جملات زیبای کتاب ناگهان تابستان گذشته | طاقچه
تصویر جلد کتاب ناگهان تابستان گذشته
off
٪۷۰

کتاب ناگهان تابستان گذشته

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۲۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
تنسی ویلیامز، مسعود خیام
انتشارات: 
نشر قطره
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فائزه قائمی
۱۹
او شهرت پس‌از مرگ را می‌خواست. دوست داشت هنگامی‌که شهرت نمی‌تواند به او لطمه بزند مشهور شود
فائزه قائمی
۱۴
زندگی اغلب مردم چیست، به‌جز جمع کردن خرت‌وپرت و آت‌وآشغال؟ هر روز بیشتر آت‌وآشغال تلنبار می‌کنند و دنبال خود می‌کشند. هرگز آن‌ها را دور نمی‌ریزند و پاک‌سازی نمی‌کنند، تا نهایتاً مرگ.
silver moon
۵
ماه‌گرفتگان و جنون‌زدگان برای کارهای دیوانه‌وارشان به دلیل نیاز ندارند.
silver moon
۵
«همهٔ ما کودکان کودکستان پهناوری هستیم که می‌کوشیم نام خدا را با الفبای نادرست هجی کنیم.»
فائزه قائمی
۳
این توهم شکوه نبود، واقعاً خودِ شکوه بود.
silver moon
۲
کار شاعر زندگی او، و بالعکس، زندگی شاعر کار اوست. بله، زندگی شاعر کار شاعر است و شما نمی‌توانید کار و زندگی شاعر را از هم جدا بدانید. برای مثال، کار فروشندگان با زندگی آنان فرق دارد، کار آنان یک چیز است و زندگی آنان چیزی دیگر. چنین تفاوتی بین کار و زندگی پزشکان، وکلا، تجار و دزدان نیز دیده می‌شود. اما احساس شاعر و هنرمند ویژه است. زندگی شاعر کار او و کار شاعر زندگی اوست،
پویا پانا
۲
دیوونگی تنهاتر از مرگه.
فائزه قائمی
۲
هرکسی باید با جنبه‌های خام و آسیب‌پذیر خویش روبه‌رو شود و با آن‌ها درگیر شود. باید با چالش‌هایی روبه‌رو شویم که وادارمان می‌کنند با حقیقت وجود خود روبه‌رو شویم، همان بخشی از خود که معمولاً مخفی‌اش می‌کنیم.
فائزه قائمی
۱
ما «قابلمه‌ای برای پختن سبزیجات نداریم»
فائزه قائمی
۱
یه کشتی به کوه یخ خورده و همه غرق شدن.
silver moon
۰
«انسان گرگ انسان است»
پویا پانا
۰
زندگی اغلب مردم چیست، به‌جز جمع کردن خرت‌وپرت و آت‌وآشغال؟ هر روز بیشتر آت‌وآشغال تلنبار می‌کنند و دنبال خود می‌کشند. هرگز آن‌ها را دور نمی‌ریزند و پاک‌سازی نمی‌کنند، تا نهایتاً مرگ...
پویا پانا
۰
جنون‌زدگان برای کارهای دیوانه‌وارشان به دلیل نیاز ندارند.
پویا پانا
۰
برای آدم عاقل یه کلمه کافیه.
فائزه قائمی
۰
خورشید مثل استخونِ سفیدِ یه غول وحشی آتیش‌گرفته توی آسمون بود
فائزه قائمی
۰
جوامعْ تابو را، به‌ویژه تابوهای ممنوع جنسی را، با جارو زیر قالی پنهان می‌کنند، اما ویلیامز تابو را چون سیلی محکمی به صورت جامعه می‌کوبد.