسان بر انسان برتر باشه؟
Mitikoma
۱
مردن بهتر از زندگی کردنه اما با این شرط که تو قبل از مردن یک بار واقعا زندگی کرده باشی
✨inside the moon
۱
هیچکس خدا را برای خدا نمیخواست.
ویماند
۱
دنیا برای انسانها فقط حول «من» بود. خدای من، کشور من، خانوادهٔ من، آرزوهای من، زندگی من، عقاید من، احساسِ من. برای انسان همه چیز من بود، همه چی!
ویماند
۱
عادت کردن هنر مشترک همهٔ انسانها بود.
✨inside the moon
۱
شاید انسان نمیاندیشید بلکه خود اندیشه بود.
✨inside the moon
۱
- می دونی چیه؟ مشکل تو این نبود که به خدا ایمان نداشتی، مشکلت این بود که خودتو باور نداشتی تمیس. خدا نیازی نداره باور بشه یا دوست داشته بشه اما تو داری،
✨inside the moon
۱
اگر واقعا زندگی کنی دیگه لازم نیست نگران مردن باشی. نگران زندگی باش، مرگ خودش بی صبرانه منتظرته!
✨inside the moon
۱
”دوست داشتن «مثل یک زنجیر بر گردن انسان بود. تا جایی که انسان خودش را فراموش میکرد و با حرکت زنجیری که آن سرش در دست محبوب بود به این سو و آن سو کشانده میشد.
